💠 مسابقه سراسری کتابخوانی
📚 از کتاب نماز در سیره و سخن امام رضا علیه السلام
🔸ویژه گروه سنی ۱۵ سال و بالاتر
🗓 زمان برگزاری: ۲۱ مرداد لغایت ۲۱ مهر سال ۱۴۰۲
📧 آزمون مسابقه بصورت مجازی از طریق سامانه
🖥 mehr.namaz.ir
📦 عرضه کتاب مسابقه با ۵۰٪ تخفیف و نسخه الکترونیکی(ایپاپ) با ۷۵٪ تخفیف
🎁 همراه با ۱۱۴ جایزه نقدی سه میلیون ریالی
🔍 اطلاعات بیشتر در پایگاه اطلاع رسانی ستاد اقامه نماز به نشانی:
🕋 namaz.ir/?p=109749
#نماز
#امام_رضا
#مسابقه_کتابخوانی
#اداره_تبلیغات_اسلامی_شهرستان_فومن
https://eitaa.com/TABLIGHAT_FOMAN
هدایت شده از کانال سخنرانی های برتر
سخنرانی-حجت-الاسلام-رفیعی-پیرامون-مقام-و-شخصیت-امام-رضا-علیه-السلام2.mp3
6.54M
🔖منبر کوتاه 🔖
#امام_رضا علیه السلام
#استاد_رفیعی
💠 سه دعای مستجاب زائر امام رضا علیه السلام 💠
سخنرانی های برتر #عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/1072169065Ca5c0824b56
سخنرانی-حجت-الاسلام-رفیعی-پیرامون-مقام-و-شخصیت-امام-رضا-علیه-السلام2.mp3
6.54M
🔖منبر کوتاه 🔖
#امام_رضا علیه السلام
#استاد_رفیعی
💠 سه دعای مستجاب زائر امام رضا علیه السلام 💠
سخنرانی های برتر #عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/1072169065Ca5c0824b56
.
♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید
🔰 @tablighat_foman
.
🍃 غريب نوازى ثامن الحجج (ع)
شيخ على نامى كه از مردان شايسته و پارسا بود در معيّت حاج شيخ مهدى نجفى عازم زيارت آقا على بن موسى الرضا عليه السلام مىشود.
شيخ على كه كفيل خدمت و امين خرج شيخ مهدى و از ملازمان او بود مى گويد:
ما از شهر بغداد خارج شديم. من بيش از نيم درهم با خود نداشتم.
وقتى وارد مشهد شديم و مدّت زمانى در آنجا مانديم چيزى براى خرجى ما باقى نماند و كسى را هم نمىشناختيم كه از او پولى بعنوان قرض بگيريم.
به همراهانى كه مهمان شيخ مهدى بودند گفتم: امشب چيزى براى خوردن نيست. آنها هم هر كدام از پى كار خود رفتند.
ما وارد روضه مطهّر امام هشتم عليه السلام شديم و نماز خوانديم و زيارت كرديم. ديدم يك نفر پهلوى شيخ مهدى ايستاده و شيخ هم دست به دعا برداشته است.
آن مرد كيسهاى در ميان دست شيخ گذاشت. شيخ اشاره كرد كه شايد اشتباهى كيسه را در دست وى گذاشته است.
امّا آن مرد رو به شيخ نمود و گفت:
مگر نمىدانى براى هر امامى مظهرى
است؟ و براستى امام رضا عليه السلام كفيل حال غريبان است!
آنگاه اشاره به كيسه نمود وگفت: اين از جانب امام رضا عليه السلام است. بعد هم رفت.
مهدى شگفت زده شد. آنگاه به من نگاهى كرد وگفت: بيا كيسه را بگير.
من كيسه را از دست شيخ گرفتم، به بازار رفتم براى مهمانان، غذا و ميوه خريدارى كردم.
مهمانان وقتى طعامها را ديدند گفتند: تو كه سر شب ما را نااميد كردى. اكنون مىبينيم غذاى ما از هر شب بهتر و بيشتر است.
داستان شيخ و مردى كه كيسه اهدايى را داده بود را براى آنها بازگو نمودم. در ميان كيسه سيصد اشرفى بود.
📔 دارالسّلام نورى: ج۲، ص۲۵۸
#امام_رضا #داستان_بلند
🔰 @DastanShia
🔆 #امام_رضا علیه السلام:
💠 لَا یَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِیمَانِ حَتَّی تَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَی الرَّزَایَا؛
❇️ هیچ بندهای حقیقت ایمانش را کامل نمیکند مگر اینکه در او سه خصلت باشد: دینشناسی، تدبر نیکو در زندگی، و شکیبایی در مصیبتها و بلاها.
📚تحفالعقول، ص۴۴۶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ماجرای طلسم شیخ بهایی
در ساخت حرم #امام_رضا علیه السلام
سخنرانی های برتر #عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/1072169065Ca5c0824b56
.
♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید
🔰 @tablighat_foman
.
🌩️ نزول عذاب
محمد بن سنان گوید: نزد امام رضا (علیه السلام) بودم، به من فرمود:
ای محمد، در زمان بنی اسرائیل چهار نفر مؤمن بودند، یکی از آنها نزد سه نفر دیگر رفت که در خانۀ یکی از آنها برای مناظره میان خودشان گرد آمده بودند.
در خانه را کوبید، پس غلام خارج شد و از او پرسید آقایت کجا است؟ گفت در خانه نیست.
