از زندگی این روزا تون بگین؟چجوری میشه مدیریت زمان داشت؟
انگار دیگه به اتاق عمل و سختی هاش عادت کردین
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
+این روزها دارم در صفا و مروهی چند میدان سعی میکنم و بسیار محتاجم به دعای خیرتون.
+ اولین قدم برای مدیریت زمان،
تنظیم ساعت خواب و بیداریه.
(یک روز انشاءالله بیشتر دربارهاش مینویسم.)
+آدم که به درد عادت نمیکنه.
اما خاصیت درد اینه که ظرف آدمو بزرگتر میکنه.
#ناشناس
چه چیزی رو تو خواستگارامون دیدیم باید بفهمیم یه جای کار میلنگه؟
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
روند خواستگاری، آشنایی و ازدواج اینطوری نیست که با دیدن یچیزی بگی طرف کنسله!
شما اول باید خودتونو درست بشناسید.
یعنی گذشته(مسیری که طی کردید)، حال (همهی آنچه که الان هستید) و آیندهتون(اهدافتون) رو درنظر داشته باشید؛
خطوط قرمز، زرد و سبزتون رو دربیارید؛
اونوقت خواستگار محترمتون رو با همهی این موارد بسنجید.
درنهایت هم حتما از راهنماییهای یک مشاور کاربلد برای تشخیص درستی یا غلطی تصمیمتون استفاده کنید.
در تمام مسیر هم توکل و توسل رو همراهتون داشته باشید.
#ناشناس
سلام ، خوبید ؟ چیشد رفتید سمت معماری ، تکلیفتون رو این طور دیدید؟ و در ادامه خواستم بپرسم این تکلیف چیه که همه دنبالش اند و چجوری میشه پیدا کرد؟
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
سلام و نور.
تکلیف چیه؟
آفرین به شما بابت این سوال خوب.
پیشنهاد میکنم واژهی «تکلیف» رو در صحیفه امام خمینی و بیانات حضرت آقا جستجو کنید.
#ناشناس
«خستگی، شغل ماست.
ما خسته به دنیا میآییم
و خسته میرویم.»
مردی در تبعید ابدی، نادر ابراهیمی
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و عرفان، طریقت، سلوک و شریعت
آیا چیزی جز همین سه کلمه ست؟
همه چی خدا..
شهید مدافعِ حرم محمود رادمِهر♥️
#ناشناس
یحیی سنوار شهید شده یا فریب رسانه ایه؟🥲🥲
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
من اینو میذارم فقط برا اینکه بگم
در شنیدن و کسب اخبار عجله نکنید.
ما همینجوریش هم مدام خیلی زیاد تحت تنش های مختلف محیط زندگی قرار داریم.
دیگه لازم نیست دستی دستی خودمونو بندازیم تو هول و ولای اینکه زودتر از بقیه اخبار رو بفهمیم.
هرچی باشه بعد از گذشت نهایتا یکی دو روز، خبر قطعی هرچیزی اعلام میشه.
آیا مسابقهست؟
مسابقهی کی بیشتر میدونه و وصله؟
چند سوال دارم.
چرا باید مدام در معرض اخبار باشیم؟
چرا باید اولین نفر همه چیز رو چک کنیم؟
فرض میگیریم یک شخصی از دنیا رفت،
الان بفهمیم یا اینکه دو ساعت بعد بفهمیم چه فرقی داره؟
آیا ما جزو مدیران یا کنشگران سیاسی هستیم که باید سریعا از اخبار مطلع باشیم؟
آیا جماعتی منتظر اظهار نظر و تحلیل سریع ما هستند؟
آیا باید تصمیم سریعی بگیریم که تعیین کنندهی مرگ و زندگیه؟
اگر پاسخ منفی هست،
برای حفظ تمرکز و نظم ذهنیمون در سایر ابعاد زندگیمون هم که شده، کمی آرامتر باشیم.
آخرالزمان پر از وقایع سریع و ابتلائاته.
اگه قرار باشه با هر کدوم از امواجی که بلند میشه، تکون بخوریم و جابجا بشیم، وارد تلههای فکری، ذهنی، روانی و روحی بدی خواهیم شد که کارمونو برای ادامهی مسیر سختتر میکنه.
به خودتون این لطفو بکنید و اگر شغلتون درارتباط مستقیم با سیاست و رسانه نیست، خودتونو کمتر در مواجههی سریع با اخبار و رسانه قرار بدید.
#آینه
آدم ها همانقدر میتوانند احساسات ما را کنترل کنند که ما در ذهنمان به آنها قدرت میدهیم.
❞مثل نهنگ نفس تازه میکنم
توی شربت، قندها شکایتی از آب شدن ندارند
و آب هم شکایتی از شیرین شدن.
زن و مرد مثل آب و قندن.
یکی سفت و یکی روون.
تا با هم حل نشن، شربت نمیشن.
❞مثل نهنگ نفس تازه میکنم
#باهمبسازیم
همه خوابند و ظرفها بیدار
تا که دستی به رویشان بِکِشم
خانه،بینظم و فرشها ،دَرهَم!
شانهای کو به مویِشان بِکشم؟
بچه ها،خواب! کار، بیدار است!
کار، با من، همیشه همراه است!
مثلِ اشعارِ سَرزده، یکسَر
پیـــــش میآید و بزَنگاه است!
کارِ خانه، تمام شد امشب!
هدیه شد اَجرِ آن، به مادرمان!
که همین ظرف شستنِ ساده
شُسـته گَردِ گناه را از جان
دفتـرِ کارهای امشب هم،
مُـــــــهــــرِ تشـــــــویقِ آفــــــــرین دارد!
بندگــــــی، مــــــادری و هــــمســــــریَم
شــــــعرِ نـــــابی در آســــــتیـــــن دارد
خـــــــــواب، آمـــــــد! خــــــیالها بروند!
تا دل از دغـــــــدغه رهــــــا باشـــــــد!
نیمهشب میــپَرَم، سَرَک بکشم
که پتــــــو روی بچـــــه هــــــا باشــــــد!
تجــــــربه گفـــــته خواب هم باشم،
فکــــــــر از سَــــــر نمـــــیرود بیرون!
مــــــــثـــــــــــلاً داغِ غــــــــزه و لبـــــــنان!
مـــــــــثـــــــــلاً محوِ کامــــــــلِ صهیون!
صبــح و شب ، مادرانه مشغولم!
خانــــــه ام نذرِ عتـــــــرت و قــــرآن!
که مــــــگر باشــــــــم آخـــــرِ سَـــــر از
مادرانِ حماســــــه ســــــازِ جــــــــهان
❞دکتر عارفه دهقانی
+ هیچ زنی نیست که دیگ غذایش را بشوید، مگر آنکه خدا او را از گناهان و خطاها میشوید.
❞حضرت فاطمه(س)، وسائلالشيعه، ج۲، ص۳۹