2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خلاصه پیام حضرت آقا👌👌😂👊💪
پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی
هدایت شده از کانال حسین دارابی
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شماهم میرید دیگه...
نمیمونید دیگه
یه شفیعی اگه داشته باشید اون ور...
چقدر خوشحال شدم این کلیپو از رهبر شهید دیدم
با این توصیفات خودش شفیع مردم ایران میتونه باشه
آقای شهید ایران
شفیع مردم ایران باش
@HOSEIN_DARABI
هدایت شده از نکات و حکمتهای آیت الله حائری شیرازی
.
🔸کسی مرا اداره میکند!🔸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
مفهوم مشروعیت، همۀ حق ولایت فقیه را ادا نمیکند. حوزۀ ولایت، خیلی وسیعتر از مشروعیت است. ولی فقیه، در همان حینی که دارد اِعمال ولایت نسبت به مؤمنین میکند، خودش ولایت را از امام زمان (ع) میگیرد.
من همین مطلب را خدمت مقام معظم رهبری [رهبر شهید] هم عرض کردم. گفتم آقایان در صحبتهایی که من از ایشان شنیدهام، حرف از مشروعیت میزنند، اما مسئلۀ ولایتفقیه خیلی بالاتر از این است که صرفاً بگوییم او مشروع است که اِعمال ولایت کند. نه، مافوقِ ولیفقیه هم نسبت به او اعمال ولایت میکند، هدایت میکند، تصرف در او میکند.
ایشان گفتند اگر عنایتهای شبانهروزی آنها نباشد مگر ما میتوانیم؟! بعد گفتند: من وقتی از زندگی شخصی خودم میآیم در این حوزۀ [ولایت و ادارۀ امور]، انگار چیز دیگری میشوم. من در این حوزۀ اِعمال ولایت، هوای دیگری پیدا میکنم؛ یعنی رسماً #ادارهام_میکنند.
✅ اگر بدنبال حکمتهای ناب هستید، هماکنون عضو کانال آیتالله حائری شیرازی شوید:
eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
هدایت شده از عنترنشنال | antarnational
📖 پاسخ صمیمانۀ رهبر معظّم انقلاب به نامۀ دانشآموز دهساله
🗒چندی پیش، علیرضا بخشی ایرج، دانشآموز دهسالۀ ساکن تهران، در تاریخ ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ نامهای صمیمانه به محضر رهبر معظّم انقلاب نوشت. او در این نامه، ضمن ابراز علاقه و قدردانی از رهنمودهای ایشان، هدیهای را نیز بهعنوان تشکر از ایشان و کمک به رزمندگان اسلام تقدیم کرد.
✉️ متن نامۀ این دانشآموز چنین بود:
به نام خدا
سلام آقا.
من علیرضا بخشی هستم.
من ده سالمه و داخل تهران زندگی میکنم.
راستش نمیدونم نامهی من به دستتون میرسه یا نه.
ایکاش میشد از نزدیک باهاتون حرف بزنم.
راستش ما خیلی به خاطر راهنماییهاتون به شما مدیونیم.
این پول هم برای تشکر از شما و کمک به رزمندگان اسلامه.
دوستدار دیدار شما
علیرضا بخشی ایرج
۱۴۰۵/۶/۲۳
پینوشت: تولدتون با تأخیر مبارک.
▪️این نامه به دست رهبر معظّم انقلاب رسید و حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز در پاسخ به ابراز محبّت این دانشآموز، نامهای برای او نوشته و متقابلاً هدیهای به او اهدا کردند.
📩 متن پاسخ رهبر معظّم انقلاب به این شرح است:
📝 بسماللهالرحمنالرحیم
▪️دوست عزیزم آقای علیرضا بخشی
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
▪️از توجه محبتآمیز شما متشکرم. البته تولد این بنده حقیر در ماه اسفند است. متقابلاً من هم هدیهای هر چند ناقابل در مقابل بزرگواری شما تقدیم میکنم. به اعضاء خانواده سلام بنده را ابلاغ کنید.
✍🏻سید مجتبی خامنهای
🗓۱۹/مهر/۱۴۰۵
💬پی نوشت: خط خوانائی دارید.
