سه روز خانم جان در کعبه بودن
و روزِ چهارم یعنی حدودِ شبِ هیجدهم رجب
به همراهِ مولاعلی از کعبه خارج شد.
کنجکاوید که بدونید اون داخل چی شد؟
معصوم فرمود:
در اونجا جنابِ حوا و ساره و آسیه و مریم و مادر حضرت موسی وارد شدن و به حضرت فاطمه بنت اسد سلام و تهیت و درود داشتن..
جنابِ حوا به مولاعلی عرض ادب کرد
و مولاعلی احوالِ ایشون و جنابِ آدم رو پرسید...
پاسخ داد:
به خاطرِ ولایتِ شما در بهشت برخوردارِ نعمت هست...
مولا رو با حریر پوشاندند و آبِ حوض کوثر رو به بدنِ آقا معطر کردن و بعدش انبیاء وارد شدن..
مولا بعدش به نبوتِ پیامبر و وصی بودنِ خودشون شهادت داد..
بعدش حضرت فاطمه بنت اسد و مولاعلی بیرون اومدند اما دوباره دیوار شکافت و بازم از در نه...
مولا چشمانِ مبارک رو به رویِ هیچکسی باز نکرد و دست به دست رفت تا چشمانش رو باز کنه...
رسم بود.
دیدید گاهی نوزاد بهتون چک میزنه و سنگین و یهویی هم میزنه؟
قنداقه رو دادن به دست ابوجهل و آقا همچنان چشمانش بسته بود.
آقا همونجا نقد یه چک خوابوند تویِ گوشِ ابوجهل طوری که تا آخر عمرِ کثیفش جایِ دستِ یَدُاللهیِ مولا رویِ صورتش بود🤌🏻
به آغوشِ پیامبر رفت و چشمانش رو به صورتِ مبارک پیامبر باز کرد..
مولاعلی در آغوشِ پیامبر سوره یِ مومنون رو قرائت فرمود...
قرآنی که هنوز نازل نشده!
قَد اَفلَحَ المومنون...
یه کم دیوونگی کنیم در قلم ؟ :)
مستی کنیم
از مولا بگیم
مستِ مولا بشیم
حق یاعلی
علی کیه؟ :)
.
وقتِ تولدش نوری در آسمان ظاهر شد و بت های کعبه ریخت و ابلیس فریاد زد:
وای بر این مولود!
که بت ها هم عبادتش میکنن!