eitaa logo
رازِدِل 🫂
15.1هزار دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
2.8هزار ویدیو
2 فایل
اینجا همه چی واقعیت داره💯 سرگذشت زندگی مخاطبان کانال اینجا گذاشته میشه رازدل تو اینجا بگو تا هم کمک بگیری هم آروم بشی🥰 @setaraaaam اصلا هرچی دل تنگت میخواد بگو🥰💗 ❣️برای تبلیغات خصوصی به اینجا مراجعه کنید👇 https://eitaa.com/tabligat_poro
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مرد باش دوست من👌👌🌷 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
هدایت شده از رازِدِل 🫂
روزی پسری خوش چهره در یکی از شهرها در حال چت کردن با یک دختر بود پس از گذشت دو سال پسر علاقه بسیاری نسبت به دختر پیدا کرد، اما دختر به او گفت میخواهم رازی را به تو بگویم.» پسر :گفت گوش میکنم، دختر :گفت من میخواستم همان اول این مسئله را با تو در میان بگذارم اما نمیدانم چرا همان اول نگفتم راستش را بخواهی من از همان کودکی فلج بودم و هیچ وقت آن طور که باید خوش قیافه ،نبودم بابت این دو ماه واقعا از تو عذر میخواهم پسر گفت: «مشکلی نیست.» دختر پرسید: «یعنی تو الان ناراحت نیستی؟» پسر :گفت ناراحت از این نیستم که دختری که تمام اخلاقیاتش با من میخواند فلج ،است، از این ناراحتم که چرا همان اول با من روراست نبودی اما مشکلی نیست من باز هم تو را میخواهم و عاشقانه دوستت دارم دختر با تعجب گفت: «یعنی تو هنوز می خواهی با من ازدواج کنی؟»😳 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#داستان_کوتاه روزی پسری خوش چهره در یکی از شهرها در حال چت کردن با یک دختربود پس از گذشت دو سال پ
پسر در کمال آرامش و با لبخندی که پشت تلفن داشت :گفت: «آره عشق من.» دختر :پرسید «مطمئنی دیوید؟» پسر :گفت: «آره» و همین امروز هم میخواهم تو را ببینم دختر با خوشحالی قبول کرد و پسر همان روز با ماشین قدیمی اش و با یک شاخه گل به محل قرار رفت اما هرچه گذشت دختر نیامد پس از ساعاتی موبایل پسر زنگ خورد. دختر گفت: «سلام.» پسر گفت: «سلام، پس کجایی؟» دختر :گفت دارم میآیم از تصمیمی که گرفتی مطمئن هستی؟» پسر گفت: «اگر مطمئن نبودم که به اینجا نمیآمدم عشق من. دختر گفت: «آخه...» پسر :گفت آخه ،نداره زود بیا من منتظر هستم و پایان تماس · پس از گذشت دو دقیقه یک ماشین مدل بالا کنار پسر ایستاد. دختر شیشه را پایین کشید و با اشک به آن پسر نگاه می کرد. پسر که مات و مصوت مانده بود، فقط با تعجب به او نگاه میکرد، دختر با لبخندی پر از اشک گفت «سوارشو زندگی من... پسر که هنوز باورش نشده بود، پرسید: مگر فلج نبودی؟ مگر فقیر و بدقیافه نبودی؟ پس... من همین الان توضیح میخواهم دختر گفت: «هیس، فقط سوار شو...» 💥آری دختر یکی از ثروتمندترین افراد آن شهر بود آنها ازدواج کردند و بهترین و عاشقانه ترین زندگی را ساختند. دخترک سالها بعد داستان عاشقانه زندگی خود را برای همه تعریف کرد و :گفت هیچ وقت نمیتوانستم شوهری انتخاب کنم که من را به خاطر خودم بخواهد زیرا همه از وضعیت مالی من خبر داشتند و نمیتوانستم ریسک کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم که با یک ایمیل گمنام وارد دنیای چت شوم، سه سال طول کشید تا من دیوید را پیدا کردم، در این مدت طولانی به هر کس که میگفتم فلج هستم با ترحم بسیار من را رد میکرد اما من تسلیم نشدم و با خود میگفتم اگر میخواهم کسی را پیدا کنم باید خودم را یک فلج معرفی کنم. میدانم واقعاً سخت است که یک پسر با یک دختر فلج ازدواج کند، اما دیوید یک پسر نبود. او یک فرشته بود. ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#مادرم‌بخاطر‌برادر‌م‌بلایی‌سرم‌اوردکه... همون پرستار برگشت و گفت چی شده، چیزی میخوای!؟ با اشکی که
