رازِدِل 🫂
#مادرمبخاطربرادرمبلاییسرماوردکه... همون پرستار برگشت و گفت چی شده، چیزی میخوای!؟ با اشکی که
#مادرمبخاطربرادرمبلاییسرماوردکه...
با بدبختی دامن بلند و دنباله دارمو خواستم جمع کنم که نشد حرصم گرفته بود و همینجور داشتم باهش ور میرفتم که یهو دست یکی خورد به کمرم،
از ترس جیغ کشیدم خودمو کشیدم عقب و برگشتم دیدم محسنه
تازه دوهزاریم افتاد شوهر کردم🤦♀
دستاشو به حالت تسلیم آورد جلو و گفت نترس منم✋
شاکی گفتم چرا آخه بی سرو صدا میای سکته کردم
گفت ببخشید میخواستم زیپ تو باز کنم لباستو دربیاری اینجوری نمیتونی بری که.؟
چپ چپ نگاش کردمو گفتم نمیخوام ممنون
بهش برخورد
اخم کردو جدی گفت : ببین سارا من اگه بخوام کاری رو بکنما حتما میکنم، تعارف ندارم با کسی،
العانم برگرد زود باش
یه لحظه ازش ترسیدم و ناخودآگاه آروم برگشتم، زیپمو کشید باز کرد که تاروی باسنم بود
خیلی خجالت کشیدم، که دیدم برگشت و رفت تو پذیرایی
خداروشکر همینکه رفت سریع لباس و کشیدم بالا و درآوردم کامل انداختمش یه گوشه رفتم دستشویی..
وقتی برگشتم تازه عمق فاجعه رو فهمیدم، هیچی تنم نبود و مونده بودم وسط حال یه نگا انداختم رو جا لباسی کنار ورودی یه چادر رنگی بود نمیدونم ماله مادرشوهرم بود شاید سر کردمو اروم و بی صدا پریدم تو اتاقم که محسن منو نبینه، چراغ اتاق خاموش بود سریع رفتم تو و درو قفل کردم
وای خدا جونم هنوزم یادش میفتم لبخند میاد رو لبام
چادرو انداختم زمینو رفتم رو تخت مه دیدم محسن رو تخت دراز کشیده و غش غش داره میخنده،
سکته ی دومو همونجا زدم، دو دستی کوبیدم تو سرم گفتم خیلی نامردی
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
سلام وقتتون بخیر من دختری هستم 17ساله کلاس یازدهم هستم درسمم خوبه من از بچگی دوست داشتم مستقل باشم
#پاسخ_اعضا 💞🌿
سلام دختر خانمی که ۱۷ ساله هستن و گله دارن که دوست دارن مستقل باشن ولی نمیشه چرا گریه میکنی حیف نیست دو روزه دنیا رو سخت میگیری یعنی اصلا نکته ی مثبت تو زندگیت نیست فقط منفی ها رونوشتی درسته آدم به خاطر نداری جلوی آدم های دیگه دیده نمیشه ولی شخصیت آدم ها مهمه چه بسا آدم هایی هستن که پول دارن هر روز یه نوع لباس میپوشن و اونا هم به نحوی از زندگی ناراضی هستن و گله میکنن به زیبایی های خودت و اون چه که داری خدا رو شکر کن سلامتی که خدا بهت داده عزیزم سعی کن نگرش خودت رو عوض کن الان تو این دوره زمونه خیلی سخته زندگی کردن عوض اینکه با حرف هات و اخلاقت پدر و مادرت رو که میدونم شرمنده ی شما هستن خوشحال کنی در عوض گریه میکنی سرنوشت بعضی ها اینطوره که با نداری باید بسازن باید قوی باشی چه عیبی داره یه مانتو داشته باشی تمیز و اتو کرده بپوشی سعی کن به زندگی خوب نگاه کنی از قدیم گفتن هر کس به اندازه ی گلیمش پاش رو باید دراز کنه و شاید خدا جای دیگه دستت رو بگیره میگید با گوشی کار کنم کار اینترنتی هست که با گوشی کار کنید یه کم جستجو کنید کار تایپ و چند تا گزینه هست که هر کدوم رو خودتون خواستید انتخاب میکنید امیدوارم روزهای خوبی رو در انتظار داشته باشید سعی کنید صبور باشید مطمعن باشید خدا کمکتون میکنه
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#زندگی_نامه_اعضا🍃👇
با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزم وادمین دوست داشتنی ومهربون .😊امروز میخوام ماجرای زیارت رفتم به مشهد رو بگم .راستش من از بچگی تا حالا امام رضایی بودم عاشق آقا جانم بودم وهستم بعد کرونا دیگه قسمت نشد بریم مشهد جور نمیشد یکسال پیش روز جمعه بود از خواب بیدارم شدم صبح زود آماده شدم رفتم حرم حضرت معصومه بچهارو به همسرم سپردم رفتم با خودم گفتم عجیبه که این وقت صبح به دلم افتاده برم حرم خانم آخه دیر به دیر میرفتم دوتا بچه شیطون دارم وقت نمیکردم برم.وارد حرم خانم شدم رفتم نزدیک ضریح خلوت بود.ضریح رو گرفتم وبغضم ترکید با صدای بلند چنان گریه ای کردم که خادم ها با دلسوزی نگاهم میکردن ومیگفتن انشاالله حاجت روا باشید.دلم برای خودم سوخت از گریهایی که برای خودم میکردم 😭😭😭به خانم گفتم من دلتنگ برادرتون آقا جانم امام رضا هستم پناه اوردم به شما واسطه بشید.😭گفتم خانم جان زیارت لازمم دلم امام رضا را میخواد عین ابر بهار گریه میکردم جوری گریه میکردم دل همه برام میسوخت وفکر میکردن یعنی چی شده یعنی، به دلم افتاد هفته ای یکمرتبه برای آرامش خودم برم حرم خانم.تو این مدت که میرفتم حرمم به نیابت همه اموات زیارت عاشورا میخوندم و۲رکعت به نیابتشون ،با زیارتنامه میخوندم براشون .یه هنسفری میزاشتم توگوشم روضه حضرت رقیه ومداحی گوش میدم واشک میریزم .
