بالاﺧﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﺁﻥ ﺷﺐﻫﺎیی ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ .ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ،ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ :)
_آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
دلم برایت تنگ شده است.
و وقتی که میگویم تنگ
نه مثل تنگیِ پیراهن!
دلتنگیِ من مانند کشتیای است
که به جای اقیانوس و دریا
او را در حوض خانه انداختهاند( :