💔
دوست دارم اینطوری شهید بشم
می خوابید و چشم هایش را نیمهباز روی هم می گذاشت. لبخندی روی لبش می آورد و می گفت:
"دوست دارم این طوری شهید بشم. نمیخوام موقع شهادت، چهرهم غمگین باشه و دیگران با دیدن چهرهی من، خوفی از شهادت در وجودشان احساس کنند."
شب قبل از عملیات، وارد چادر فرماندهی گروهان شدم. به اتفاق شهید بهمنی دراز کشیده بودند تا مرا دیدند با لبخندی زیبا گفتند:
"فردا شب اینطوری میخوابیم"
شب بعد وقتی به جنازه ی عیسی نگاه می کردیم با همان لبخندی که خودش دوست داشت به شهادت رسیده بود.
بهمنی هم همانطور که خودش پیشبینی کرده بود جنازهاش را چند ساعت قبل از جنازه ی عیسی از آب گرفتیم.
راوی: آقای ابراهیم شمسی همرزم #شهید_عیسی_حیدری
#کرامات_شهدا
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا اربعین رفتن واجب است؟!
#پناهیان
#اربعین #امام_حسین
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
💠طبعاً نهی از منکر، رنج دارد
🔸طبعاً نهی از منکر، رنج دارد، زحمت دارد، به انسان تهمت میزنند، به انسان خلاف میگویند، به انسان ایراد میگیرند. شیطان که بیکار نمینشیند! هر کسی که بخواهد در راه خدا تبلیغ بکند، به یک سبکی، شیطان فشار میآورد که این فرد را از میدان به در بکند و بگوید: من بروم کار و زندگی خودم را بکنم.
🔸•آیت الله حائری شیرازی•
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
ایشان قبل از#انقلاب هرجایے که بودند و اذان مےشنیدند، خودشان اذان مےگفتند و همانجا #نماز میخواندند،بعضے از وقتها در مراسمات #عروسے که تازه در تالارها انجام میشد، آقا سید میدانست که نباید آنجا برود، ولے براے اینکه جو را عوض کند، آنجا مےرفت و با صداے بسیار زیبایشان شروع میکردند،#اذان گفتن و جو را عوض میکردند و آنقدر این اذان زیبا بود که همه لذت مےبردند و گوش مےدادند…♥️!(:
#شهیدسیدمجتبـےهاشمے
#بیایدمثلشهدابشیم
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمتی از صحبتهای شهید اسماعیل هنیه دربارهٔ شهید سلیمانی در مستند «در تدارک طوفان»
#شهدا
#شهادت
#کلامـشهدا
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
#خاطرات_شهید
🔺بعد از عملیات «بازی دراز» با دلی شکسته رو به خدا کردم و گفتم: «پروردگارا! ما که توفیق شهادت نداشتیم، قسمت کن در همین جوانی کعبهات را، حرم رسولت را، غریبی بقیعت را زیارت کنم...»
🔺مشغول دعا و در خواست از درگاه پر از لطف خداوند بودم که شهید پیچک آمد. دستی به شانهام زد و گفت: «حاج علی، مکه میروی؟!» یکدفعه جا خوردم و با تعجب پرسیدم: «چطور مگر؟»
🔺خندید و ادامه داد: «برایم یک سفر جور شده است اما من به دلیل تدارک عملیات نمیتوانم بروم. با خود گفتم شاید شما دوست داشته باشید به مکه بروید!» سر به آسمان بلند کردم. دلم میخواست با تمام وجود فریاد بکشم: «خدایا شکرت...»
✍به روایت خودشهید
#شهید_علیرضا_موحددانش🌷
#سالروز_شهادت
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊
#خاطرات_شهید
💠وقتی وزوایی گفت «علی و پیچک شهید می شن» تصمیم گرفتیم نگذاریم آن ها در این عملیات جلو بروند. حرف وزوایی، برای ما حجت شده بود. تا آن موقع، پیش بینی های او درباره ی شهادت بچه ها به واقعیت پیوسته بود.
💠آخرین باری که علی را دیدم، با پیچک همراه شده بود تا برای عملیات حرکت کند. برای خداحافظی بوسیدمش و در گوشش دعا خواندم. «الله حافظاً یا ارحم الرحمین» علی کلامم را قطع کرد و گفت : چه کار می کنی؟ این به جای اینه که دعا کنی شهید بشم؟! برای بار دوم و سوم هم که دعا خواندم، دعا را قطع کرد و گفت: دعا کن شهید بشم.
💠بادوستان گرداگردش را گرفتیم. از هر چیزی که فکر می کردیم ممکن است مانع جلو رفتنشان شود گفتیم و نتیجه گرفتیم که افراد ورزیده و مجربی مانند او، نباید به راحتی از دست بروند.
💠آن موقع هنوز قراردگاه تاکتیکی به وجود نیامده بود. اما حرف هایمان بی اثر بود. علی اسلحه اش را روی دوشش انداخت و با سرعت رفت. از وقتی که دست راستش قطع شده بود، اسلحه اش عوض شد.
💠به جای ژ-3 که همه بچه ها دستشان می گرفتند، او اسلحه ی MP40 1 حمل می کرد. اسلحه ی نسبتاً راحتی بود. بندش را می انداخت گردنش و می توانست با آن به صورت رگبار، تیراندازی کند. بعدها این اسلحه را هم کنار گذاشت و تنها به در دست گرفتن چوب اکتفا کرد.
💠زمان زیادی نگذشت که خبر رسید علی و پیچک در منطقه ی برآفتاب 2 مورد هدف دشمن قرار گرفته اند. یک تک تیرانداز با تیر کلاشینکف پیچک را زد که او در جا شهید شد. علی هم به فاصله ی چند ثانیه از شهادت پیچک، هدف تیر مستقیم تانک قرار گرفت و دست کم سیصد ترکش به بدنش اصابت کرد.
💠او از ناحیه سر، صورت،سینه، ریه، پا و دست به شدت مجروح شد. دست مصنوعی اش هم کاملاً سوراخ سوراخ شده بود.
💠علی خودش تعریف می کرد: با خودم گفتم حتماً این جا آخر خطه رو به قبله دراز کشیدم و منتظر ماندم. بعد فکر کردم یک لبخندی بزنم تا بعداً کسی آمد دید، بگه این شهید چه تبسم قشنگی هم داشته. حدود نیم ساعت، سه ربع به همان حال بودم. دیدم نه، خبری نیست.
💠به خودم گفتم بلند شو بابا لیاقت نداری. تا بلند شدم، دیدم با هر نفسی که می کشم، هوا همراه باخون از دهنم بیرون میزنه. چفیه را باز کردم و بستم دور دهانم و یواش یواش راه افتادم به طرف پایین.
💠علی با همان حال توانسته بود چهار ساعت پای پیاده از کوه پایین بیاید. بالاخره یک نفر بر ارتشی که از آنجا می گذشته، او را می بیند، سوارش می کند و به سرپل ذهاب ، پادگان ابوذر می رساند.
💠علی به بیمارستان پادگان می رود. همان دکتری که چند ماه پیش دستش را عمل کرده بود، او را معاینه می کند. دکتر با دیدن علی، او را به خاطر می اورد و می گوید: باز هم که تو هستی؟
💠علی جواب می دهد: بله، اون دفعه که اومدم پیش شما خوب عمل کردید، ما هم مشتری شدیم. دو روز در این بیمارستان بستری بود. بعد به بیمارستانی در تبریز فرستاده شد. از تبریز هم به بیمارستانی در تهران منتقل شد. بعد از بهبودی نسبی اش مجدداً به مرکز ارتوپدی مراجعه کردیم و دست مصنوعی دیگری برایش سفارش دادیم.
📎فرماندهٔ تیپ ۱۰ سیـدالـشهـدا
#شهید_علیرضا_موحددانش🌷
#سالروز_شهادت
●ولادت : ۱۳۳۷/۶/۲۷ تهران
●شهادت : ۱۳۶۲/۵/۱۳ حاج عمران ، عملیات والفجر۲
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰سردار حاج قاسم سلیمانی
گریه کنید؛
من هیچ وقت مانع گریه پـدر شهید ،مـادر شهید نه تنها نمی شوم!! بلکه توصیه دارم ...🌷
#جانم_فدای_ایران
#انتقام_ملی #ما_فاتحان_قله_ایم
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
#شهیدعلی شفیق دقیق🌱
[ مدافع حرم، مفقودالاثر، حزب الله]
وقتی خطای کوچکی مرتکب می شد
از خانه می زد بیرون و گریه میکرد انگار که گناه کبیره مرتکب شده
از خانه می رفت گریه می کرد
می رفت مزار شهدا...
و آخر شب بر می گشت.
شادی روحش صلوات 🍃
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم
در یکی از روزهای بارانی اعزام نیرو در پادگان امام حسین (ع) همراهش بود. پیشانی بندی د رمیان گل و لای بود. خم شد و برداشتش. رویش نوشته شده بود: «#یامهدی».
گفتم: حاج آقا! از این پشانی بندها زیاد داریم. چنان نگاهی به من کرد که جا خوردم.
گفت: مغفوری زنده باشد و نام #امامزمان زیر پا و در میان گل و لای باشد؟!
فوری رفت پیشانی بند را شست و در جیبش گذاشت.
#شهیدعبدالمهدیمغفوری🌷
#مزارگلزارشهدایکرمان
┄┅┅┅┅❁💚❁┅┅┅┅┄
@khorshidenohom| 🍃خورشید نُهم
@razedelbashohada|🌷 راز دل با شهدا
@shohada_sharmandeeim|🍀شهدا شرمنده ایم