... با بدبختی دامن بلند و دنباله دارمو خواستم جمع کنم که نشد حرصم گرفته بود و همینجور داشتم باهش ور میرفتم که یهو دست یکی خورد به کمرم، از ترس جیغ کشیدم خودمو کشیدم عقب و برگشتم دیدم محسنه تازه دوهزاریم افتاد شوهر کردم🤦‍♀ دستاشو به حالت تسلیم آورد جلو و گفت نترس منم✋ شاکی گفتم چرا آخه بی سرو صدا میای سکته کردم گفت ببخشید میخواستم زیپ تو باز کنم لباستو دربیاری اینجوری نمیتونی بری که.؟ چپ چپ نگاش کردمو گفتم نمیخوام ممنون بهش برخورد اخم کردو جدی گفت : ببین سارا من اگه بخوام کاری رو بکنما حتما میکنم، تعارف ندارم با کسی، العانم برگرد زود باش یه لحظه ازش ترسیدم و ناخودآگاه آروم برگشتم، زیپمو کشید باز کرد که تاروی باسنم بود خیلی خجالت کشیدم، که دیدم برگشت و رفت تو پذیرایی خداروشکر همینکه رفت سریع لباس و کشیدم بالا و درآوردم کامل انداختمش یه گوشه رفتم دستشویی.. وقتی برگشتم تازه عمق فاجعه رو فهمیدم، هیچی تنم نبود و مونده بودم وسط حال یه نگا انداختم رو جا لباسی کنار ورودی یه چادر رنگی بود نمیدونم ماله مادرشوهرم بود شاید سر کردمو اروم و بی صدا پریدم تو اتاقم که محسن منو نبینه، چراغ اتاق خاموش بود سریع رفتم تو و درو قفل کردم وای خدا جونم هنوزم یادش میفتم لبخند میاد رو لبام چادرو انداختم زمینو رفتم رو تخت مه دیدم محسن رو تخت دراز کشیده و غش غش داره میخنده، سکته ی دومو همونجا زدم، دو دستی کوبیدم تو سرم گفتم خیلی نامردی ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
سلام وقتتون بخیر من دختری هستم 17ساله کلاس یازدهم هستم درسمم خوبه من از بچگی دوست داشتم مستقل باشم
💞🌿 سلام دختر خانمی که ۱۷ ساله هستن و گله دارن که دوست دارن مستقل باشن ولی نمیشه چرا گریه میکنی حیف نیست دو روزه دنیا رو سخت میگیری یعنی اصلا نکته ی مثبت تو زندگیت نیست فقط منفی ها رونوشتی درسته آدم به خاطر نداری جلوی آدم های دیگه دیده نمیشه ولی شخصیت آدم ها مهمه چه بسا آدم هایی هستن که پول دارن هر روز یه نوع لباس میپوشن و اونا هم به نحوی از زندگی ناراضی هستن و گله میکنن به زیبایی های خودت و اون چه که داری خدا رو شکر کن سلامتی که خدا بهت داده عزیزم سعی کن نگرش خودت رو عوض کن الان تو این دوره زمونه خیلی سخته زندگی کردن عوض اینکه با حرف هات و اخلاقت پدر و مادرت رو که میدونم شرمنده ی شما هستن خوشحال کنی در عوض گریه میکنی سرنوشت بعضی ها اینطوره که با نداری باید بسازن باید قوی باشی چه عیبی داره یه مانتو داشته باشی تمیز و اتو کرده بپوشی سعی کن به زندگی خوب نگاه کنی از قدیم گفتن هر کس به اندازه ی گلیمش پاش رو باید دراز کنه و شاید خدا جای دیگه دستت رو بگیره میگید با گوشی کار کنم کار اینترنتی هست که با گوشی کار کنید یه کم جستجو کنید کار تایپ و چند تا گزینه هست که هر کدوم رو خودتون خواستید انتخاب می‌کنید امیدوارم روزهای خوبی رو در انتظار داشته باشید سعی کنید صبور باشید مطمعن باشید خدا کمکتون میکنه ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃👇 با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزم وادمین دوست داشتنی ومهربون .😊امروز میخوام ماجرای زیارت رفتم به مشهد رو بگم .راستش من از بچگی تا حالا امام رضایی بودم عاشق آقا جانم بودم وهستم بعد کرونا دیگه قسمت نشد بریم مشهد جور نمیشد یکسال پیش روز جمعه بود از خواب بیدارم شدم صبح زود آماده شدم رفتم حرم حضرت معصومه بچهارو به همسرم سپردم رفتم با خودم گفتم عجیبه که این وقت صبح به دلم افتاده برم حرم خانم آخه دیر به دیر میرفتم دوتا بچه شیطون دارم وقت نمیکردم برم.وارد حرم خانم شدم رفتم نزدیک ضریح خلوت بود.