آن مرد برگشت و غلام نیز نزد آقای خودش بدرون خانه رفت.
آقایش از او پرسید که بود که در را کوبید؟ گفت فلانی و من در پاسخش گفتم که شما در خانه نیستید.
آقایش خاموش شد و غلام خود را در برابر این کار ملامت و سرزنش نکرد و هیچکدام از آن سه نفر هم از برگشتن آن مؤمن از در خانه غمگین نشدند و به گفتگوئی که داشتند باز روی آوردند.
چون فردا صبح شد، آن مؤمن به قصد دیدار آنها بیرون رفت و به آنها رسید در حالیکه با هم بیرون آمده بودند تا به کشتزاری که یکی از آنها داشت بروند.
پس به آنها سلام کرد و به آنها گفت: من هم با شما بیایم؟ گفتند آری و از آن مرد راجع به کار دیروز عذرخواهی کردند و آن مرد محتاج و ضعیف الحال بود.
در بین راه ابری بر آنها سایه افکند گمان کردند که دنبالش باران است و شتافتد که زودتر به مقصد برسند.
چون آن ابر بالای سرشان استوار گردید، ناگاه از میان ابر یک منادی ندا کرد: ای آتش اینان را بگیر و منم جبرئیل فرستادۀ خدا.
پس آتشی از میان ابر برخاست و آن سه نفر را گرفت و آن مؤمن وحشتزده به جا ماند و در شگفت بود از آنچه بر سر همراهانش فرود آمد،
و سبب آنرا نمیدانست تا اینکه به شهر برگشت و یوشع بن نون وصی موسی (علیه السلام) را ملاقات کرد و آنچه را که دیده و شنیده بود به او خبر داد
یوشع فرمود: آیا نمیدانی که خداوند بر آنها خشم کرد بعد از آنکه از آنها خشنود بود و این خشم برای کاری بود که دربارۀ تو انجام دادند.
پرسید: با من چه کار کردند؟
یوشع کار آنها را به او باز گفت.
او گفت من آنها را حلال کردم و از آنها در گذشتم.
فرمود: اگر این (حلال کردن) پیش از نزول عذاب بود فایده میداد. اما اکنون سودی ندارد و شاید بعد از این برای آنها سودمند افتد.
📔 الکافي: ج٢، ص٣۶۴
#امام_رضا #داستان_بلند
🔰 @DastanShia
.
♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید
🔰 @tablighat_foman
.
💠 افتخار به همنشینی با امام
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی نقل کرده است: من و صفوان بن یحیی و محمد بن سنان و عبدالله بن مغیرة با عبدالله بن جندب، همه محضر امام رضا (علیه السلام) وارد شدیم و ساعتی در خدمت آن حضرت نشستیم.
چون برخاستیم آن حضرت مرا فرمود: ای احمد تو بنشین. پس نشستم و شروع کرد با من سخن گفتن. من نیز سؤالهائی مینمودم و پاسخ آنها را میشنیدم.
تا اینکه بیشتر شب گذشت چون خواستم به خانه برگردم، بمن فرمود: که میروی یا همینجا میمانی؟ عرض کردم: قربانت گردم اگر بفرمائی بروم میروم و اگر بفرمائی بمانم میمانم.
آنگاه فرمود: که همینجا بخواب که دیر شده است، مردم به خواب رفتهاند. چون حضرت به اندرون رفتند، من به سجده افتادم و در سجده گفتم خداراشکر که حجت خدا و وارث علم انبیاء در میان برادران مؤمن با من انس گرفت.
هنوز در سجده بودم و شکر پروردگار میکردم که ناگاه متوجه شدم که امام تشریف آوردند. پس برخاستم و حضرت دستم را گرفت و فرمود:
ای احمد براستی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) صعصه بن صوحان را در بیماریاش عیادت کرد. چون از بالین او برخاست فرمود:
ای صعصعه مبادا که بر برادران خود افتخار کنی که من تو را عیادت کردم، و از خدا بترس.
امام رضا (عليهالسلام) این را فرمود و به اندرون خانه تشریف برد.
📔 بحار الأنوار: ج٧۳، ص٢٩٢
#امام_رضا #داستان_بلند
🔰 @DastanShia
.
♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید
🔰 @tablighat_foman
.
🔰 زمانه، دو روز است!
برقی از پدرش و او از حسین، پسر امام کاظم علیه السلام نقل کرده است:
ما، جوانانی از بنی هاشم، نزد امام رضا علیه السلام رفته بودیم.
در این هنگام، جعفربن عُمر علوی با لباسی ژنده از کنار ما گذشت.
ما به قیافه و شکل او خندیدیم.
امام رضا علیه السلام فرمود: به زودی او را ثروتمند و با پیروان زیادی خواهید دید.
تا این که کم تر از یک ماه جعفر فرمانروای مدینه شد.
روزی از کنار ما میگذشت؛ در حالی که بزرگان و غلامان با او همراه بودند.
⭕ امیرالمؤمنین على عليهالسلام: زمانه، دو روز است: روزى با توست و ديگر روز بر تو. اگر با تو بود، سرمست مشو و اگر بر تو بود، دلگير نشو. (مطالب السؤول: ص۵۷)
📔 بحار الأنوار، ج ۴۹، ص ۳۳
#امام_رضا #داستان_کوتاه
🔰 @DastanShia
.
♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید
🔰 @tablighat_foman