eitaa logo
راشِدون
211 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
230 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از نکات مهم برنامه ریزی یک خانم که به شدت مشغله داره، اینه که جلوی «بلعیده شدن کل روز توسط کار خونه» رو بگیریم..
تلفنش زنگ خورد قلبم از جا کنده شد.. نوای آروم و بی‌کلامِ باید برخاست پرتم کرد به روزهای تلخ.. من از شنیدن هرچیزی که یاد اون روزها بندازتم، فرار می‌کنم. فرار می‌کنم و به مولا پناه می‌برم. فرار می‌کنم و خودم رو در آغوش باز اباعبدالله رها می‌کنم. فرار می‌کنم به رویاهایم و خودم رو تصور میکنم درحالیکه من نیز هم... به قول آقای شهید، گاهی دل از غم مالامال می‌شه غم‌هایی هست که کوه‌ها رو می‌شکنه اما انسان مومن رو نمی‌تونه. قدم‌ها رو باید محکم برداشت راه رو باید ادامه داد..
روز ۱۷۲ ام.
با تو در عهدیم تا صبح ظهور..
تنها چیزی که می‌تونه حالمو بلافاصله بعد از یه شیفت سخت و پر کار، خوب کنه: نارنگی سبز‌ محبوبم بوش رو میتونین تصور کنین ؟😋
پسر ۱۵ ماهه‌ام یاد گرفته است جلوی عکست که قرار می‌گیرد، طوری که معلوم است دارد با تمرکز این ‌کار را انجام می‌دهد، دهانش را باز می‌کند، چشمانش را درشت می‌کند، ( آ ) را که برایش راحت ‌تر است اول کمی کشیده می‌گوید و بعد از جایی انتهای گلویش که ‌نمیدانم چطور آن‌جا را تشخیص داده و یافته است، می‌گوید : ( قا ). ترجمه‌اش می‌شود: ( آقا ). اینطور نبود که بایستم جلوی عکست و حالا هی بگویم آقا و او تکرار کند تا یادبگیرد! دو روز پیش دیدم خودش جلوی عکس که قرار گرفت، این صدا را از خودش در آورد و عکس را بوسید. هرجا که صدای شعار دادن و سرودهای انقلابی و حماسی را بشنود یا فیلم جماعتی را ببیند که پرچم دست گرفته‌اند، دستانش را بالا می‌آورد و به حالت شعارگونه‌ای تکان می‌دهد و با زبان بی‌زبانی‌اش همراهی می‌کند. دیشب دیدم وقتی سرودهای شبکه‌ی خبر شروع شد، کیف کوچک دوران کودکی‌ام را که در سبد اسباب بازی هایش بود را برداشته و به مثابه‌ی پرچم آن را در هوا تکان می‌دهد. این درحالیست که وقتی موزیکی می‌شنود، بدون آنکه آموزش خاصی دیده باشد خودش بلند میشود و با تکان دادن پاهایش بطور نامتناوبی و چرخیدن دور خودش، پاپا میکند و دست می‌زند. از آن ور وقتی صدای مداحی می‌شنود هم حتی اگر خیلی خیلی دور و مبهم و آهسته باشد، بطور خودجوش دو دستی و تند تند و نامنظم به شکم و سینه‌اش می‌زند. نمیدانم در این ۱۵ ماه، خاصتا این روزها و شب‌ها این بچه‌ها تحت آموزش مستقیم چه چیزهایی بودند، ولی میدانم قطعا حضور در جمع‌های انقلابی شب‌ها در میدان، آنچنان تاثیری روی این بچه‌ها گذاشته است که تقریبا همه‌شان این چیزها را بدون اینکه آموزش مستقیمی ببینند، تشخیص داده، تفکیک کرده و متناسب با هرکدام، رفتار خاصش را انجام می‌دهند. شب‌های جنگ که نه. شب‌های تربیت.. /روز صد و هفتاد و هفتمی است که سیدعلی خامنه‌ای، پیشوند دارد/ + ما نتیجه اتفاق‌هایی هستیم که در زندگی تجربه کرده‌ایم..
جوجه‌ی امروزمون🐣 + فقط حرف ماما🤓😁 بعدش بهش گفتم آخه میدونی وجودش خود معجزه‌ست :)
« اللّهُمَّ صَلِّ‌عَلی‌مُحَمَّد وَآلِ‌مُحَمَّد وَعَجِّل‌فَرَجَهُم »
آنها که راهِ دراز و وقت کم را فهمیده‌اند، مجبورند که خود را زیاد کنند و رُشد بدهند. - 📚راه رشد -