نقاشی وسایل ورزشی
سمانه بیگزاده
کلاس اول یاس ۲
عضو کمیته ورزشی شورا
#دبستان_الغدیر1_ناحیه2
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر خوانی ثنا صفرخانی
در وصف مصیبت حضرت زهرا س😭😭😭😭
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پویش خانه های فاطمی سرکار خانوم مصطفی پور و دختر گلشون ثنا صفرخانی با قرائت حدیث شریف کسا 🖤🖤🖤🌹🌹🌹
37.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#طراحی بازی ، درس اجتماعی ، آموزگار: خانم بنائی ، دبستان شهید خازنی 👆🌺
🍃🌺🍃
#دبستان_شهید_افسر_یک
#هر_روز_یک_حدیث
♥️ #پیامبر_اکرم_صلی_الله_و_آله
🍃سه #گناه است که کیفرشان در همین دنیا می رسد و به آخرت نمیافتد:
🔸آزردن پدر و مادر
🔸زورگویی و ستم به مردم
🔸ناسپاسی نسبت به خوبیهای دیگران
📖 #امالی_مفید_ج_١_ص_٢٣٧
🍃🌺🍃
فعالیت های پرورشی دبستان شهیدافسریک
https://eitaa.com/ShahidAfsar1_Parvareshi
🌸🍃🌸
#دبستان_شهید_افسر_یک
#مناسبتهای_ملی
#بیست_و_نهم_دی
#روز_هوای_پاک_گرامی_باد
🌸🍃🌸
فعالیت های پرورشی دبستان شهیدافسریک
https://eitaa.com/ShahidAfsar1_Parvareshi
🍃🇮🇷🇮🇷🍃
#دبستان_شهید_افسر_یک
#دوشنبه_بیست_و_نهم_دی_۱۳۹۹
#گزارش_تصویری
🥀به لطف خداوند متعال و باعنایت حضرات معصومین علیهم السلام،
جلسه ویژه ای برای بررسی نحوه انجام فعالیتهای کلاسی و #ارزشیابی پایانی نوبت اول و نیز طرح و بررسی مشکلات و ارائه راهکارها با حضور مدیریت و معاونت محترم و آموزگاران بزرگوار دبستان شهیدافسریک برگزار گردید.🥀
🍃🇮🇷🇮🇷🍃
@Shahid_Afsar1
🌸🍃🌸
#دبستان_شهید_افسر_یک
#مناسبتهای_ملی
#بیست_و_نهم_دی
#روز_هوای_پاک_گرامی_باد
🌸🍃🌸
فعالیت های پرورشی دبستان شهیدافسریک
https://eitaa.com/ShahidAfsar1_Parvareshi
#لبیک_یا_زهرا
🌺🍃🍃🌺
#دبستان_شهید_افسر_یک
#پایه_چهارم_ب
#دوشنبه_بیست_و_نهم_دی_۱۳۹۹
🌺🍃🍃🌺
🕊 #سلام_بر_شهدا
👇👇
🥀لطفا به برنامه کلاسی و فعالیت ها دقت کافی داشته باشید.🥀
👇👇
👈زنگ اول #علوم_تجربی
👈زنگ دوم #نگارش
👈زنگ سوم #ریاضی
🦋 موفق باشید 🦋
شهیدافسریک کلاس چهارم ب
﷽
کانال ویژه کلاس چهارمی های عزیزم
آیدی اینجانب جهت پاسخگویی
@M_NAJAFI6660
https://eitaa.com/students4_1399
🍃🌸🌸🍃
#دبستان_شهید_افسر_یک
#پایه_چهارم_ب
#دوشنبه_بیست_و_نهم_دی_۱۳۹۹
#کلاس_قصه
✔️عنوان داستان کوتاه👇
🥀پیر زن و خدا🥀
🍃پیرزن باتقوایی درخواب خدارادیدو به اوگفت:((خدایا،من خیلی تنهاهستم، آیامهمان خانه من می شوی؟))
😊خدا قبول کردوبه اوگفت که فردابه دیدنش خواهد آمد...
🍃پیرزن ازخواب بیدار شد،باعجله شروع به جاروکردن خانه کرد.
رفت وچند نان تازه خریدوخوشمزه ترین غذایی راکه بلدبود،پخت.
☺️سپس نشست ومنتظر ماند...☺️
👈چنددقیقه بعد درخانه به صدادرآمد...
🥀پیرزن باعجله به طرف دررفت وآن رابازکرد.😳پشت درپیرمرد فقیری بود.! پیرمردازاوخواست تاغذایی به اوبدهد. 😡پیرزن باعصبانیت سرفقیر دادزدودر رابست.😡
👈نیم ساعت بعدبازدرخانه به صدا درآمد.پیرزن دوباره درراباز کرد.
😡این بارکودکی که ازسرمامی لرزید ازاوخواست تاازسرماپناهش دهد.
پیرزن باناراحتی در رابست وغُرغُرکنان به خانه برگشت.😡
👈نزدیک غروب باردیگردرخانه به صدا درآمد.
☺️این بارپیر زن مطمئن بودکه خدا آمده،پس باعجله به سوی در دوید...
درراباز کردولی...😳
این بارنیز زن فقیری پشت دربود.
زن ازاوکمی پول خواست تابرای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد.
😡پیرزن که خیلی عصبانی شده بود،با دادوفریاد،زن فقیررادورکرد.😡
✔️شب شدولی خدانیامد.!!
😔پیرزن ناامید شدورفت که بخوابدو درخواب باردیگرخدارادید...
پیرزن باناراحتی به خـداگفت:
⛔️((خدایـا،مگرقول نداده بودی که امروزبه دیدنم می آیی؟))⛔️
🦋خداجواب داد:
((بله،ولی من سه باربه خانه ات آمدم و توهرسه باردر رابه رویم بستی!..))
🌸🍃🍃🌸
❤️نتیجه ای که از داستان میگیرید را در پنج خط بنویسید وتصویر آن رابرای من ارسال کنید