eitaa logo
رازِدِل 🫂
15.6هزار دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
2.8هزار ویدیو
2 فایل
اینجا همه چی واقعیت داره💯 سرگذشت زندگی مخاطبان کانال اینجا گذاشته میشه رازدل تو اینجا بگو تا هم کمک بگیری هم آروم بشی🥰 @setaraaaam اصلا هرچی دل تنگت میخواد بگو🥰💗 ❣️برای تبلیغات خصوصی به اینجا مراجعه کنید👇 https://eitaa.com/tabligat_poro
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 ­‍ 💞برای زن هر هدیه ای ارزش یکسان 💞دارد. اندازه اش مهم نیست. 💞هر چند مرد فکر می کند که 💞برای هدیه بزرگ امتیازی بیشتر 💞 به دست می آورد. اما او متوجه 💞نیست که برای زن هدایای کوچک 💞 هم به اندازه هدایای بزرگ مهم 💞هستند. ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 . از نقاط ضعف و حساسیت های شریکتان محافظت کنید. 1-هر آدمی حساسیت هایی دارد به جا یا نابجا. با دلیل یا بدون دلیل یکی از دماغش خوشش نمیاید، یکی از حرف زدن در مورد خانواده اش را دوست ندارد، یکی از تحصیلات پایینش خجالت زده است، یکی رو وزنش حساس است و دیگری ترجیح می دهد بحث مادی نکند. 2- وظیفه ماست که مواظب حساسیت های شریکمان باشیم و نه تنها بحث در مورد آنها را پیش نکشیم که حتی اگر در مهمانیها و بین دوستان و آشنایان حرفی در این مورد زده می شود، جریان بحث کنیم.... 3- سر این حساسیت ها هیچ شوخی با هم نداریم. حق نداریم به بهانه "دارم شوخی میکنم" دست بگذاریم روی حساسیت های شریکمان ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 🎩🎀 🎩 🎀تحسین کردن، هم برای تحسین کننده و هم برای تحسین شونده مفید است. 🎀 در تحسین کردن صادق باشید، وگرنه فورا اعتبارتان زیر سوال خواهد رفت. 🎀وقتی کسی شما را تحسین میکند با او مخالفت نکنید، لبخند بزنید و بگویید : متشکرم 🎩اصلا نیازی نیست پس از تبریک به دوستتان بابت 🎩اجناس جدیدی که خریده قیمت آن را هم بپرسید. یک لبخند ملیح بزنید و بگویید مبارک باشد 🎩 🎀 برای هم لقمه بگیرید. 🎀 وقتی غذایی می پزید از شوهرتان در مورد آن غذا نظر بخواهید 🎀سعی كنید در طول هفته چند بار غذاهای مورد علاقه او را درست كنید ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
❤️ سلام نازگلی عزیزم ممنون از کانال که گذاشتی و بقیه دوستان🌻 من همان شقایق مادر ۲تا پسر هستم شوهرم بهت گفتم چند بار بهم خیانت کرد به خاطر بچه هام گذاشت کردم😔 ولی این چند سال بایکی ازدواج موقت کرده خانه زندگی براش گذاشته، اینم بگم، این چند سال حتی یک دقیقه اینجا سر نمیزنه ولی من سپردمش دست خدا ای قربان خدا برم واقعن جای حق نشسته مثل اینکه دیروز قلب شوهر میگیره ۱۱۵ میاد میبرتش ببمارستان فوق تخصص دکتر بهشون گفته این نه انجو بدردش میخوره نه بالان بدردش نمیخوره باید عمل باز انجام بدیم واز ۱۰۰ شاید ۲۰ درصد بمانه یا نه!! خودش دیشب برادرشو فرستاده گفته بیارش بیمارستان تا ازش حلالیت میخوام منم بهش گفتم به تو ربطی نداره مگر نگفتی شما زن شوهر هستید،! حالا هم به تو ربطی نداره بزار بره پیش همون زنایی که باهاشونه بهش بگو دل شکستن تاوان داره این تاوانشو باید پس بده! خواهشن بزار تو کانال بزار خواهرا بخونن همیشه باخدا باشید مرسی عزیزم ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 💠وقتی همسرتون آخر روز درباره مشکلاتش با شما صحبت میکنه لازم نیست به اون راه حل بدین! لازم نیست که مشخص کنین اشتباه کرده ! لازم نیست که بگین بهتر بود فلان کار رو میکرد 💠بهتره طوری باهاش حرف بزنین که حس کنه واقعا داره شنیده میشه. این حس رو بهش بدین که حق داشته ناراحت باشه ، حس کنه شما میفهمیدش ! 💠تا میشه همدردی کنین و بهش حق بدین .بذارین خونه پناهگاه بیان همه ی حس های نگفته اش باشه مثلا در جواب درد و دلش میتونین بگین واقعا حق داری ... منم جای تو بودم همین كار و مي كردم ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
