eitaa logo
رَسته
215 دنبال‌کننده
20 عکس
0 ویدیو
0 فایل
•دانشجوی طراحی لباس • من گم شدم تو آیینه‌ای، گم نمیشوی وقتش شده پیدا کنی مرا !!🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
احساس میکنم دارم از چیزی فرار میکنم، نمی دونم از چی یا از کی؟ فقط میدونم باید فرار کنم، شاید از خودم، شاید از آیندم، شاید از افکارم، یا شاید از زندگی. ولی هر چی میدوام انگار دارم رو یخای قطب میدوام، دوباره یخا حرکت میکنن و منو میارن سرجای اول تا هرروز زندگیم درست مثل روز قبلش باشه، تنها با یک تفاوت که اونم گذشتن عمرمه بدون هیچ چیز جالبی. فرار کردن رو دوست ندارم، اما نمی تونم ازش فرار نکنم، خودم نمیتونم درکش کنم چه حسیه،اما لعنت به این فرار.
رَسته
روز یازدهم، معاشرت‌های دلنشین.
روز دوازدهم، تصمیم به دخترونه تر تر بودن.
کتاب میخوام.
میرم بخوابم، رسم دنیا که عوض شد صدام کنید.
خواب چه نعمتیه واقعا؟ وقتی یه روزی ناراحتم و‌ حالم‌خوب نیست میخوابم و‌ فردا صبحش انگار یه شروع دوباره‌ست برام و حالم‌خوبه.
حالا این وسط چرخم چرا نمی‌دوزه؟
می‌ترسم از غار و تاریکی بیرون بیام و چیزی منتظرم نباشه.
بیش از حد صبورم، نه به این دلیل که بالغ شدم، بلکه چون هنوز جرئتِ ناامید شدن ندارم.
هدایت شده از - قرین -
اینکه آروم صحبت می‌کنم و آدم‌ها برای شنیدن حرفام ناخودآگاه سر و گردنشون به سمتم خم میشه ، خوشم میاد:)))
رَسته
روز دوازدهم، تصمیم به دخترونه تر تر بودن.
روز سیزدهم، هم صحبتی های لذت بخش.
کافیه ‌یه شب با آرایش بخوابی، دیگه روت تو روی خودت باز میشه و هرشب برنامه همینه.
دانشگاه من حضوری شده. آتش بس دیگه بس.