یادمه روز نیمه شعبان رفتم حرم انقدر حالم بد بود که خدا میدونه هوا بارونی بود رفتم وسط حیاط زیر بارون ایستادم وزار زدم که آقا جان میدونم دلتو ماشکسنیم میدونم بخاطر بندهای بدت دلت شکسته وهفته ای دوبار اعمال ما به دستت می رسه وگریه میکنی از اعمال بد ما ولی شما ظهور کن برس به داد همه 😭😭شاید باورتون نشه ولی من حس میکنم وقتی،توحرمم خانم هستم حضور آقا امام رضا رو حس میکنم 😍😍
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#زندگی_نامه_اعضا🍃👇 با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزم وادمین دوست داشتنی ومهربون .😊امروز میخوام ماجر
من شب ها روبا کلیپ اقا امام رضا به صبح می رسوندم.یه شب شهادت آقاجانی بود وتلویزیون تماشا میکردیم به همسرم با گریه گفتم چرا اخه نذاشتی من برم دلم زیارت میخواد اونم دستش خالی بود چیزی نگفت بهم من حال عاشقی رو دارم که بخاطر دیدن معشوقش داره لحظه شماری میکنه وزره زره آب میشه،😭😭تو این برنامه گفتن پیامک بدین که قرعه کشی کمک هزینه داریم منم پیام دادم
نیم ساعت بعد شمارمو خوندن 😍😍منم فقط اشک میریختم ومیگفتم ممنون آقا جان شما از دل بندها آگاهی. 😭خیلی ذوق زده بودم معجزه آقا رو دیدم .من همچنان حرم خانم رفتنمو ادامه میدادم وخواستمو میگفتم .تا اینکه یه مسابقه جای دیگه برگزار شد ودوباره اسمم برا مشهد در اومد😭🤩گقتم ممنون اقا که هوامو داری طوری شده بود که همش حس میکردم هواس آقا بهم هست .این هفته هفته ۳۹حرم رفتنم هستش.برای هفته آینده مشهد ثبت نام کردم یعنی انشاالله هفته ۴۰من حرم آقا جانم علی بن موسی الرضا هستم .😭😭😭بله اینجوریاست این خواهر برادر جوری چیدن که من هفته ۴۰ام حرم آقا هستم..قربون آقا جانم برمم من دارم لحظه شماری میکنم برای حرمشون. حالام که داره جور میشه من روم نمیشه برم حرم آقا میگم نکنه نتونم خوب استفاده کنم از وقتم اونجا. ودوتا بچهای شیطونم نزارن اونطور که باید وشایداستفاده کنم .چون مدت کمی اونجام .برام دعا کنید بچهام اذیتت نشن ونکنن ومنم با آقا خلوت کنم ودرد ودل کنم .هرچند مطمئنم آقا جانم هوامونو داره وکمکم میکنه .این بود داستان حرم من ببخشید طولانی شد
منم باشم نوکر آقاجانم علی بن موسی الرضا. چشمام کف پای آقای مهربونم. ❤️❤️
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
💠 عشق ما را پی کاری به جهان آوردست
💠 ادب این است که مشغول تماشا نشویم.
👤 صائب تبریزی
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#حساب_کتاب
دااااد نزن ...
👈خانم جان، با شما هستم ... داد نزن!
🦋 زن مظهرجمال خداست و مرد مظهرجلال.
و باطن مردان از زن خشن، و باطن زنان از مرد ضعیف، بیزار است.
