پیام شما ...
من قربان صفای دلهای شما ..
نه کم نمیارم ..
یه جبهه میشن دشمنان خارجی ..
به جبهه میشن منافقین آشکار ...
یه جبهه میشن مقدس مآب های اطراف ..
مثل منصور حلاج از سنگ خوردن اولی و دومی دردمان نمی آید .. وقتی سومی سنگ ریزه زد از ته دل آخ گفت ..
امام حسین ع در قتلگاه از ضربت شمشیرهای آه نگفت .. وقتی پیرمردی به قصد قربت سنگ بر پیکر ابی عبدالله پرتاب کرد شاید آه سالار شهیدان بالا گرفت ..
گناه و جرم دسته ی سوم که نمک اهل بیت را خورده اند و چوب لای چرخ انقلابیون میگذارند به مراتب بیشتر است .
بعدا درباره این گروه سوم که نگذاشتند امثال پزشکیان را پایین بکشیم و جان رهبر انقلاب را نجات دهیم سخن ها خواهم گفت .
#توییت استاد علیرضا پناهیان:
اگر لبنان را تنها بگذاریم خدا ما را تنها خواهد گذاشت.
اگر رژیم موقت صهیونی را رها کنیم رهایمان نخواهد کرد.
شاید قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ برای چنین مواقعی باشد.
باید توافق احتمالی با آمریکا را با نابودی اسرائیل تضمین کنیم.
رهبری عزیز بهجای "آتشبس" از تعبیر تأمل برانگیز "سکوت صحنهی نبرد" استفاده کردند.
صالحٌ بعد صالح
صلابت لحن و قلم ما را یاد پدرش، رهبر شهیدمان انداخت...
خدا ممنونیم بابت نعمتی که به ما عنایت فرمودی و ما را بهواسطهی آن عزت و کرامت بخشیدی
5930469063073865474_55301253506140.oga
زمان:
حجم:
3.5M
سخنان نبویان چند ساعت قبل از سخنان رهبر انقلاب .. خیلی عالی .
میگن وقتی امان نامه به قمر بنی هاشم حضرت عباس ع رسید ، حضرت زینب سلام الله علیها مضطرب شد ، نه اینکه به برادرش تردید کنه ، کل خیمه به ابالفضل تکیه زده بودند ، خواهره دیگه ، دلسوز ، اونم زینب سلام الله علیها ، رفت گفت داداش امان نامه راسته ؟ فقط خواست بپرسه که یه همچین درخواستی کردن یا نه .. اصلا منظورش این نبود که تو میپذیری یا نه .. فقط سوال کرد که داداش امان نامه فرستادن ؟
حضرت علمدار کربلا چنان گر گرفت و چنان برافروخت و سریع سوار مرکب شد و به قلب سپاه زد که گفتند کل لشکر دشمن از وحشت فرمان عقب نشینی صادر کردند .. مبالغه نیست .. این غضب تکوینی و معجزه ی اهل بیت هست ..
تا قلب لشکر دشمن تاخت .. تا اینکه دستی شانه ی ابالفضل العباس را فشرد .. اباالفضل با غضب و خشم رو برگرداند .. تا دید برادر و امامش حسین بن علی است سر مبارک را پایین آورد .. سیدی ، سیدی ، آقای من خواهرمان زینب پرسیده امان نامه راسته ؟
سالار شهیدان گفت برگرد داداش ما که تو را میشناسیم عبااااااااس 😭
ما برادرزاده های ابالفضلیم ، عموی ماست عباس ...
تا خود اماممان شانه هایمان را نفشارد و نگوید برگرد ما حمله میکنیم ...
بهمان برمیخورد در کوچه و بازار بگویند بالاخره صلح کردید ...
خدایا شکرت برای وجود صالح بعد صالح ...
شانه هایمان را فشرد و آرام شدیم ...
و بعد از آن واقعه نبرد ادامه داشت .. بعد از امان نامه .. مثل کربلا نبرد ادامه دارد ...
دنیا دیگه یواش یواش دارن فرش قرمز پهن میکنه برای ابرقدرت جدید جهان
رهبرانقلاب: دوران سرشار از عزّت و سربلندی برای ملت ایران در پیش است
پوتین: "در یک جهان چندقطبی، هیچ هژمونی وجود نخواهد داشت"