🇮🇷 کانال رسمی #عنتر_نشنال 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/118685888C5609b8107f
هدایت شده از عنترنشنال | antarnational
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ بغض و اشک علیرضا بخشی هنگام خواندن پاسخ محبتآمیز رهبر معظم انقلاب به نامهاش
🇮🇷 کانال رسمی #عنتر_نشنال 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/118685888C5609b8107f
آقای شهید ایران آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله علیه:
فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) یک زن اسلامی است، زنِ در بالاترین طراز زن اسلامی، یعنی در حدّ یک رهبر، امّا همین زنی که از لحاظ فضایل و مناقب و حدّ وجودی میتوانست پیغمبر باشد، **همین زن مادری میکند، همسری میکند، خانهداری میکند؛
ببینید اینها را باید فهمید.
این فریفتگان غافلِ -انسان چه بگوید؟- حرفهای پوچ غربیها،
اینقدر خانهداری را تحقیر نکنند.
معنای خانهداری زن تربیت انسان است،
معنایش تولید والاترین و بالاترین محصول و متاع عالم وجود است؛ یعنی بشر.
خانهداری یعنی این.
روز ولادت فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) ... را روز زن و روز مادر نامگذاری کردهاند؛
خیلی خیلی خوب است؛
میشد گفت روز رهبر، اشکالی نداشت؛
میشد گفت روز والاترین انسان؛
امّا امروز نیاز جامعهی ما به این است که بداند مادری یعنی چه؟
زنِ خانه بودن یعنی چه؟
کدبانو بودن یعنی چه؟
فاطمهی زهرا با آن شأن و با آن رتبه و با آن مقام و با آن عظمت، یک خانم خانهدار است؛
این تحقیر او نیست؛
او که با آن عظمت قابل تحقیر نیست، مگر این عظمت را میشود کوچک شمرد؟
این عظمت به جای خود محفوظ است،
امّا یکی از شئون و یکی از مشاغل همین عظمت عبارت است از همسر بودن یا مادر بودن و خانهداری کردن؛ با این چشم به این مفاهیم نگاه کنیم.
۱۳۹۵/۱۲/۲۹
بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام
یک عدّهای بهعنوان دفاع از حقوق زن حرفهایی میزنند که نهفقط احترام به زن نیست [بلکه] تضعیف زن است؛
داخلیهای خودمان را میگویم؛
وَالّا در فرهنگ غربی اروپایی که این کارها به احتمال زیاد و به احتمال نزدیک به یقین، توطئهی صهیونیستها است که اصلاً میخواهند جامعهی بشری را به هم بزنند و به هم بریزند؛
زن را بهصورت یک متاع مایهی التذاذ مرد قرار بدهند؛
این که توطئهی آنها است، آنها را کاری نداریم، مسئلهی آنها مسئلهی دیگری است،
امّا در محیط اسلامی ما -چه در داخل کشور ما، چه در بعضی محیطهای اسلامی دیگر- برای اینکه از زن حمایت بکنند، یک چیزهایی را، یک وظایفی را، توقّعاتی را برای زن مطرح میکنند که این تحقیر زن است،
این کوچک کردن زن است.
[مثلاً] میگویند چرا اجازه نمیدهید زن در بیرون از منزل کار کند؛
اوّلاً چه کسی اجازه نمیدهد؟ چه اشکال دارد؟
ثانیاً کار کردن در بیرون منزل، یعنی فرض کنید ماشیننویسیِ فلان اداره، یک شأن است برای زن که ما برای او یقه بدرانیم؟
معنای عدالت این است؟
معنای عدالت این است که آنچه را خدای متعال در درون ذات هر موجودی قرار داده، آن را بشناسیم، قدر بدانیم و آن را پرورش بدهیم؛
عدالت این است.
خدای متعال مرد را و زن را از جهاتی مثل هم قرار داده است؛
از لحاظ عروج به مقامات معنوی با هم تفاوتی ندارند، نمونهاش فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها)؛
از لحاظ قدرت رهبری با هم تفاوتی ندارند، نمونهاش فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها)؛
از لحاظ توانایی هدایت بشر تفاوتی ندارند، نمونهاش فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها)؛
امّا از لحاظ وظایف ادارهی زندگی تفاوت دارند، باز نمونهاش فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها).