ضریح رو گرفتم وبغضم ترکید با صدای بلند چنان گریه ای کردم که خادم ها با دلسوزی نگاهم میکردن ومیگفتن انشاالله حاجت روا باشید.دلم برای خودم سوخت از گریهایی که برای خودم میکردم 😭😭😭به خانم گفتم من دلتنگ برادرتون آقا جانم امام رضا هستم پناه اوردم به شما واسطه بشید.😭گفتم خانم جان زیارت لازمم دلم امام رضا را میخواد عین ابر بهار گریه میکردم جوری گریه میکردم دل همه برام میسوخت وفکر میکردن یعنی چی شده‌ یعنی، به دلم افتاد هفته ای یکمرتبه برای آرامش خودم برم حرم خانم.تو این مدت که میرفتم حرمم به نیابت همه اموات زیارت عاشورا میخوندم و۲رکعت به نیابتشون ،با زیارتنامه میخوندم براشون .یه هنسفری میزاشتم توگوشم روضه حضرت رقیه ومداحی گوش میدم واشک میریزم . یادمه روز نیمه شعبان رفتم حرم انقدر حالم بد بود که خدا میدونه هوا بارونی بود رفتم وسط حیاط زیر بارون ایستادم وزار زدم که آقا جان میدونم دلتو ماشکسنیم میدونم بخاطر بندهای بدت دلت شکسته وهفته ای دوبار اعمال ما به دستت می رسه وگریه میکنی از اعمال بد ما ولی شما ظهور کن برس به داد همه 😭😭شاید باورتون نشه ولی من حس میکنم وقتی،توحرمم خانم هستم حضور آقا امام رضا رو حس میکنم 😍😍 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#زندگی_نامه_اعضا🍃👇 با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزم وادمین دوست داشتنی ومهربون .😊امروز میخوام ماجر
من شب ها روبا کلیپ اقا امام رضا به صبح می رسوندم.یه شب شهادت آقاجانی بود وتلویزیون تماشا میکردیم به همسرم با گریه گفتم چرا اخه نذاشتی من برم دلم زیارت میخواد اونم دستش خالی بود چیزی نگفت بهم من حال عاشقی رو دارم که بخاطر دیدن معشوقش داره لحظه شماری میکنه وزره زره آب میشه،😭😭تو این برنامه گفتن پیامک بدین که قرعه کشی کمک هزینه داریم منم پیام دادم نیم ساعت بعد شمارمو خوندن 😍😍منم فقط اشک میریختم ومیگفتم ممنون آقا جان شما از دل بندها آگاهی. 😭خیلی ذوق زده بودم معجزه آقا رو دیدم .من همچنان حرم خانم رفتنمو ادامه میدادم وخواستمو میگفتم .تا اینکه یه مسابقه جای دیگه برگزار شد ودوباره اسمم برا مشهد در اومد😭🤩گقتم ممنون اقا که هوامو داری طوری شده بود که همش حس میکردم هواس آقا بهم هست .این هفته هفته ۳۹حرم رفتنم هستش.برای هفته آینده مشهد ثبت نام کردم یعنی انشاالله هفته ۴۰من حرم آقا جانم علی بن موسی الرضا هستم .😭😭😭بله اینجوریاست این خواهر برادر جوری چیدن که من هفته ۴۰ام حرم آقا هستم..قربون آقا جانم برمم من دارم لحظه شماری میکنم برای حرمشون. حالام که داره جور میشه من روم نمیشه برم حرم آقا میگم نکنه نتونم خوب استفاده کنم از وقتم اونجا. ودوتا بچهای شیطونم نزارن اونطور که باید وشایداستفاده کنم .چون مدت کمی اونجام .برام دعا کنید بچهام اذیتت نشن ونکنن ومنم با آقا خلوت کنم ودرد ودل کنم .هرچند مطمئنم آقا جانم هوامونو داره وکمکم میکنه .این بود داستان حرم من ببخشید طولانی شد منم باشم نوکر آقاجانم علی بن موسی الرضا. چشمام کف پای آقای مهربونم. ❤️❤️ ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
💠 عشق ما را پی کاری به جهان آوردست 💠 ادب این است که مشغول تماشا نشویم. 👤 صائب تبریزی ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
دااااد نزن ... 👈خانم جان، با شما هستم ... داد نزن! 🦋 زن مظهرجمال خداست و مرد مظهرجلال. و باطن مردان از زن خشن، و باطن زنان از مرد ضعیف، بیزار است. وقتی جای مرد و زن، در خانه عوض شده، و زن مظهر قدرت خانه می‌شود؛ تنفر و پشیمانی جای عشق و عاطفه را می‌گیرد! نرمش و سکوت، حتی در زمانی که حق با شماست، شأن زنانه و روح لطیف شما را، حفظ خواهد کرد. از امروز، حواست به تُنِ صدایت بیشتر باشد ... موفق باشی دوست من ✋ ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
