رَیان|ʳᵃʸᵃⁿ
دوسهخـَطعشــقبـَرایدلعاشـِقبنویس
هـَمهیدارونـَدارمتونوشتـَنبـَلدی؟!
رَیان|ʳᵃʸᵃⁿ
من را به تو اين نذر و دعاها نرساندند ؛
اى كاش مهيا بشود گاه گناهى ....
رَیان|ʳᵃʸᵃⁿ
بخت و اقبال مرا با بودنت خوش کردهای ،
ای دلیل حال خوبم صبح زیبایت بخیر...
من وظیفهی خود میدانم که تو را دوست بدارم..
حتی اگر این عشق ، مرا به سمتِ جنون بکشاند.