eitaa logo
رواق ۲ ( مدارس ناحیه ۲ )
2هزار دنبال‌کننده
39.4هزار عکس
16.7هزار ویدیو
1هزار فایل
🌐 کانال روشهای تدریس، خلاقیت‌های آموزشی و پرورشی و فعالیت‌های مدارس 👨‍💻 ارتباط مستقیم با ادمین: کانال اطلاع‌رسانی اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ قم: @ravagh2 پورتال اطلاع‌رسانی اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲: https://n2-qom.medu.gov.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
نقاشی وسایل ورزشی سمانه بیگزاده کلاس اول یاس ۲ عضو کمیته ورزشی شورا
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر خوانی ثنا صفرخانی در وصف مصیبت حضرت زهرا س😭😭😭😭
ریحانه طاهری سوم مینا ب آتش کشیدن درب خانه حضرت زهرا سلام الله علیها
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پویش خانه های فاطمی سرکار خانوم مصطفی پور و دختر گلشون ثنا صفرخانی با قرائت حدیث شریف کسا 🖤🖤🖤🌹🌹🌹
37.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازی ، درس اجتماعی ، آموزگار: خانم بنائی ، دبستان شهید خازنی 👆🌺
🍃🌺🍃 ♥️ 🍃سه است که کیفرشان در همین دنیا می رسد و به آخرت نمی‌افتد: 🔸آزردن پدر و مادر 🔸زورگویی و ستم به مردم 🔸ناسپاسی نسبت به خوبیهای دیگران 📖 ١_ص_٢٣٧ 🍃🌺🍃 فعالیت های پرورشی دبستان شهیدافسریک https://eitaa.com/ShahidAfsar1_Parvareshi
🍃🇮🇷🇮🇷🍃 ۱۳۹۹ 🥀به لطف خداوند متعال و باعنایت حضرات معصومین علیهم السلام، جلسه ویژه ای برای بررسی نحوه انجام فعالیت‌های کلاسی و پایانی نوبت اول و نیز طرح و بررسی مشکلات و ارائه راهکارها با حضور مدیریت و معاونت محترم و آموزگاران بزرگوار دبستان شهیدافسریک برگزار گردید.🥀 🍃🇮🇷🇮🇷🍃 @Shahid_Afsar1
ستایش اسفندانی دوم رز👆👆🌼🌸🌺احسنت رنگ آمیزی عالیه🧡🧡🖤🖤
🌺🍃🍃🌺 ۱۳۹۹ 🌺🍃🍃🌺 🕊 👇👇 🥀لطفا به برنامه کلاسی و فعالیت ها دقت کافی داشته باشید.🥀 👇👇 👈زنگ اول 👈زنگ دوم 👈زنگ سوم 🦋 موفق باشید 🦋 شهیدافسریک کلاس چهارم ب ﷽ کانال ویژه کلاس چهارمی های عزیزم آیدی اینجانب جهت پاسخگویی @M_NAJAFI6660 https://eitaa.com/students4_1399
🍃🌸🌸🍃 ۱۳۹۹ ✔️عنوان داستان کوتاه👇 🥀پیر زن و خدا🥀 🍃پیرزن باتقوایی درخواب خدارادیدو به اوگفت:((خدایا،من خیلی تنهاهستم، آیامهمان خانه من می شوی؟)) 😊خدا قبول کردوبه اوگفت که فردابه دیدنش خواهد آمد... 🍃پیرزن ازخواب بیدار شد،باعجله شروع به جاروکردن خانه کرد. رفت وچند نان تازه خریدوخوشمزه ترین غذایی راکه بلدبود،پخت. ☺️سپس نشست ومنتظر ماند...☺️ 👈چنددقیقه بعد درخانه به صدادرآمد... 🥀پیرزن باعجله به طرف دررفت وآن رابازکرد.😳پشت درپیرمرد فقیری بود.! پیرمردازاوخواست تاغذایی به اوبدهد. 😡پیرزن باعصبانیت سرفقیر دادزدودر رابست.😡 👈نیم ساعت بعدبازدرخانه به صدا درآمد.پیرزن دوباره درراباز کرد. 😡این بارکودکی که ازسرمامی لرزید ازاوخواست تاازسرماپناهش دهد. پیرزن باناراحتی در رابست وغُرغُرکنان به خانه برگشت.😡 👈نزدیک غروب باردیگردرخانه به صدا درآمد. ☺️این بارپیر زن مطمئن بودکه خدا آمده،پس باعجله به سوی در دوید... درراباز کردولی...😳 این بارنیز زن فقیری پشت دربود. زن ازاوکمی پول خواست تابرای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. 😡پیرزن که خیلی عصبانی شده بود،با دادوفریاد،زن فقیررادورکرد.😡 ✔️شب شدولی خدانیامد.!! 😔پیرزن ناامید شدورفت که بخوابدو درخواب باردیگرخدارادید... پیرزن باناراحتی به خـداگفت: ⛔️((خدایـا،مگرقول نداده بودی که امروزبه دیدنم می آیی؟))⛔️ 🦋خداجواب داد: ((بله،ولی من سه باربه خانه ات آمدم و توهرسه باردر رابه رویم بستی!..)) 🌸🍃🍃🌸 ❤️نتیجه ای که از داستان میگیرید را در پنج خط بنویسید وتصویر آن رابرای من ارسال کنید