وقتی جای مرد و زن، در خانه عوض شده، و زن مظهر قدرت خانه میشود؛ تنفر و پشیمانی جای عشق و عاطفه را میگیرد!
نرمش و سکوت، حتی در زمانی که حق با شماست، شأن زنانه و روح لطیف شما را، حفظ خواهد کرد.
از امروز، حواست به تُنِ صدایت بیشتر باشد ...
موفق باشی دوست من ✋
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
چه دلنشین است🌸
عصرگاهی که
بالبخند وامـید🕊
همراه باشد
امیدوارم ازهم اکنون🌸
اززمین وزمان مانند باران
برایتان خوشبختی و برکت🕊
وشادی وامید ببارد....
سلام دمتون گرم👊
عصر زیبای دوشنبه تون بخیر 🌺
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
سلام 14 سالمه، شاید سنم کم باشع برای مشاوره گرفتن از شماها اما امیدوارم کمکم کنید🙏🙏 👌من یه دختر خجا
#پاسخ_اعضا 🌷🌿
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام علیکم خدمت شما 🤗
بله من هم از نظر خجالتی بودن، خیلی شبیه شما بودم. البته در جمع اقوام کمتر خجالت میکشیدم.
بیشتر در دوران مدرسه اینطوری بودم.
سر پدر و مادر داد نزن. شاید آنها آموزشهای لازم را، جهت کمک به شما که اعتماد به نفس ندارید، ندیدند.
چه خجالتی باشید و چه نباشید؟، شما خودتان را دارید.
💥شما منبع انرژی هستید. شما یکی از بندگان الهی هستید.
روح الهی در جسم شما، وجود دارد.
شما آفریده شدید تا رشد کنید.
اینکه از پسرها خجالت بکشید، خیلی خوب است. اسمش حیا است.
آقایان به خانمهای باحیا، بیشتر احترام میگذارند.
خودت را با دختران فامیل هیچوقت، مقایسه نکن. آنها هم ترسهای خودشان را دارند، فقط اینکه در جمع بروز نمیدهند.
به حد تعادل معاشرت خوب است.
اینکه نوشتید تعدادی خیلی راحت هستند، این هم اصلاً جالب نیست.
بعضی دختران هم متاسفانه آنقدر پررو هستند که، در جمع فرصت صحبت را از دیگران میدزدند.
میخواهی صحبت کنی، ولی آب دهان در گلویت، انگار حبس میشود.
گلو درد عصبی داری. سرما نخوردی، ولی احساس خفگی میکنی. ( تمام این حالات را داشتم).
برای همه اطرافیان وقتت را هدر نده. من الان هر موقع یادم میافتد، خیلی پشیمان هستم، از اینکه برای دختران بزرگتر فامیل، وقت گفتگو میگذاشتم.
دختران بزرگتر هم خیلی حسود بودند، و هر وقت از روی سادگی با آنها درد و دل میکردم، ته دلشان از مشکلات من شاد میشدند.
بعد از اینکه با خانمی که جهادگر بودند، آشنا شدم....دیگر افراد گذشته برایم مهم نبودند.
اکنون در جمع حتّی در صورت تنها بودن، اندوهگین نیستم.
با افراد فروتن، رفتار فروتنانه دارم، و با افراد مغرور، رفتار متکبّرانه.
دیگر کسی را محور زندگیام قرار نمیدهم، خودم را وابسته کسی نمیکنم.
در نظرم والدین مخلوقات الهی هستند، و ما روزی از همدیگر جدا خواهیم شد.
میدانم تنها وجودی که با من خواهد ماند، وجود خدای متعال است.
شما هم از نعمت وجود والدین، همیشه شاکر باشید. رفته رفته کمرویی از ذهن شما، دور خواهد شد.
مردم آنقدر مشکلات دارند، که عکسالعمل ما کمتر برایشان مهم است.
هیچ یک از اقوام را، از خودتان بالاتر نبینید.
به قول دوستم، کسی را در زندگی خودت گله گنده نکن.
فردا همین آدمهایی که، خودت را برایشان کوچک کردی، برایت تره هم خرد نمیکنند.
همیشه معمولی باش. گشادهرو باش. لبخند بزن. کارهای دنیا را مانند فیلمی بدان، که اگرچه از بقیه فیلمها طولانیتر است، امّا روزی به پایان میرسد.
این دنیا مانند مرکبی است، شبیه اسبی بزرگ، که سوارش هستیم.
ما در خواب هستیم، و ما را به سمت ابدیت میبرند.
برای افزایش اعتماد به نفس، کتابهای روانشناسی زیاد بخوانید.