✨ سلام وقتتون بخیر من یک دختر 16 ساله هستم و واقعا به کمک نیاز دارم  خواهش میکنم پیام من رو داخل کانالتون بزارید تا پاسخ مشکلم رو پیدا کنم راستش من دوتا دایی مجرد دارم که خونه ی مادر بزرگ و پدربزرگم زندگی میکنن یعنی هروقت ما میریم خونه بابابزرگم اونا هم همونجان و خونشونه مادروپدربزرگم به خاطر شغل بابابزرگم بیشتر توی شهر دیگه ان یعنی دوتا خونه دارن یکی مشهد یعنی شهر ما و یکی هم تهران که میرن اونجا یعنی شاید هر 3 یا 4 ماه بیان مشهد اما مامانبزرگم گاهی خودش تنها میاد و چند هفته خونه ی مشهدشون میمونن و هروقت اونا میان مشهد ماهم میریم اونجا و3 یا 4 روز میمونیم البته این ماله تابستونه که من و خواهر برادرم نمیریم مدرسه و خلاصه داییهام همیشه مشهدن و باپدربزرگم اینا نمیرن تهران ومشکل من با داییهامه راستش من تجربی و ریاضی رو توانتخاب رشته نیاوردم . ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#سوال_اعضا✨ سلام وقتتون بخیر من یک دختر 16 ساله هستم و واقعا به کمک نیاز دارم  خواهش میکنم پیام من
ادامه... یه روز که مامانبزرگم اومده بودن مشهد ماهم رفتیم خونشون و داییم هم که خیلی به من گیرمیده از مامانم میپرسه که زهراچه رشته ای رفته ومامانم میگه انسانی و داییم میگه که فلانی (اسم مامانم) بچرو بدبخت نکن چرافرستادیش انسانی و مامانمم میگه که زهرا یعنی من تجربی رو نیاورده و داییم میگه ای بابا ما فکر میکردیم زهرا درسخونه و یه چیزی میشه😐. این یعنی چی یعنی من هیچی نشدم . ازونجایی که من کم حرفم هیچی نگفتم مامانمم هیچی نگفت.همشم داییم بهم گیر میده که چرا درس نمیخونی؟. آخه بهش مربوط نیست ولی میپرسه حالا من ویژگیم اینه که از بچگی دختر کم حرفی بودم و کلا تا وقتی با کسی صمیمی نشم باهاش گرم نمیگیرم ، این دایی منم هردفعه که منو میبینه میگه زهرا چرا حرف نمیزنی واز خاله و مامانبزرگ واطرافیانم میپرسه که امروز زهرا چند کلمه حرف زده یا میگه زهرا فقط از اول تا آخر یه سلام و یه خدافظ میگه و من ناراحت میشم و بیشتر از همه ازینکه جوابشو نمیدم ناراحت میشم یه روز دختر خالم اومد خونه بابابزرگم وماهم اونجا بودیم و مامانم اینا رفتن بیرون وفقط منودختر خالمو داییم بودیم و دختر خالمم ازونجایی که خوش سرزبونه داییم باز به من گیر میده و حرفای تکراری که بالاتر بهتون گفتم ومیگه وبه دخترخالم میگه با زهراحرف بزن حرف زدن یاد بگیره🥺😐😑 و دختر خالمم حرف زشتی که زدو جمع کرد کلا همش به من گیر میده وازونجایی که بابای من وعموش دومادشونن یعنی خاله من میشه زنعموی بابام هی هرچی که میشه میگه فلانینن دیگه(فامیلمون) و اگه ناراحت بشم میگه فلانیه دیگخ(فامیلم) فلانیا(فامیلم) همینجورین بهشون برمیخوره فلانیا خبر چینن فلانیا زودبهشون برمیخوره ودرسته شوخیه ولی هر حرفی جنبه شوخی نداره ومن خیلی ناراحت میشم پشت سرفامیلام چه شوخی چه هرچی بدمیگن یا من عضو بسیج شدم وبگوششون رسید وازونجایی که مخالف نظامن داییام هی میگفتن سلام خواهر بسیجی سلام خواهر زهراو احساس میکنم مسخرم میکنن چون مخالف اینجور چیزان وهی داییم میگف حلما اینکارارو ول کن با اینا به هیچ جانمیرسی یا میخواستم رشته برم الهیات میگفتن که نرو بدرد نمیخوره وهی بهم میگفتن خانم جلسه ای خواهر بسیجی و... به مامانمم میگم میگه باهات شوخی میکنن ولی شوخیاشون پشتش مسخره کردن توهینه و من واقعا ناراحت میشم مامانمم هروقت بابابزرگم اینا خونه مشعدشون نباشن بازم میره اونحا میگه داداشام که هستن ومن دوست ندارم زیاد ببینمشون وتنها راهم اینه که وقتی مامانبزرگم اینا نیستن من نرم ورابطمونو کم بکنم  ولی خب مامانم نمیزارع خونه تنها بمونم چون بابام سرکاره ومنم نمیخوام به مامانم بگم نرو چون داداشاشه و نمیشه نره دیدنشون منم خیلی اذیت میشم وقتی میرم اونجا چون همش باید گیردادنای دایی هامو تحمل کنم ومامانمم هیچکاری نمیکنه تاحالا هم به بابام نگفتم اینا همش یه بخشی بود، 🙏لطفا کمکم کنین ویه راه جلوم بزارین به مامانم که نمیتونم دیگه چیزی بگم دوستام که هم سن خودمنو سرشون به اندازه ی من درمیاد فقط میتونم تو گروه درمیون بزارم تا خانم های بزرگتروباتجربه بهم کمک کنن لطفا بگین چیکار کنم!؟؟ مامانم هفته دیگه پنجشنبه میخواد بریم اونجا ومامانبزرگمم نیستن وفقط دایی هامن🤨☹️ برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ادمین محترم پیام بدید🌹❤️✨@hastammmm ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#عاشقانه_برای_همسرم💔 پدرش ادامه داد : تا اینکه خودش یه هفته پیش زنگ زدو گفت چیکار کرده و چی شده،!
