هدایت شده از *حیات القلـوب*
هشت سال دفاع مقدس به ما آموخت تکیه بر تسبیحات رمز پیروزی است نه بر تسلیحات...
با دست خالی و دلی مملو ازیادخدا
ودفاع برای خدا...
یاد خدا و دعا را فراموش نکنید.
تسبیحات ما همان تسلیحات ماست.
واسهی ظهور آقا.،.کمک به رزمندهها،
منم اسلحه دارم📿
دعا تقدیر را تغییر میدهد.
دعا کنید ،
پیروزی رزمندگان
ظهور صاحب الزمان
بیاد توی تقدیرمان
«کل جمهوری اسلامی حرم است»
در این حرم دعا کنید ،
هم ظهور امام حرم را
هم پیروزی مدافعان حرم را
چقد جنگمون MADE IN IRAِN😅
سر شب غذا میخوری
بعد میری وسط میدون شهر وایمیسی
حتی چای بیسکوییت هم میخوری
با خونواده و دوستات خوشی
بعد میری خونه میخوابی
سحر غذا میخوری
دوباره میخوابی تا ظهر
و ادامه ماجرا...
.
آغا شما همینو ادامه بدی ما پیروزیم😁✌️
https://eitaa.com/ravitor_pouraskari
حرم که فقط به گنبد و گلدسته نیست.
مثلاً همین امروز، قبلاز اینکه پا به این حرم بگذارم؛ وضویی ساختم که رطوبتش آتش جهنم را جواب است.
در بین راه تسبیح و تکبیرم هم که الی ماشاءالله!
تندتر از قلم ثوابنویس فرشتهها.
پا که از خانه بیرون گذاشتم مردم در حرم میرفتند و میآمدند.
روز جمعهای را گفته بودند: نه به خواب! رسیدیم به قلب حرم. بنا شد که نمازجمعه بخوانیم. شلوغیاش عینهو حرم امام حسین روز اربعین.
از همان "فَاخلَع نعلَیک" جمعیت شد
دستگاه پرس.
_خانم هول نده!
_جمعیت باز بشه صلوات!
_طبقهی بالا و پایین پره ! درها رو ببندید.
خادمها دستپاچه شدند.
جمعیت باقیمانده را چه میکردند؟
بی سابقه بود.
قطارکِش جمعیت را فرستادند به حیاط بغلی.
حیاط هم که پر.
ولی باریکهای جا پیدا شد که مجبوری چپیدیم شانه به شانهی مردها.
همین یه ذره جا هم غنیمت بود.
آقای بلندگویی گفت:«دیگر اذن دخول ندهید. مردم، جلوی درب مسجد صف ببندند»
رجز های امام جمعه پوستمرغیمان کرد
موقع سجده شدم قد یه پسته!
در آن شلوغی مواظب بودند عکسای آقا لِه و پاره نشود.
نماز که تمام شد با تکبیر لرزه انداختیم به جان در و دیوارها.
حتم دارم قلم فرشته ثوابنویس هم میلرزید و نمیتوانست بنویسد.
زنها یک مشت گره کرده و دست دیگرشان گیرهی عکسهای امام شهید شده بود .
بازهم صلوات و شعار جریان گرفت.
دهان روزه و گرمای شلوغی و چنین طاقتی!
یا للعجب!
هجمه تمامی نداشت.
مردم خارج از مسجد هم تکبیر میگفتند. از دور سلام میدادند.سوز میگرفتند.
عجب حرمی! کل جمهوری اسلامی حرم شده بود.
✍محبوبه پورعسکری
#نماز_جمعه
#نماز_جمعه_یزد
https://eitaa.com/ravitor_pouraskari
شاید خیلیها آرزو کردن که ای کاش ما هم زمان جنگ ۸ ساله بودیم و میرفتیم جبهه.
مثلا همین دخترای نوجوان زیاد میان بهم میگن
منم بهشون گفتم جهاد که فقط به خاکریز و تفنگ نیست کلللی مجاهدتهای دیگه ای هم داریم ، بسته به زندگی فردی خودت ، یا زمانه خودمون جهاد مشخص میشه.
مثلا الان اگر چه نمیتونیم پای لانچر بشینیم ولی میتونیم مثل اونا مدافع باشیم.
من اومدم همین دغدغه رو نه به صورت متن ، بلکه یه چیزی شبیه شعر دراوردم
که مناسب حال و هوای این روزاست👇
شاید منِ جوانِ احتمالا مذهبی رو
سوی دیار عاشقانی
اسلحهی کلاشی
لباس رنگ خاکی
چفیهی بسیجی
کرده باشه هوایی
آه میکشیدم که کاش ،
منم بودم اون زمان
میجنگیدم با دشمن
می بستمش به فشنگ
بعد که شهید میشدم
تابوتمو میبردن
رو شونهها ، تو کوچهها
بههمراه زاغ و نوار قرآن...
آرزو کردن دیگه بسه حالا
آخه هنوزم هست یه جبهه حالا
بذار برم پس سر اصل مطلب👇
خاکریزمون الان شده خیابون
فشنگمون الان شده مشتمون
سربندامون شده همین پرچما
سوی دیارمون شده یا صهیون
خلاصه که نارنجک و خمپاره ،
جاشو داده به سوره فتح و صحیفه
با این وجود تو هم شدی بسیجی
یعنی که با دشمنامون جنگیدی
✍محبوبه پورعسکری
https://eitaa.com/ravitor_pouraskari
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
#کلاس_عاشورا (درس دوم) عزت و ذلت سؤال دوم را نوشته بودند: لشکر کفار رهبرتان را گرفت.پیروزیتان را
منتظر درس سوم کلاس عاشورا باشید💥
جوابگوی همین شرایط امروزه✌️