3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولدی علی!
دومین محرمت پر برکت..
مرد میدان بمان...
/شب ۱۰۶ ام/
آه حسین...
ما یجایی توی دعاهامون میگیم
خدایا ما رو آنی و آنی به خودمون وا مگذار..
توی سورهی توحید، گفته شده
لم یلد و لم یولد
چیزی از خدا زاییده نشده و نمیشه
یعنی چیزی نیست که از خدا جدا بشه و مستقل به حیاتش ادامه بده
یعنی هرچیزی که هست، برای خداست
و فقط آن به آن به ما داده میشه و دوباره برای خداست
هیچ چیزی نیست که مطلق و دائما برای ما باشه.
خدا در هر لحظه و آن به آن هرچیزی رو مدام به ما میده و میتونه هر لحظه اراده کرد دیگه نده..
حالا با این نگاه دوباره میگیم
#خدایا
ما از توییم
ما رو حتی آنی به حال خودمون نذار
ما رو آنی از خودت جدا نکن
این محرمی ما رو بردار برای خودت
ما رو به خودمون برنگردون...
#تدبر
#وعدهیصادق
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ
فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ
وَلَا يَتَسَاءَلُونَ (مومنون، ۱۰۱)
وقتی در شیپور قیامت بدمند، در آن روز،
نه بینشان روابط قوموخویشی باقی میماند
و نه برای کمکخواستن،
حالی از هم میپرسند!
+ هروقت خواستی بخاطر کسی،
هرچقدر که برات عزیزه،
پشتِ پا به خدا بزنی
و خلاف چیزی که ازت خواسته عمل کنی،
یاد این وعدهی خدا بیفت :)
+نماز روز آخر ماه ذیالحجه رو خوندم و آخیش.. خداروشکر که روزیمون شد امسال.. خداروشکر که بازم به محرمش رسیدیم...
«نَهَيتُکُم عَن هَذِهِ الحکومةِ فَأَبَيتُم عَلَيَّ إِباءَ المُنابِذینَ حَتَّی صَرَفتُ رَأیی إِلَی هَوَاکُم»
شما را از حكميت [مذاکره با معاویه] بازداشتم؛ پس برای من خودسری کردید چونان خودسری پیمانشکنان، تا ناگزیر تصمیم خویش را با هوس شما هماهنگ کردم.
نهج البلاغة، خطبهٔ ۳۶
دو خط روضهی شب هشتم:
ریز ریزی ولی عزیزی تو
چه کنم از عبا نریزی تو...
آه حسین....
آخ
بنا نبود که آفت به باغ ما بزند
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند
بلند شو پسرم
ای عصای پیری من....
آه حسین...
امشب صدقه برایِ قلبِ نازنینِ امام زمان سلام الله علیه فراموش نشه...
فرمود هر جایی روضه یِ عموجانم ابالفضل خونده بشه من خودم رو سراسیمه میرسونم! نفرمود خودم رو میرسونم بلکه سراسیمه خودم رو میرسونم...
داشتم به این حالتِ سراسیمِگی فکر میکردم که چرا آقاجان چنین فرمود؟ در مقتل دیدم آخه جدش اباعبدالله سراسیمه خودش رو به پیکرِ پاره پاره یِ ابالفضل رسوند.
#خدایا!
امشب به حقِ ابالفضل، به همه مردانِ ما غیرتِ ابالفضلی عنایت بفرما.
کربلایی نریمان پناهی-868713003591590142_111096210571991.mp3
زمان:
حجم:
8M
حسین جان
این صورت، عاشورا نذرِ توست..
هر زخمی بهش حلاله..
این سینه، عاشورا نذرِ توست..
هر ضربه ای بهش رواست..
این جان، عاشورا برایِ توست..
بیا به طلبش..
بیا طلبت رو از من بگیر..
بیا و حسابت رو صاف کن...
شب و روزِ عاشورا بگو حسین جان!
من یک سال هر وقت لنگ شدم اومدم سراغت و کَشکولم رو پر کردی
ولی امشب و امروز هیچی نمیخوام!
فقط اومدم گریه کنم و به سینه بزنم
به سر و صورتم در عزایِ تو لطمه بزنم...
آه حسین....
از خدا میخوام که من رو در غمت عاشورا دق مرگ کنه و برات بمیرم!
بگو حسین جان من امروز هیچ نذری ندارم!
یک سال من طلب کردم و تو عنایت کردی
حالا امروز تو طلب کن و من نثارت کنم!
تو امروز از جانم رو طلب کن در غمت
منم اجابت کنم!
حسین جان من یک سال مالِ گناه و نَفسانیتِ خودم یا مالِ مردم بودم اما امروز عاشورا میخوام در تَمَلُّکِ تو باشم!
مالِ تو باشم!
امروز هیچی جز مردن و سوختنِ در غمت نمیخوام...
آخ حسین......