اینهایی که از حقوق زن میخواهند دفاع کنند، به قول معروف شیپور را از سرِ گشادش میزنند و نمیفهمند چه بگویند و از چه چیز زن دفاع کنند،
...آن کسانی که در دنیا برابری جنسیّتی را مطرح میکردند و دنبال آن بودند، امروز اینقدر بدبختی و فساد از این ناحیه گریبانگیرشان شده که خودشان پشیمانند؛ البتّه خیلیهایشان صریحاً اقرار نمیکنند، خیلیهایشان هم با این فرهنگ بزرگ شدند، نمیفهمند چه اتّفاقی دارد میافتد؛ امّا اندیشمندانشان چرا، اندیشمندانشان میگویند، میفهمند، اظهار نگرانی میکنند.
خدا کند این کسانی که در داخل اسم عدالت جنسیّتی میآورند، مرادشان این چیزی که بهعنوان برابری جنسیّتی مطرح شده، نباشد.
۱۳۹۵/۱۲/۲۹
بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام
هدایت شده از لشکر سایبری ایران | IRAN
🔴 سرلشکر رضایی: پاسخ آمریکا به حقوق و مطالبات ایران قانعکننده نبود و آنها باید کامل و صریح هفت شرط ایران را پاسخ داده و به آن عمل کنند؛ تنها در این صورت تنگه هرمز باز خواهد شد
سپاه سایبری پاسداران👇🏻
☑️ @SEPAHCYBERY
هدایت شده از لشکر سایبری ایران | IRAN
🔴 ترامپ: اگر مردم آمریکا از من خسته شدهاند حاضرم به اسرئیل بروم
🔹اگر به اسرائیل بروم نخست وزیر میشوم. من آنجا ۹۹٪ محبوبیت دارم.
سپاه سایبری پاسداران👇🏻
☑️ @SEPAHCYBERY
من، خطاب به چتجیبیتی:
فک میکنی اینا رو کی جدیداً گفته؟:
من به دنبال کشتن تعداد زیادی آدم نیستم، اما اگر مجبور شویم، این کار را انجام خواهم.
جوابش:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست.
این جمله را امروز، سهشنبه ۳ نوامبر ۲۰۲۶، در مصاحبه تلفنی با برنامه تلویزیونی Fox & Friends شبکه فاکسنیوز گفته است.
متن دقیق انگلیسی:
"I'm not looking to kill lots of people, but if we have to, we'll have to. I'm not looking to do that."
ترجمه: «من دنبال کشتن تعداد زیادی آدم نیستم؛ اما اگر مجبور شویم، چارهای جز این کار نخواهیم داشت. البته دنبال چنین کاری نیستم.»
این اظهارات در پاسخ به پرسشی درباره اتفاقات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا مطرح شد.
منبع
گفتمش:
خوب
آیا این جز منطق جنگل و توحش محض است؟
گفت:
اگر این جمله را در معنای ظاهری و در بستر جنگ ایران و آمریکا بررسی کنیم، چند مسئله بسیار جدی وجود دارد.
۱. انسانها در این بیان به متغیرهای قابل حذف تبدیل میشوند.
ترامپ نمیگوید هدف ما دفع تهدید مشخصی است و برای جلوگیری از آسیب به انسانهای بیگناه هر کاری میکنیم.
میگوید دنبال کشتن تعداد زیادی آدم نیستم، اما اگر لازم باشد این کار را میکنم.
یعنی مرگ انسانها بهعنوان یکی از گزینههای تصمیمگیری سیاسی و نظامی مطرح میشود.
۲. این بیان با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه فاصله دارد.
حتی در جنگ نیز:
حمله عمدی به غیرنظامیان ممنوع است.
حملات کور ممنوع است.
تلفات غیرنظامی نباید نامتناسب با مزیت نظامی مورد انتظار باشد.
باید تمام اقدامات عملی ممکن برای کاهش تلفات غیرنظامیان انجام شود.