چه دلنشین است🌸 عصرگاهی که بالبخند وامـید🕊 همراه باشد امیدوارم ازهم اکنون🌸 اززمین وزمان مانند باران برایتان خوشبختی و برکت🕊 وشادی وامید ببارد.... سلام دمتون گرم👊 عصر زیبای دوشنبه تون بخیر 🌺 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
سلام 14 سالمه، شاید سنم کم باشع برای مشاوره گرفتن از شماها اما امیدوارم کمکم کنید🙏🙏 👌من یه دختر خجا
🌷🌿 به نام خداوند بخشنده و مهربان سلام علیکم خدمت شما 🤗 بله من هم از نظر خجالتی بودن، خیلی شبیه شما بودم. البته در جمع اقوام کمتر خجالت می‌کشیدم. بیشتر در دوران مدرسه اینطوری بودم. سر پدر و مادر داد نزن. شاید آنها آموزش‌های لازم را، جهت کمک به شما که اعتماد به نفس ندارید، ندیدند. چه خجالتی باشید و چه نباشید؟، شما خودتان را دارید. 💥شما منبع انرژی هستید. شما یکی از بندگان الهی هستید. روح الهی در جسم شما، وجود دارد. شما آفریده شدید تا رشد کنید. اینکه از پسرها خجالت بکشید، خیلی خوب است. اسمش حیا است. آقایان به خانم‌های با‌حیا، بیشتر احترام می‌گذارند. خودت را با دختران فامیل هیچ‌وقت، مقایسه نکن. آنها هم ترس‌های خودشان را دارند، فقط اینکه در جمع بروز نمی‌دهند. به حد تعادل معاشرت خوب است. اینکه نوشتید تعدادی خیلی راحت هستند، این هم اصلاً جالب نیست. بعضی دختران هم متاسفانه آنقدر پررو هستند که، در جمع فرصت صحبت را از دیگران می‌‌دزدند. می‌خواهی صحبت کنی، ولی آب دهان در گلویت، انگار حبس می‌شود. گلو درد عصبی داری. سرما نخوردی، ولی احساس خفگی می‌‌کنی. ( تمام این حالات را داشتم). برای همه اطرافیان وقتت را هدر نده. من الان هر موقع یادم می‌افتد، خیلی پشیمان هستم، از اینکه برای دختران بزرگتر فامیل، وقت گفتگو می‌گذاشتم. دختران بزرگتر هم خیلی حسود بودند، و هر وقت از روی سادگی با آنها درد و دل می‌کردم، ته دلشان از مشکلات من شاد می‌شدند. بعد از اینکه با خانمی که جهادگر بودند، آشنا شدم....دیگر افراد گذشته برایم مهم نبودند. اکنون در جمع حتّی در صورت تنها بودن، اندوهگین نیستم. با افراد فروتن، رفتار فروتنانه دارم، و با افراد مغرور، رفتار متکبّرانه‌. دیگر کسی را محور زندگی‌ام قرار نمی‌دهم، خودم را وابسته کسی نمی‌کنم. در نظرم والدین مخلوقات الهی هستند، و ما روزی از همدیگر جدا خواهیم شد. می‌دانم تنها وجودی که با من خواهد ماند، وجود خدای متعال است. شما هم از نعمت وجود والدین، همیشه شاکر باشید. رفته رفته کمرویی از ذهن شما، دور خواهد شد. مردم آنقدر مشکلات دارند، که عکس‌العمل ما کمتر برایشان مهم است. هیچ‌ یک از اقوام را، از خودتان بالاتر نبینید. به قول دوستم، کسی را در زندگی خودت گله گنده نکن. فردا همین آدم‌هایی که، خودت را برایشان کوچک کردی، برایت تره هم خرد نمی‌کنند. همیشه معمولی باش. گشاده‌رو باش. لبخند بزن. کارهای دنیا را مانند فیلمی بدان، که اگرچه از بقیه فیلم‌ها طولانی‌تر است، امّا روزی به پایان می‌رسد. این دنیا مانند مرکبی است، شبیه اسبی بزرگ، که سوارش هستیم. ما در خواب هستیم، و ما را به سمت ابدیت می‌برند. برای افزایش اعتماد به نفس، کتاب‌های روانشناسی زیاد بخوانید. ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🌻🌿 سلام به اون خانمی که گفتن واکسن باعث بیش فعالی، 👌بیش فعالی بچه هابیشترربط به تغذیه دردوران بارداری داره واینکه تامطمئن نشدیم ازبیش فعالی بچمون نگیم، چون برخوردبدبابچه هامیشه بگید شما ازمایش کردی!!! که همین طورمیپرونیدحرفی رو واکسن برای پیشگیری ازبیماربهای همه گیرهست چراحرفای بی خودروبه خوردمردم میدن ممنون ازشما وکانال خوبتون🌷🌷 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══