°•|🍃🌸
#دلنوشته
🔻اے تاریـخ!
شـــاهـــد بـــــاش
ڪہ سربازان روحالله
همچـون فرزنـدان علــے
با اسیــرشان مدارا ڪردند
ولے تڪفیرےها اسیــرمان را
با لـــــب تشنـــــہ ســـــر بریدنــد ...
#سالروزشهادت شهیدحججی
🌷@raviannoorshohada
⭕️آخرین #دلنوشته شہید مدافع حرم جاوید الاثر #عباس_آبیاری ڪہ درسوریه نوشتہ است...👌👌👌
#لبیڪ_یا_زینب
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم این زمانہ ما را سرزنش میڪنند ڪہ ڪجا میرویم و براے چہ ڪسے میجنگیم ⁉️
اما اینان غافلند ڪہ ما خودمان قدم بر نمیداریم گویے مارا صدا میزنند ...
قلبمان پایمان را بہ حرڪت وا میدارد ...
جز اینڪہ #دختر_علے(ع) ، #حضرت_زهرا(س) و #ڪودڪ_سہ_سالہ_حسین(ع) و... روے پیشانیمان مہر شہادت زده اند...💔
من جوابے جز این ندارم ڪہ خون ما رنگین تر از زینب(س) نیست...🌹
@raviannoorshohada
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
🌸خاطره ای از #معجزه شهید سیدمیلاد مصطفوی در حق یکی از دوستدارانش 👇👇👇👇
🔸یه بار یه کار فرهنگی برای شهید سیدمیلاد مصطفوی انجام دادم
و برای هزینه اون کار یه تیکه از طلامو که خودم با حقوق خودم خریده بودم فروختم 🎁و برای آقاسید یه کار فرهنگی انجام دادم
هیچکس متوجه نشد
حتی پدر و مادرم
فقط خودم و سید و خدا دونستیم
سر نماز به آقاسیدمیلاد گفتم سید هیچی نمیخوام ازت
فقط نشونم بده که تو زندگیم هستی😭
موند و #اربعین اومد
من خیلی دوست داشتم برم کربلا ولی جور نمیشد😔
و تا اون موقع هم کربلا نرفته بودم
خیلییییییییی بیقرار بودم و گریه میکردم
شب و روزم شده بود گریه برای دیدار #کربلا😭😭💔
یه روز نزدیک اربعین خیلی دلم گرفته بود یه دلنوشته نوشتم و فرستادم کانال شهید مصطفوی در باب کسی که از اربعین جامونده بود...💔
بلافاصله یک نفر به مدیر کانال پیام داد و گفت کی این #دلنوشته رو نوشته⁉️ گفت فلانی
گفت من #هزینه کربلاشون رو میدم بره کربلا
گفت مشکل هزینه نیست جور نمیشه براشون
گفت من میخوام هزینه بفرستم هدیه شهید مصطفوی هست شماره کارت بدین‼️
گیج شده بودم
خلاصه از اون اصرار و از من انکار گفت هدیه از طرف سیدمیلاده
من دقیقا یک میلیون و دویست برای سید برای اون کار فرهنگی هزینه کرده بودم
🔸اون شخص که ندونستم کی بود #دقیقا همون مبلغ که برای شهید هزینه کرده بودم رو ریخت به کارتم😧
تا چند روز گیج و منگ بودم
خلاصه اینکه من نرفتم کربلا و تصمیم گرفتم هزینه کربلامو هدیه بدم به شخص دیگه✨
گفتم سیدمیلاد کربلا نرفت و کربلاشو هر بار #هدیه میداد
ولی خیلیی بیقرار بودم برای دیدار کربلا
ولی به سیدمیلاد گفتم سید #پا_میزارم_رودلم ببینم چی میبینم😭
گفتم سید جانم تو چطور از کربلا گذشتی و هر بار کربلاتو هدیه میدادی به شخص دیگه😭😭😭
هزینه رو ریختم برای یک شخص و اون بنده خدا رفت کربلا😭😭
#پلاک_خادمی_شهدام رو دادم به اون شخص گفتم بنداز حرم آقا امام حسین علیه السلام 🌱
نیت کردم و گفتم خادم شهدا و ارباب بمونم😭😭😭
اون شخص از #کربلا اومد. . .
