منظور این نیس که بد باشن، اما تا یه جاهایی کمک کنندست، مطالب از یه حدی به بعد تکراری میشن.
در نهایت به این میرسی که پایه و بیس همه کلاس ها و دوره هایی که رفتی یکیه و از اینجا به بعد مسیر کاملا بستگی به خودت داره که از اون دانش و اطلاعات کجا و به چه صورت استفاده کنی.
مثال کوچکش اینه که من میدونم چرخه رنگ و همجواری و مکمل بودن رنگ ها به چه صورته، حالا هی بیام کلاسای مختلف رنگ و برم، حتی سر کلاس بهترین استاد بشینم، آیا فرق زیادی به حالم میکنه؟ نه.
فقط پول و وقتم میره.
حالا به جاش بیام از همون اطلاعاتی که دارم استفاده کنم و انرژی و وقتمو تو دنیای واقعی و بازار کار صرف کنم، اونجاست که واقعا پیشرفت شروع میشه.
کرم یه دوره جدید افتاده بود به جونم، لازم داشتم با گفتن این حرفا قانع بشم که واقعا اونقدرام نیاز ندارم.😭
طبق تجربه بخوام بگم، اسم دوره هارو عوض میکنن و یه چیز عجیب میذارن و با القای اینکه این دوره مارو شرکت نکنی هیچی نمیشی و از بقیه که شرکت کردند عقب میمونی و... باعث میشن با هر استرس و حس ناکافی بودنی بری اون دوره رو شرکت کنی، و بعد میبینی همونایی هستن که قبلا بلد بودی، منتهی با اسم و بسته بندی جدید.
از این وجه زندگی که انقدر میچرخه و میچرخه تا بهت ثابت کنه که نه، همچین قرارم نیست همیشه انقدر حالت بد بمونه خیلی خوشم میاد.
خیلی خیلی زیاد.
نباید اجازه بدم برام عادی بشه،
اون چیزی که برای به دست آوردنش تلاش کردم،
اون چیزی که براش ذوق داشتم،
اون شغل، اون رتبه، اون رشته، اون درآمد، اون عشق، اون خونه، اون ماشین؛ هرچی که هست نباید اجازه بدم برام عادی بشه.
فردا صبح باید برم اموزشگاه، ظهر تا عصر سرکار، عصر هم دانشگاه.
با شناختی که از خودم دارم اخرم هیچکدومو نمیرم.