از شهدا به شما 📞
الو..
صدامونو میشنوید؟؟؟
قرارمون این نبود....
قرارمون بیحجابی نبود...
بیغیرتی نبود....
قرار شد بعد از ماها
« راهمون » رو ادامه بدید...
چفیه هامون خونی شد
تا چادرتون خاکی نشه...
عکس ماها رو میبینید...
ولی عکس ما عمل میکنید...
ما شهید نشدیم که مرغ و میوه ارزون بشه...
ما شهید شدیم که بیحیایی ارزون نشه...از شهدا به شما 📞
حرف آخر :
این رسمش نبود !
رِضــوان|🇵🇸🇮🇷
_
کی چی میدونه...
شاید یه روزی اومدم جلو گنبدت بهت گفتم چقدر دارم بدون تو نمیتونم...:)))
کارت عروسی که برایش میآمد
میخندید و میگفت: بازم شبی با شهدا!
با رقص و آهنگ و شلوغ بازیهایِ عروسی
میانهای نداشت...
بیرون تالار خودش را به خانواده عروس
و داماد نشان میداد و میرفت گلزار شهدا
همه فکر و ذکرش پیش شهدا بود
میرفتیم روستا برای سمنوپزان
وسط تفریح و گشت و گذار
مثل کسی که گم شدهای دارد
میپرسید: حاج آقا سید این دور و بر
شهید نیست بریم پیشش؟
دوست شهید محسن حججی✍
توی کوچه پیرمردی رو دیدم
که روی زمینِ سرد خوابیده بود
سن و سالم کم بود
و چیزی برای کمک بهش نداشتم
اون شب رختخواب آزارم میداد
و خوابم نمیبرد از فکر پیرمرد؛
رختخوابم رو جمع کردم
و روی زمین سرد خوابیدم
می خواستم توی رنج
پیرمرد شریک باشم
اون شب سرما توی بدنم
نفوذ کرد و مریض شدم
اما روحم شفا پیدا کرد
چه مریضی لذت بخشی . .
•شهیدمصطفیچمران•
.