🥀🕊
پيشانیاش از زور درد چروك افتاده بود. چهرهاش در هم مچاله شده بود. انگار هر آن جمعتر میشد. بايد عقبنشینی میكرديم و حاجی نگران بود كه فرصت عقب بردن شهدا را نداشته باشيم. بچهها كه شهيد میشدند، چهرهی حاجی برافروختهتر میشد. ولی اين كه نتوانيم شهدا را عقب ببريم، برایش خيلی دردناك بود.
آن شب تا صبح خیلی به حاجی فشار آمد. سعی میكرد با بچهها شهدا را بكشند عقب. ولی لحظهی آخر، عجيب بود. حاجی نمیتوانست از جبهه جدا شود. همه را فرستاده بود عقب. اما خودش گوشه كنار، دنبال بدن يكی از بچهها ميگشت.
#شهید_محمد_ابراهیم_همت
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
🥀🕊
#شهید_چمران
«بین سعادت و شقاوت،
یک قدم بیشتر
فاصله نیست
و آن قدمیست که
بر هوای نفس گذاشته شود !»
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
927.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
خلاصه عمر یه آدم مشهور!!
چقدر قشنگ دنیای فانی
رو توصیف کرد واقعیت هم همینه.
《وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى》
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
📌 سربازانی که در شاهرود ، کارگر حضرت زهرا (س) لقب گرفتند
🔹تابستان ۱۳۶۳ شاهرود، هنگام آموزش سربازان در صحرا، با مادری به همراه دو دخترش برخورد کردیم که در حال درو کردن گندمهایشان بودند.
▪️فرماندهی گروهان گفت:مسلم بیا سربازان دو گروهان را جمع کنیم و برویم گندمهای آن پیرزن را درو کنیم.
▪️به پیرزن گفتم: مادر شما به همراه دخترانتان از مزرعه بیرون بروید تا گندمهایتان را درو کنیم؛
▫️فقط محدوده زمین خودتان را به ما نشان دهید.
▪️پیرزن پس از تشکر گفت: پس من میروم برای کارگران حضرت فاطمه مقداری هندوانه بیاورم!
▫️از ۹ صبح تا ظهر،با پانصد سرباز تمام گندمها را درو کردیم؛
▪️ گفتم: مادر چرا صبح گفتید میروم تا برای کارگران حضرت فاطمه هندوانه بیاورم؟
▫️گفت:دیشب حضرت فاطمه به خوابم آمدو گفت"چرا کارگر نمیگیری تا گندمهایت را درو کند؟این کارها، دیگر از تو گذشته!"
▪️عرض کردم:خانم شما که میدانی تنها پسر و مرد خانواده ما به شهادت رسیده است، درآمدمان نیز کفاف هزینه کارگررانمیدهد؛ مجبوریم خودمان کار کنیم.
▪️بانو فرمودند:نگران نباش! فردا کارگران از راه خواهند رسید. از خواب پریدم
▪️امروز هم که شما این پیشنهاد را دادید، فهمیدم این سربازان، همان کارگران حضرت زهرا(س) میباشند.
▪️با شنیدن این حرفها،ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری شد و گفتم: سلام بر تو ای حضرت زهرا(س) ؛ فدایت شوم که ما را به کارگری خود قابل دانستی.
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
هدایت شده از مشتریان گسترده ترابایت
یه دختر خاله دارم هر موقع هر مهمونی دعوت میشد بی دلیل بهش کادو میدادن😑
یا #وام_خانگی ثبتنام میکرد همیشه #اولین_نفر اسمش در میومد 😐
یه روز متوجه شدم رو دستش یه کد نوشته گفتم این چیه؟ گفت کد ابجد شخصیمه باورم نمیشد تا خودم امتحانش کردم و واقعی بود🙊
منبعش اینجاس کدهاشم معتبره🥲👇
@.Abjad_code (کدهای ابجد)
@.Abjad_code (کدهای ابجد)
هدایت شده از ⛔️ خبر سِری|khabar_seri
❌دوره طلسم و جادو خیلی وقته گذشته
🔮 کد های قوی اینجا همه چیو بهت میده :
کد جور شدن وام : 514 💰
کد بـرکت مال : 777 🪙
کد عـشـق : 639 ❤️🔥
👈 بقیه کدها و روش استفاده 👉
👈 بقیه کدها و روش استفاده 👉
جانباز شهید مدافع حرم"حمیدرضا ضیایی" شهیدی که لحظهای راه جهاد و شهادت را رها نکرد
📌شهید حمیدرضا ضیایی متولد سال ۱۳۴۸ بود که در سن ۱۵ سالگی با دستکاری کردن شناسنامه اش به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و در گردان ادوات لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) به عنوان دیده بان مشغول جهاد در راه خدا شد.