و من. . . برای اربعین بعدی از طرف #خادمی کشوری نمیدونم از بین چند هزار نفر انتخاب شدم⁉️ برای خادمی کربلا
و برای اولین بار رفتم کربلا
و در دویست قدمی حرم آقا ابوالفضل علیه السلام در #موکب کریم اهل بیت علیها السلام چهارده روز خادم الحسین شدم.
😭😭😭😭😭
#شهیدسیدمیلاد_مصطفوی🌺
#شهید_گره_گشا✨
خدایا شکرت بخاطر وجود نعمت شهدا
@raviannoorshohada
1.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
°•|🌿🌹
#دلنوشته
◽️برایتان این گونه آرزو میڪنم ...
آن زمان که در محشر خدا بگوید چه داشتی؟
◽️حسین سر بلند کند و بگوید:
《حساب شد، مهمان من است...》
#السلامعلیکیااباعبداللهالحسین
@raviannoorshohada
°•|🌿🌹
#دلنوشته
◽️شهدااااا.....!!!!
شنیـــــدم شبـــــاے جمعـــــــہ ڪه میشه مهـــــمون ارباب هستین
با لباساے خــــــــــاکیتون ....
آقــــــــا از عاشـــــــورا میگن و شمـــــا از شلمچه....
چزابــــــــــه....
فکــــــــــه و.....
ده ها جای دیگه ....
◽️میشــــــــــه منــــو هم یــــــــــاد کنید پیش اربــــــــــاب !!!!
نوکــــــــــرے در به در و
دل خستــــــــــه و
گنهـــــکارم .....
◽️آے شهــــــــــدااااا .....
چشــــــم و امیـــــدم به لطف شماست...
دلــــــــــم تنفــــــــــس هواااے خاکیــــــــــتون رو میخواد...
شلمچه ، فکه ، طلائیه
میشــــــــــه امشب منو هم یــــاد کنید!!!!
میشه !!!!!
◽️میشه امضــــــــــاے شهــــــادتم رو از آقـــــا بگیرین!!!
• مادرم نشون نداره
• منم نشون نمیخوام
• از خدا خواستم که بشم
• منم شهید گمنام
#یاد_شهدا_با_ذکر_صلوات
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
@raviannoorshohada
°•|🌿🌹
💢 #دلنوشته
◽️یلدای ما تق تق شکستن آجیل و پسته نبود، تق تق قناسه بود و زوزه خمپاره ۶۰ و بس. چند ثانیه اضافه شب یلدا برابر بود با چند ساعت دیرتر خوابیدن.
◽️قرمزی دانه انار نبود خون بود و ترکش و سوز و گداز.
◽️قاچ هندونه نبود شکاف ترکش خمپاره بود.
◽️قصه سرایی بزرگترا نبود، نجوای رفتن مردان مرد بود.
◽️خنده و شادی نبود، آه بود و سوز و گداز رفتن بچههایی از جنس صداقت، غیرت و تعهد.
🔻همه این خنده و شادیها را مدیون شهدا هستیم، پس آنان را فراموش نکنیم.
#یلدای_جبههها
#یلداتون_شهدایی
#یاد_شهدا_با_ذکر_صلوات
@raviannoorshohada
مجمع راویان نور شهدا (قرارگاه)
#دلنوشته
🌹بسم رب الشهدا و الصدیقین🌹
❇️دلنوشته ای برای بزرگ مردی به نامِ "#ابراهیم_هادی"
🔰 گفتم: از برادرم، آقا ابراهیم بنویسم راستش پای نوشتن که به میان آمد دیدم نه! کار خیلی سختی است...!