💔 میوه شونو خوردنو بلند شدن رفتن،! بعد از رفتنشون وقتی دیدن من اخمام توهمه چیزی نگفتن موند فرداش کلی حرف زدن باهام ولی من نمیتونستم دست خودم نبود، نمیخواستم ببخشمش ولی از طرفی کک افتاده بود به تنبونم که بفهمم کار کی بود!🤨 پیام دادم به عبد که فردا ساعت 4 بیا همون پارکی که اولین بار همو دیدیم! اونم ذوق کردو زود جواب داد چشم عزیزم تو جون بخواه، دقیقا سر ساعت رفتم سر قرار خوشحال بود و با یه دسته گل نشسته بود منتظرم وقتی منو دید انقد ذوق کرد که میخواست بپره بغلم کنه نیشش بازه باز بود،😁 سر سنگین سلام کردمو نشستم رو نیمکت، جا خورد دسته گلو گرفت سمتمو گفت : تقدیم برای عشقم زهرا جون دلم❤️ گرفتمو گذاشتم رو نیمکت گفتم بشین من زود باید برم! _این چه اومدنی و چه رفتنی، کاشکی پسرمم میاوردی میدیدمش _خواب بود. _ببینم مگه دیشب حرف نزدن بزرگترا گفتن که من اشتباه کردم، تقصیر من بود ولی تو بزرگی کن و ببخش🙏 زهرا من خیلی دوست دارم، بخدا این مدت فهمیدم بدون تو نمیتونم زندگی کنم بیا و بگذر بزار برگردیم خونمون🥺خواهش میکنم😔 دلم نمیخواست تحت تاثیر حرفاش قرار بگیرم، گفتم: کی بود که بهت اون حرفو زد !؟ یخورده فکر کردو گفت بی خیال شو زهرا جان چون بخدا نمیدونم کی بود، خواستم پیداش کنم تیکه پارش کنم ولی نتونستم! جدی شدم : دقیقا برام بگو چی گفت بهتو چجوری گفت با جزئیات میخوام بدونم! آهی کشیدو گفت : باشه حالا که اصرار میکنی میگم با اینکه دلم نمیخواست یادش بیفتم اعصابم بهم بریزه! ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
سلام من ۱۷ سالمه. و الان ۹ ماهه ازدواج کردم. 👌خانوادمم براشون مهم نبود که الان من چه آسیبی خوردم و
🌼🦋🌺 سلام به نازگل جان عزیز💚 و یکتا خانم گل🌹 عزیز دلم نبود اینستارو واسه خودت درد نکن الهی فدات🤗 بنده ام شوهرم از همون اول گفت که نباید اینستا داشته باشی و منم قبول کردم ✨ به جاش سعی میکنم خودمو با کارای خونه سرگرم کنم به شماام پیشنهاد میکنم🌷 بهترین راه برای زندگی بهتر با همسرتون اینه ⭐موقعی که می‌بینید عصبیه سعی کنید زیاد بهش گیر ندید و بزارین تو حال خودش باشه ⭐هیچوقت یه طرفه پیش قاضی نروید و زمانی که دیدین تقصیر از شماس ازشون معذرت خواهی کنین و از دلش در بیارین (کاری که کردین و حرفی که زدین و بدتر خراب نکنید) ⭐خودتون رو سر چیز های الکی ناراحات نکنید زمان همیشه در حال گذره پس سخت نگیرید گاهی وقت ها سکوت می‌تونه بهترین راه حل و جواب باشه ⭐هیچوقت به همسرتون توهین نکنین و فوش ندین حتی اگه اون بهتون فوش داد بازم سکوت بکنید باور کنید بعداً خودش خجالت میکشه و پشیمون میشه ⭐سعی کنید با چرب زبونی دلشو به دست بیارید و با جملات عاشقانه بهش ثابت کنید که دوسش دارید پس خانم ها خواهش میکنم یاد بگیرید همسر داری رو خوشبختی رو خودتون به وجود بیارین لطفاً کمی از سیاست های زنانه تان استفاده کنید من مطمعنم در هر زنی این سیاست ها هست ☺️ با آرزوی خوشبختی برای تمام خانم های وطنم🌿🍓 . ❤️🧡💛💚🩵💙💜🤎 ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 💠وقتی همسرتون آخر روز درباره مشکلاتش با شما صحبت میکنه لازم نیست به اون راه حل بدین! لازم نیست که مشخص کنین اشتباه کرده ! لازم نیست که بگین بهتر بود فلان کار رو میکرد 💠بهتره طوری باهاش حرف بزنین که حس کنه واقعا داره شنیده میشه. این حس رو بهش بدین که حق داشته ناراحت باشه ، حس کنه شما میفهمیدش ! 