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#پاسخ_اعضا🌻🌿
سلام به اون خانمی که گفتن واکسن باعث بیش فعالی،
👌بیش فعالی بچه هابیشترربط به تغذیه دردوران بارداری داره واینکه تامطمئن نشدیم ازبیش فعالی بچمون نگیم،
چون برخوردبدبابچه هامیشه
بگید شما ازمایش کردی!!!
که همین طورمیپرونیدحرفی رو
واکسن برای پیشگیری ازبیماربهای همه گیرهست چراحرفای بی خودروبه خوردمردم میدن
ممنون ازشما وکانال خوبتون🌷🌷
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
📌 #راهكار هايی برای بهبود روابط زناشويی:
🌺 #دعوا دلیل جدایی نیست.
🌸 هنگام #ورود و خروج از خانه، همسرتان را ببوسید.
🌺 گاهی کنسل کردن یک قرار، به بودن در کنار همسرتان می ارزد.
🌸 گفتن «دوستت دارم» هر چه بیشتر، بهتر
🌺با افرادی که پشت همسر شما بد می گویند، به تندی رفتار کنید.
🌸 در مسافرت #دعوا نکنید، مشکلات را بگذارید برای بعد از بازگشت از مسافرت و تفریح تان را به هیچ عنوان خراب نکنید.
⭐️
💍⭐️
💞💍⭐️
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
داستان کوتاه عاشقانه❤️
👌یه روز یکی بهم گفت هیچوقت بعد از ساعت ۲ شب تصمیم نگیر، فقط بخواب
پرسیدم چرا؟🤔
گفت که به نظر من یه هورمونی بعد ساعت 2 تو بدنت ترشح میشه که
باعث میشه یه تصمیمی بگیری یا یه کاری بکنی که هیچوقت ساعت 7 صبح
نمیکنی
بهت جیگر میده تا دیوونه بازی دربیاری کاری که میکنه اینه که بهت جرعت اینو
میده که
به یه نفر بگی چقدر دوستش داری یا چقدر دلت براش تنگ شده.
👌با خودم گفتم پس من هر شب قبل از ساعت ۲ میخوابم که هیچوقت درگیر این
هورمون نشم
سالها از اون روز گذشت،
ساعت ۱:۴۵
شب بود توی تختم بودم و داشتم بهش
فکر میکردم.
دیوونه وار عاشقش بودم و میدونستم که حسم متقابل نیست.
برای بقای دوستیم ۱ سال پیش خودم این راز رو نگه داشتم.
همینطور که داشتم فک میکردم و آهنگ گوش میدادم دیدم ساعت شده ۲:۱۵ شب...
داشتم فک میکردم چجوری ۳۰ دقیقه اینقدر سریع گذشت که یهو دیدم بهم
تکست داد
گوشیمو برداشتم دیدم میگه که
حالم خوب نیست" گفتم چرا؟ چی
شده؟ گفت دلم شکسته💔🥺
و شروع کرد تعریف کردن که چجوری یه پسری رو دوست داشته و چجوری اون پسره دلشو شکسته.
👌همون بود که حس کردم اون هورمون تو بدنم جاری شده تو جوابش یه متن
بلند بالا نوشتم...
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
ادامه...
چیزایی نوشتم که الان نگا میکنم باورم نمیشه اینا رو من نوشتم.
نوشتم که چقدر دوستش دارم و تو جوابم گفت خودت میدونی که من عاشق یه نفر دیگم"☹️
اینو که گفت به خودم اومدم...
یاد اون بنده خدا افتادم که گفت بعد ساعت 2 هیچ تصمیمی نگیر گریه کردم.
👌براش نوشتم ،ببخشید، خیلی وقت بود توی دلم ،بود بالاخره یه روزی باید میفهمیدی😔
ازش خواهش کردم که دوستیشو ازم
نگیره.
هیچی
نگفت...
یه هفته گذشت و هر
دوتامون جوری رفتار کردیم انگار هیچ
اتفاقی نیفتاده
ولى بعده به ،هفته کم کم احساس کردم که دیگه داره کمتر باهام صحبت میکنه
یه هفته دیگه گذشت.
دیگه حتی سلام هم نمیکرد. فقط یه نگاه
میکرد بهم و منم توی چشاش غرق
میشدم.🥺🌊
هر از گاهی هم بهش نگا میکردم، همینطور که میخندید بهم
نگا میکرده
الان هم به جای رسیده که حتی جواب
تکست هم نمیده،
از یه طرف خیلی ناراحت بودم که از دستش دادم.
از طرف خیلی خوشحال بودم که بالاخره حرف دلمو زدم یه چیزی هم یاد گرفتم...
💥بعد از ساعت ۲ شب... هورمونی توی بدنت ترشح نمیشه بلکه قلبت شروع میکنه به صحبت کردن..
از اون موقع هروقت میخوام تصمیمی رو از ته قلبم بگیرم...
ساعت ۲ شب اینکار رو
میکنم...😏
✍روزبه معین
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══