eitaa logo
رازِدِل 🫂
14.5هزار دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
2.8هزار ویدیو
2 فایل
اینجا همه چی واقعیت داره💯 سرگذشت زندگی مخاطبان کانال اینجا گذاشته میشه رازدل تو اینجا بگو تا هم کمک بگیری هم آروم بشی🥰 @setaraaaam اصلا هرچی دل تنگت میخواد بگو🥰💗 ❣️برای تبلیغات خصوصی به اینجا مراجعه کنید👇 https://eitaa.com/tabligat_poro
مشاهده در ایتا
دانلود
از همسرتون متوقع باشید که شما رو بیینه. 🌺ولی خیلی مهمه که این نیاز رو با ظرافت بهش بفهمونید، 💢اینکه بیاین مستقیم بهش بگین: تو اصلاً من رو نمیبینی!! مثلاً اگه رفتید آرایشگاه و ابروتون رو مرتب کرده اید، ⭕️به همین سادگی نگید: شوهرم که این چیزها حالیش نمیشه! ... بلکه از فرصت استفاده کنید. ❣ برید با ناز و خنده و شیطونی جلوش رژه برید ❣و بگید یک دقیقه بهت فرصت میدم که بگی من چه تغییری کرده ام و گرررنه ... ❣اگه درست جواب داد که هرجوری خودتون صلاح میدونین تشویقش کنید، ❣و اگه درست نبود هم با شیطنت بگید این دفعه به خاطر ابروی خوشگلم می بخشمت! ... 😉 ♨️خلاصه که عادتش بدید به تغییرات مثبتتون عکس العمل نشون بده... ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝
رازِدِل 🫂
❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹 و خودش هم مرتب بهم زنگ می زد و حالم رو می پرسید...زندگی آدم های خ
❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹 اول پسرم به دنیا اومد و دقایقی بعد دخترم هردو تو آغوش من و من از خوشحالی اشک می ریخـتم و گریه می کردم کامران با ذوق به ما نگاه می کرد من و کامران اسم دختــرمون رو دنیز و اسم پسرمون رو داتیس گذاشتیم من شب بیمارستان موندم و روز بعد دم دم های عصر مرخص شدم... ژیلـا خانوم برای من و بچه ها جشن مفصلی گرفت ویه مدتی کنار مون موند و با آقا بهرام برگشتن خونه خودشون.... من هم یه مدت پیش بچه ها موندم و قبل از اینکه مرخصی زایمان تموم بشه... برای بچه ها پرستارگرفتم و برگشتم سرکار پرستار بچه ها که یه دختر ترکی به اسم ییلدیز بود با بچه ها ارتباط خوبی بر قرار کرده بود و به همه کارها می رسید... زندگی برگشت به روال عادی و من و کامران روزها سر کار بودیم و عصر ها با بچه ها وقت می گذروندیم بچه ها هرروز بزرگتر می شدن و یه روز که من از سر کار اومدم خونه و کامران هنوز برنگشته بود تصمیم گرفتم به مامان زنگ بزنم و بهش بگم ازدواج کردم و بچه دار شدم شماره مامان رو گرفتم اما جواب نداد... ادامه دارد.... ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝
نعناء راهرچه بچینی جایش سبز میشود کم که نمی شودهیچ، زیاد هم میشود بخشش مثل نعنا چیدن است نترس خدا جایش را ده برابر پر میکند قانون خلا میگه توحفره خودت روایجادکن کائنات پر میکنه. ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝
ببخشید که گاهی اوقات ناخواسته باعث ناراحتیت میشم. آخه خیلی روت حساسم و همه ی تو فقط و فقط مال منه. نمیدونم چجوری حس خوبمو بهت توصیف کنم، فقط میتونم بگم اگه یه روز قرار باشه داستان زندگیمو بنویسم از اونجایی شروع میکنم که تو اومدی تو زندگیم و با اومدنت دنیامو تغییر دادی. از اون روزی که دلمو به چشای قشنگت باختم. من تو را نه تنها دوس خواهم داشت بلکه عاشقانه خواهم پرستید آنگونه که هیچ بنده ای معبود خود را نپرستیده. بمونی برام نفسم دوستت دارم.❤🤤️ ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🖍ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ "ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ" ﺍﺳﺖ 🎈می‌توﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﺗﺮﯾﻦ ﺭنگ‌ها ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ 🖍رنگی زندگی کن، نه سیاه و سفید 🎈آغاز سال تحصیلی جدید مبارک ‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌
سلام ستاره اگه میشه بزارید کانال تا دوستان راهنمایی سلام دوستان امیدوارم حاله دلتون خوش باشه من خانومی سی ساله هستم قبلاً راهنمایی گرفتم و ممنون بابت راهنمایی تون میخاستم اینبارم اگه اطلاعی دراین باره دارین بگین دوستان من مشکلم درباره هیکلمع من قدم خوبه 170 ولی وزنم بالاست پهلو دارم و بزرگترین مشکلم که مشکل خانوادگی هم هست یعنی میشه گفت ارثیه قوز دارم و پدر و عموها عمه ها همه داریم ولی من قبلا کمتر بود ولی با گذشت زمان داره زیاد میشه میترسم مثله عمه هام بزرگتر بشه شوهرم هم پسر عممه خیلی تکیه مینداز میگه شما خانوادگی قوزی هستین حالا به مادر خودشم میگه بیرونم که میریم خانوهای چهار شونرومیبنه بهم تکیه مینداره بخدا اعتماد بنفسمو از دس دادم اگه کسی راهکاری داره بگه راستی میخاستم ببینم کسی مشکله منو داشته ازین قوز بندها استفاده کرده فایده داره میخام تا جوانم درمان کنم لطفا خاهرانه راهنمایی کنید ممنون🙏 آیدی ادمین کانال برای ارسال درد و دل و سوال و تجربیاتتون😌🫶 @setaraaaam(. ❛ ᴗ ❛.) ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝
رازِدِل 🫂
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥 سلام خوشگلا من معصومه ام .. اما شما ها مصی صدام کنید چون همه مصی صدام میک
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥 البوم همیشه برام یه چیز قشنگ بود فکر میکنم واسه همه اینجوری باشه به جز کسایی که با دیدن البوم یاد اتفاق های بد زندگیشون میوفتن مثل مرگ یکی از عزیزها..مثل طلاق..مثل دعوا..مثل تصادف یا هر چیز بد دیگه ای.. اما من همیشه وقتی که خیالم راحت بود و حوصلم سر میرفت میرفتم سراغ البوم... یاد روزایی رو که با خوشحالی میگذروندم ارومم میکرد... اما الان نه!!راست میگن گذر زمان ادما رو عوض میکنه ..یه سریا رو عوض و یه سری ها رو عوضی.. تو همه عکسا تا بناگوش میخندیدم ..اما الان برعکس همیشه که با دیدن روزای خوبم خندم میگرفت الان البومم خیسه از اشکایی که دست خودم نیست و عین بارون میبارن .. اشکام رو پاک میکنم یکم از چاییم میخورم تا حالم بهتر شه..البوم رو کنار میزارم و از بالکن ادما و ماشین هایی رد میشن رو نگاه میکنم... اما این حال لعنتی انگار قرار نیست خوب شه ..قرار نیست بهتر شه... نه تقصیر البوم نیست... تقصیر اون خنده های تا بنا گوشمم نیست...تقصیر روزگاره تقصیر سرنوشته که لبخندامون رو همون بچگی ازمون گرفت... ادامه دارد....☘ .༻༻༻༻༻༻༻༻༻༻
13.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💞🍃💞 با هر کسی نمیشه مهربونی کرد...🌱 ‌‎‎‎‎‌‌‎‎‌‎‌‌‎‌‌‎‎‎‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‎‎‎‎‌‌‎‎‌‎‌‌‎‌‌‎‎‎‎‎‌‌‎‌‌‍ ‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ﺣﺎﻟﻤوﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺷود 🌷ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ زیباتر ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ❤️ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﮐﻪ یاﺩﻣوﻥ ﻧﺮﻭﺩ 🌷ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ❤️ﺑﺮﺍﯼ ﺩیگرﺍﻥ ﻫﻢ 🌷ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشیم ❤️بهترینها را براتون آرزومندم 🌷عصرتون زیبا ‌‌‍‌┈••✾❀🌹🦋🌹❀✾••┈
رازِدِل 🫂
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥 البوم همیشه برام یه چیز قشنگ بود فکر میکنم واسه همه اینجوری باشه به جز ک
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥 خلاصه طبق معمول حرف مامان ثبت شد.. فامیلامون زیاد شلوغ نبودن ، مثلا من یه عمو و یه عمه داشتم و از طرف مادری هم دوتا خاله دایی هم نداشتم .. بخاطر همین مامان همه رو باهم دعوت کرد تا کلکش کنده شه. _مصی بسه دیگه مادر چقد تو اینه خودت رو نگاه میکنی..میخوای بابات بیاد عصبی شه؟! +باشه مامان اومدم از بچگی پسر عموم رو دوست داشتم اما اون به من توجهی نمیکرد .. پسر عموم ۲۴سالش بود تازه از سربازی برگشته بود و تو مغازه با عموم کار میکرد .. عموم بازاری قدیم بودو وضعش بهتر از ما بود و همیشه مامانم به بابا میگفت که از اون یاد بگیر که چقدر زرنگه اسم پسر عموم جاوید بود، جاوید قدش از من خیلی بلند تر بود و هیکلی همیشه ارزوم بود با کسی که ازدواج کنم از من درشت تر باشه خب همینجورم شد اماده بودم یه شلوار مشکی پوشیدم و یه تیشرت یکم قواره دار سفید.. شال نمیذاشتم جلوی فامیل اما بابا همیشه میکفت یه چیزی بپوشین که زیاد تنگ و اینا نباشه کافیه... بلاخره اومدن... خاله هام زودتر اومدن... یکی از خاله هام که تازه ازدواج کرده بود ادامه دارد....☘ .༻༻༻༻༻༻༻༻༻༻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁🍂🍁 سلام به فصل زیبا پاییز🍁 سلام به مهـر 🧡 سلام به رنگ زرد🍂 سلام به شروع دوباره سلام به نقطه سر خط سلام به مهـربانی🧡 سلام دوستان مهربان پاییـزتون مبارک🍂🍁
یه قانون هایی هست که برای همه ی مردهای نرمال جواب میده تایید کردنش در برابر دیگران تعریفش رو کردن در جمع خوردش نکنین به خاطر اشتباهش بگذارید فکر کنه مرد سالاریه تو خونتون. ولی ریز ریز مدیریت کنین مقایسشون نکنین با مردهای دیگه نرم باشید باهاشون لج نکنید نیازتون رو بدون وظیفه گذاری بیان کنید ╔═🍃♥️🍃══════╗ @raz_del رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶‍🌫️ ╚══════🍃♥️🍃═╝