💠تا میشه همدردی کنین و بهش حق بدین .بذارین خونه پناهگاه بیان همه ی حس های نگفته اش باشه مثلا در جواب درد و دلش میتونین بگین واقعا حق داری ... منم جای تو بودم همین كار و مي كردم ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
❤️ قضیه منم از اونجا شروع شد که به اصرار والدین یکی از دوستان پدر برای پسرشون میخواستن بیان خاستگاری✨💐 ساکن شهر دیگه بودن ولی خب اشنا و فامیل داشتن در شهر ما. گفتن اول مادر میاد یک جلسه برای دیدن . ایشون که اومدن خیلی به ظواهر همچی توجه میکردن در. دیوار... ظروف. و منن... چایی که اوردم روی مبل رو به رویی با فاصله نشستم خیلی نگاه خریدارانه ای داشتن که منو ازار میداد. گفتن بیا کنار خودم بشین و این حرکت زیاد جالب نبود چون ادم متوجه میشه برای دقت و بررسی بیشتر میخواد بشینی کنارش... خلاصه با حس بد و راحت نبودن نشستم ایشون هم تا جاداشت هی نگاه کرد... منم تو دلم گفتم قشنگ نگاه کن به درک😂 از همچی صحبت کرد که خاستگاری های مختلف رفتن و قسمت نشده. تلفن زنگ زد اقا پسر بودن. گفتیم تشریف بیارن داخل. اومدن بنده خدا یه پسر مظلوم خجالتی و استرسی.. وقتی حرف میزد گاهی یه لرزشی ایجاد میشد تو حرفاش.یک خنده ملیح هم ته صحبت هاش داشت. ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#راز_دلی❤️ قضیه منم از اونجا شروع شد که به اصرار والدین یکی از دوستان پدر برای پسرشون میخواستن بیان
ادامه.. من از ایشون حس بدو ازار دهنده ای دریافت نکردم. ی سوال کهه تو ذهنم بود گفتم چرا از شهر خودتون انتخاب نکردین یکی. گفت راسیتش من مادرم هرجا میرن میان میگن نپسندیدم و منو دیگه نمیبرن. اینجا هم اولین باره. قیافه من😕😐 خلاصه این اقا پسر اصلا ملاک های سخت و خاصی نداشت خیلی تاکید روی ارامش داشت و واااقعا دستم بود مینشستم براش زاارررر میزدم😂 اخه پسر اینقدر مظلوووم. اونم متولد۶۸. تک پسرم بود.و کلا تنها و ناراحت از اینکه با هیچکس نمیتونه درد و دل کنه اقا اینا رفتن. تهش فهمیدیم اصلا مامانش نبوود اینننن. خاالش بود. اصلا طرف به روی خودش نیاورد و نگفت که ما خیلی بدمون اومد. بنده خدا انگاری مادره مریضه مقداری خاله میره خاستگاری و اینگونه به همچی گیرررر میده و این پسرم هیچی به هیچی... اقا پسرا تروخدا یه اقتداری از خودتون داشته باشید. احترام به والدین واجبه ولی نه اینکه زندگی خودتون تباه بشه هیچی به هیچی. بعضی خانواده ها واقعا یسری اشتباه میکنن ولی شما ادامه دهنده نباشید. اسیب جدی خودتون در اینده میبینید. •آیدی ادمین👌@hastammmm •داستان زندگیتو بفرست برامون ♥️☝️ ══❈═₪❅💕❅₪═❈══ https://eitaa.com/raz_del ══❈═₪❅💕❅₪═❈══