🔰 ترسم از این است که درک اندک من و قصور واژه ها دست به دست هم بدهند و چنان که در خورِ بزرگی روح شهید ابراهیم هادی است، او را وصف نکنند!!
🔰 اصلا از چه باید گفت؟!
از کدامین صفت نیکویش؟
از کدامین رشادت و نیک مَنِشی اش؟
🔰 گاهی که به فکر فرو میروم باورش برایم سخت است!
🔰به راستی این سیرت زیبا، این مرام و معرفت بی حد، این رشد و بزرگی و بسیاری ویژگی های ناب دیگر در جوانی بیست و پنج ساله؟!!
🔰آقا ابراهیم، یا به قول معروف داداش ابرام!
شما همه ی حساب و کتاب های عددی ذهن را بهم ریختی!!
مثلا بزرگی و زیبایی روح هیچ ارتباطی با بزرگی عدد سن ندارد!
🔰خیلی مَردی داداش ابراهیم خیلی مَرد...
🔰میبینی حکمت خدا را..
چقدر در گمنامی خلق خدا را یاری کردی، چقدر در گمنامی گره ها باز کردی از مشکلات غریب و آشنا..
حالا بیا ببین! بیا ببین که پروردگارت چگونه تو را به همگان شناخته!
بیا ببین چگونه عزیز دل ها شده ای!
بیا ببین چگونه هادی دل ها شده ای!
🔰بیا برادر، بیا دل های ما را هم به راه و رسم خودت گره بزن! گره ای ناگسستنی...!
@raviannoorshohada
🌹 #دلنوشته ی #زینب_حاج_قاسم بمناسبت #روز_شهید ...
♦️آخرین باری که بهم زنگ زدید، سه ساعت قبل از سفرتان به #بهشت بود؛ به همون جایی که در خواب تعریف کردید ... یک باغ بسیار زیبا و خصوصی برای خود شما و گفتید این باغ را خودتان برای خودتان ساختید و دو روز قبل از شهادتتان این باغ را دیدید ..
♦️کاش میدانستم امشب آخرین باری که زنگ زدید بار آخریست که صدایتان را میشنوم ..
و کاش از حرفهایتان و از اصرارتان برای تنها نماندن در خانه چیزی حس میکردم.
کاش آن لحظه میفهمیدم چرا به من گفتید بابا از دستم ناراحت نشو... کاش حکمت این صحبتهایتان را در آخرین مکالمان میفهمیدم...
به من قول دادید وقتی برگشتید باهم به #مشهد میرویم... چه خوش عهدی بابا جان و چه سفر زیارتی زیبا و با شکوهی به مشهد رفتید.
♦️هر بار که میرفتید انتظار برگشتتان شیره جانمان را میگرفت ... میگفتیم نروید خستهاید، مریض هستید؛ میگفتید من نروم چه کسی برود؟ شما قبول میکنید #ناموس مردم، #بچههای بیگناه در چنگال #یک_مشت_حیوان_وحشی اسیر و گرفتار شوند، #مرزهايمان به خطر بيفتد و فردا اينها به داخل كشور ما بيايند و جان و مال و ناموس مردم را به غارت ببرند و من در خانه کنارتان بمانم؟ ما با سوال شما از خودمان شرمنده میشدیم و شما را به خدا میسپاردیم ... كاش بخاطر اينهمه سال دوری و سختی و دلهره، گوشه نگاهی به ما بندازید بابا جان كه چه سخت تشنه يک نگاه شمايم.
♦️حضرت عشق #حضرت_پدر امروز روز شماست؛ #روز_شهید ... باز هم پیروز میدان شدی و مُزد اينهمه سال مجاهدت و سختی و خستگی را چه با افتخار از خود سيدالشهدا گرفتی.
♦️ #روز_شهيد بر شما كه تمام وجودتان نشانهای از شهيد بود ، مبارك
✍ #زینب_سلیمانی
@raviannoorshohada