🔸حمیدرضا در سال ۱۳۶۶ در سن ۱۷سالگی در عملیات والفجر ۱۰ در کردستان عراق از ناحیه دو پا مجروح شد و سرانجام از ناحیه پای چپ به درجه جانبازی نائل شد اما ذره ای خلل در انگیزه و رشادتش برای مقابله با دشمن ایجاد نشد.
🔹پس از جنگ، او راه جهاد و شهادت را رها نکرد و با ظهور تروریست های تکفیری در سوریه به دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام شتافت. وی ۶ مرحله به سوریه اعزام شد.
▪️او مدتی فرمانده تیپ پیاده بود و پس از آن مسئول اطلاعات تیپ و اواخر هم مسئول ادوات تیپ زینبیون بود. حمیدرضا فرماندهای مدبر، مجرب و کار آزموده، و نیرویی کار بلد و بسیجی مخلص بود و انس زیادی با قرآن داشت.
▫️ او در فراغ همرزمانش می سوخت و بیقرار بود.وی در آخرین سال عمرش، زیارت حج تمتع را رفت و بعد از آن به زیارت عتبات عالیات رفت و برات شهادتش را از امام حسین(ع) گرفت .
🔻سرانجام در آخرین مرحله پاکسازی داعش در البوکمال سوریه در ۲۹ آبان ۱۳۹۶ بر اثر شلیک تک تیرانداز داعشی ۳۰ سال پس از جانبازی اش به آرزوی خود که شهادت بود رسید. او جزو آخرین شهدای آزادسازی سوریه از سیطره داعش است.
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 زمزمههای جانسوز دختر شهید ضیایی با قاب عکس پدر
#شهید_حمیدرضا_ضیایی
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
شهید احمد کریمی شهیدی که دوست داشت اربا اربا شود
📌حاج احمد هیکل درشتی داشت. بچه ها سر به سرش می گذاشتند. با این هیکل درشت چطور می خواهی توی قبرهای کوچک گلزار شهدا جا شوی؟
🔸می خندید و می گفت: همین قبرها هم برای من زیاد است. آرزویش این بود که اربا اربا شود.فرستاده بود دنبالم. رفتم سنگر فرماندهی.گفت: می خواهم شعر “کبوتر بام حسین (ع)” را برایم بخوانی.
گفتم: قصد دارم دیگر این شعر را برای کسی نخوانم. برای هر کسی که خواندم شهید شده.
🔹گفت: حالا که این جوری است حتما باید بخوانی.
●دلم می خواد کبوتر بام حسین بشم من
○فدای صحن و حرم و نام حسین بشم من
●دلم می خواد زخون پیکرم وضو بگیرم
○مدال افتخار نوکری از او بگیرم
●دلم میخواد چو لالهای نشکفته پرپربشم
○شهد شهادت بنوشم مهمون اکبر بشم
🔻وقتی در ابتدای عملیات کربلای پنج، در پشت خاکریز در حال ساخت، مستقر شده بود، گلوله توپی خاکریز را مورد هدف قرار داد. ترکش های گلوله بالای سینه و پاهایش را برده بود. شده بود یک تکه گوشت له شده. همان که می خواست؛ اربا اربا.
🖋راوی:حسین یکتا و علی مالکی
📚کتاب مربع های قرمز ؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا
#شهید_احمد_کریمی
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@darmasirpaki|🌸در مسیر پاکی
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم