eitaa logo
فور بدههه
36 دنبال‌کننده
16 عکس
20 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
710.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای هرچی کلیپ سم دیدیی بزار کنار🤣 این ویدیو خداس ادامش ۱۰۵۰تایی 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/froote
هدایت شده از Mყ ʅσʋҽ
هدایت شده از AMIR
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گپ‌ با اصالت‌ [ Cafe Gap ] عضو گیری میکند   ᷼ᮬ︵ll اکانت خوشگلتو ببینم لیدی ؛ مستر ︵᷼  "اگه واسه دکوری و قراره حرف نزنی نیا" ᮬ᷼  ᮬ᷼ https://eitaa.com/joinchat/1956513501Cb6d8622c1a
هدایت شده از AMIR
بیا ادت کنم عشق کنی. نیای از دستت رفته https://eitaa.com/joinchat/1956513501Cb6d8622c1a
هدایت شده از AMIR
ادت میکنم تیز بیا. https://eitaa.com/joinchat/1956513501Cb6d8622c1a
بچه ها چنلمون یک کا شد حسود زیاد شد محافظ زدیم اگر چنل خدایی نکرده چیزیش شد اونجا ادامه بدیم💔 فعلا رمان های خوب خوب میزارم برا سرگرمی😂🔞 دارای صحنه های رکیک🔞🤣 زیر ۱۰ سال جوین نده♨️ 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot
جوین بکوب ادشی @Delyra 🐍
هه اد میکنم 😏 @Delyra
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot