فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ریشه انسانها ، فهم آنهاست !
یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ،
که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو ،
سقوط و افتادن سنگ طبیعی است!
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن ؛
که چطور از زیر خاک ها
و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را
می شکند و سربلند می شود .
هر فردی به اندازه این گیاه کوچک ،
ریشه داشته باشد ،
از زیر خاک و سنگ ،
از زیر عادت و غریزه !
و از زیر حرف ها و هوس ها ،
سر بیرون می آورد و با قلبی از عشق افتخار می آفرینید .
ریشه ما ، همان " فهم " ما است
💠🌍💠 راز موفقیت
@razmovafajh
پند ها و زندگی نامه لقمان حکیم
بیحوصلگی و تنبلی
ای فرزندم! از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز؛ زیرا هرگاه تنبل باشی، حق را ادا نمی کنی و هرگاه بی حوصله باشی، حق را تحمل نمی کنی.
ای فرزندم! تنبل سه نشانه دارد:به قدری سستی می کند که کوتاهی می نماید، و چنان کوتاهی می کند تا ضایع می سازد، و چنان ضایع می سازد که مرتکب گناه می شود
🌺🍃🌺🍃
💞راز موفقیت 💞
@razmovafajh
💞💞💞
💢پرویز ثابتی دقیقا چه می کرد 🔺️۱۸+
آنقدر مرا با شلاق زدند که ناخنهای پایم از جا پریدند و افتادند و ناخنهای دستم نیز کنده شدند. در همان حال که خونین و مالین روی زمین افتاده بودم، به زور آب به دهانم ریختند؛ من هم تف کردم توی صورتشان. دست بردار که نبودند. جریتر شدند و به زور کمی دانه برنج به دهانم ریختند تا به خیال خودشان روزه مرا باطل کنند. برای اینکه خوشحال نشوند گفتم؛ باز من روزهام، هرکاری کنید، حتی اگر در دهانم ادرار کنید، بازهم روزهام باطل نمیشود، چون به زور است.
...مرا بردند و بعد از کتک مفصلی از مچ، پاهایم را بستند و وارونه آویزان کردند. بعد از دقایقی آمدند و مرا به روی زمین انداختند. بعد مجبورم کردند که روی چهارپایهای بایستم و دستهایم را از طرفین به میخ طویلهای بر دیوار بستند و بعد چهارپایه را از زیر پاهایم کشیدند و مصلوبم کردند. تمام وزنم را کتف و مچ دستهایم تحمل میکرد. دستبند لحظه به لحظه بیشتر در مچ دستم فرو میرفت. خون به دستم نمیرسید. پنجههایم بیحس شده بودند. به همین اکتفا نکردند و شروع کردند به شلاق زدن به کف پا و روی پایم...
آن شب من لخت و عور بودم. شمعی روشن کردند. پارافین ذوب شده چکه چکه روی بدنم میریخت و میسوزاند و پوست را سوراخ میکرد. گاهی هم شعله آن را بین بیضهها میگرفتند و موها را آتش میزدند. با فندک روشن هم موهای بدنم و ریشم را میسوزاندند. از سوزش درد به خود میپیچیدم. با ناخن گیر یکی یکی موها را میکندند و هی تکرار میکردند: امشب، شب آخر است. یک کمدی تراژیک تمام به اجرا گذاشته بودند. پنبه آغشته به الکل را به دور انگشت شست پا میبستند و بعد آن را آتش میزدند. این پنبه شاید دو دقیقه دور انگشتم میسوخت. یا پنبه فتیله شده را درون نافم میگذاشتند و آتش میزدند. گاهی خاکستر سیگار را روی بدنم میریختند.
کاری از دستم برنمیآمد جز داد زدن. از اعماق وجود فریاد میزدم... مرا لخت آویزان میکردند و گاهی بر آلت تناسلیام شلاق میزدند که بر اثر همین ضربات باد کرده بود...
تا ساعت دو نیمه شب مرا به هرشکلی که میتوانستند اذیت و شکنجه کردند. وقتی دیدند جواب نمیگیرند به زیر آپولو بردند. همه بازجویان از اتاق خارج شدند. آپولو صندلی دسته داری بود که کف آن بیش از حد پهن بود. وقتی روی آن نشستم، پاهایم از ساق بیرون از صندلی میماند. دستها را از مچ با مچبند قالبی به روی دسته صندلی پیچ و مهره و سفت کردند. وقتی که پیچها را سفت میکردند قالبها بر مچ و ساق پاهایم فرو میرفت و به اعصاب فشار میآورد. فشار بر دست چنان بود که هر لحظه فکر میکردم خون از محل ناخنهای دستم بیرون خواهد جهید. درد این لحظات به واقع خیلی بدتر و شدیدتر از درد شلاق بود. دست بیشتر و بیشتر پرس میشد و تمام اعصابم از توک پا تا فرق سرم تیر میکشید. به دست راست کمتر فشار میآوردند، زیرا بعد از پرس دست باد میکرد و دیگر نمیشد با آن اعتراف نوشت.
بعد از مهار شدن دستها و پاها، کلاه کاسکت مخروطی شکل را که از بالا آویزان بود بر سرم گذاشتند که تا زیر گلو میآمد. آن گاه به کف پاهایم شلاق زدند. وقتی از شدت درد فریاد میکشیدم، صدا در کلاه کاسکت میپیچید و گوشم را کر میکرد، نه میشد فریاد کشید و نعره زد و نه میشد درد ناشی از شلاق را تحمل کرد. هیچ منفذ و راه در رویی برای خروج صدا از کلاه کاسکت نبود و صدا در همان کلاه دفن میشد. گاهی شلاق را به کلاه میزدند، دنگ و دنگ صدا میکرد و سرم دوران مییافت و دچار گیجی و سردرد میشدم. عذاب آپولو واقعی و خرد کننده بود. پیچها را دائم شل و سفت میکردند...
کار آن شب بازجویان خیلی طولانی شد. بعد از شلاق و آپولو مرا از اتاق حسینی بیرون بردند و دور دایره گرداندند تا پاهایم تاول نزند و باد نکند. بعد آویزانم کردند… مرا به اتاق شماره ۲۲ بردند. این اتاق شیب کمی داشت و کف آن خیس بود. مرا که لخت مادرزاد بودم کف اتاق نشاندند و گفتند بنویس. من دو زانو نشستم و با یک دستم ستر عورت میکردم و با دست دیگرم خودکار را گرفته بودم. از زور سرما دندانهایم به هم میسایید. از دماغ و دهانم بخار بلند میشد. دست و بدنم میلرزید. نمیتوانستم چیزی بنویسم. سرما در بدنم رسوخ کرده و به مغز استخوانم رسیده بود...
بخشی از کتاب خاطرات عزت شاهی (فصل شبهای کمیته مشترک یا همان موزه عبرت)
#پرویز_ثابتی
#زن_زندگی_آزادی
👈 راز موفقیت را دنبال کنید
@razmovafajh
از بوی بد دهان رنج میبرید؟
کافیست یک برش از خیار را روی زبانتان قرار داده و 30 تا 90 ثانیه بین زبان و سقف دهان بفشارید !
خیار، باکتریهای عامل بوی بد دهان را نابود میکند
@razmovafajh راز موفقیت 👈
بعد از چهل سال از سوراخ موش اومدن بیرون ...
خنده دار تر اینکه دم از آزادی و حقوق زنان میزنن !!!
#پرویز_ثابتی
💠🌍💠 راز موفقیت
@razmovafajh
❌ آمارهای تکاندهنده از ویرانی مفهوم خانواده در جامعه غربی!
🔸علاوه بر ازدیاد هرچه بیشتر تولّد فرزندان خارج از عرف ازدواج، مؤسسات پژوهشی ویژه خانواده آمارهای جدیدی را ارائه کردند.
🔻 نزدیک به 4 میلیون کودک در بریتانیا بدون پدر هستند.
📊 آمار فرزندان زیر ۱۴ سال که بدون پدر، بزرگ میشوند:
آمریکا: ۲۵درصد
انگلیس: حدود ۳۰درصد
آلمان: بیش از ۱۳درصد
فرانسه: حدود ۲۳درصد
کانادا: ۱۵/۶درصد
دانمارک: ۱۴/۶درصد
🔻 منابع تصریح دارند که این آمارها به غیر از فرزندان نامشروع و آمارزنازادگی هستند.
@razmovafajh
-----------------
کانال های وابسته به " راز موفقیت " .👆
░🌺 🍃🌺 ꦿ🍃
12.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دفاع آقامیری از مریم رجوی(سرکرده منافقین)نقد حسن آقامیری توسط شیخ مرتضی کهرمی؛
#جهاد_تبیین
#روشنگری
#باشگاه_جهاد_تبیین
#دشمنشناسی
به راز موفقیت بپیوندید
👇👇👇👇
@razmovafajh
8.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 روضه شهادت امام موسی کاظم(ع)
با صدای گرم شهید کافی
┏━🍃🌻🍂━┓
اوخواهدآمد
°•○●°•🍃🌸🍃•°●○•
اللهم عجل لولیک الفرج
°•○●°•🍃🌸🍃•°●○•
به راز موفقیت بپیوندید.
@razmovafajh
امام صادق(ع):
حیا ده جز دارد، نُه جزء آن در زنان است و یک جزء آن در مردان.
📚(منبع: من لا یحضر الفقیه ج۳ ص۴۶۸)
🆔 راز موفقیت را دنبال کنید
🆔 @razmovafajh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حمله نمایندگان کنست اسرائیل به نماینده زن محجبه
▪️تسلیت به مردم سوریه و ترکیه ممنوع!
🔹«ایمان خطیب یاسین»، نخستین نماینده زن محجبه کنست رژیمصهیونیستی از حزب رعم که قصد داشت به زبان عربی در صحن پارلمان با زلزلهزدگان سوریه و ترکیه ابراز همدردی نماید، از سوی نمایندگان نژادپرست و افراطی کنست مورد حمله قرار گرفت. او در ادامه میگوید صحبت از انسانیت است اما باز هم به او اعتراض میشود.
🔹نمایندگان معترض خواستار آن شدند تا خطیب با توجه به قانون دولت-ملت یهود از صحبت به زبان عربی در صحن پارلمان رژیم صهیونیستی خودداری کند.
🔹این نمایندگان در ادامه از خطیب خواستند از بیان حرفهای بیهودهای همچون ابراز همدردی و تسلیت به مردم دولتهای متخاصم همچون سوریه و ترکیه خودداری کند.
🇮🇷👇
@razmovafajh
به راز موفقیت بپیوندید 👆👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📌تصور انقلاب بدون امام
👈روشنگری
👌پیشنهاد دانلود
👤حسن رحیم پور ازغدی
➖➖➖➖➖➖
🎴 حتما به راز موفقیت بپیوندید:
📡 @razmovafajh
حتماعضوشوید👆