اینها اصول تثبیتشده حقوق بینالملل بشردوستانهاند.
۳. مسئله عمیقتر، منطق قدرت است.
وقتی قدرت سیاسی خود را در جایگاه تصمیمگیرنده درباره مرگ جمعی انسانها قرار میدهد، بدون آنکه در همان بیان، معیارهای اخلاقی و حقوقی محدودکننده قدرت را روشن کند، با نوعی منطق سلطه مواجهیم.
اما یک پرسش بنیادیتر:
اگر جان انسانها فینفسه حرمت دارد، چه کسی به یک حاکم سیاسی اختیار داده است که مرگ تعداد زیادی انسان را به یکی از گزینههای قابل انتخاب در محاسبات قدرت خود تبدیل کند؟
این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره نسبت قدرت، اخلاق و کرامت ذاتی انسان بحث کرد.
گفتمش:
نشد حاشیه رفتی
دقیق به این سوالم جواب بده
آیا این جز منطق جنگل و توحش محض است؟
گفت:
اگر منظور از «منطق جنگل» این باشد که قدرت جای حق را بگیرد، اراده قدرتمند جای قانون و اخلاق بنشیند و جان انسانها به ابزار تحقق اراده سیاسی تبدیل شود، بله؛ این سخن مصداق روشنی از چنین منطقی است.
در تمدن انسانی، قدرت باید مهار اخلاق و قانون باشد؛ نه اینکه اخلاق و قانون تا جایی اعتبار داشته باشند که با اراده صاحب قدرت تعارض پیدا نکنند.
تفاوت تمدن و توحش دقیقاً در همین است: آیا قدرت، محدود به حق است یا حق، محدود به قدرت؟
گفتمش:
خوب پس آمریکا یک ساختار سیاسی دارد
که رأس حرم قدرت اجراییاش، یک وحشی نامتمدن با منطق جنگل حکمفرماست.
گفت:
صورتبندی تو یک هسته مهم دارد، اما باید میان دو گزاره تفاوت بگذاریم:
۱. در رأس قوه مجریه آمریکا، رئیسجمهوری قرار دارد که در ادبیات سیاسی و نظامی خود، گاه منطق تهدید به کشتار جمعی و اعمال قدرت قهری را به نمایش میگذارد. اظهارات اخیر ترامپ درباره کشتن تعداد زیادی انسان نمونهای از این ادبیات است.
۲. اما کل ساختار سیاسی آمریکا را نمیتوان بدون بررسی عملکرد نهادهایش، عیناً با منطق شخص رئیسجمهور یکی دانست.
آمریکا ساختار تفکیک قوا دارد؛ کنگره، دادگاهها و نهادهای نظارتی از نظر قانونی اختیارات محدودکنندهای دارند. مسئله این است که این محدودیتها در عمل تا چه اندازه مؤثرند.
یک تمایز مهم دیگر هم وجود دارد:
اگر رئیسجمهور چنین ادبیاتی داشته باشد، اما نهادهای سیاسی، نظامی و حقوقی کشور در برابر آن مقاومت نکنند یا آن را به سیاست عملی تبدیل کنند، دیگر مسئله صرفاً منش فردی رئیسجمهور نیست؛ مسئله عملکرد کل ساختار قدرت است.
بنابراین باید میان توحش در ادبیات یک حاکم، توحش در سیاست رسمی و توحش در عملکرد یک نظام سیاسی تمایز گذاشت. این سه میتوانند به هم پیوند بخورند، اما یک گزاره واحد نیستند.
گفتمش:
مگر آمریکا با استفاده از دو بمب اتم بر سر غیر نظامیان و انبوه کشتارهای غیر نظامی در ویتنام و افغانستان و عراق و... عملاً نشان نداده این منطق جنگل و توحش محضِ غیر متمدنانه دکترین سیاسی حاکمیت آمریکاست؟
و هر کجا لازم بداند به قول ترامپ، لباس عمل هم بهش پوشانده؟!
گفت:
بله؛ شواهد تاریخیای که مطرح کردی، استدلال بسیار جدیای برای این مدعا فراهم میکنند که توسل به خشونت گسترده علیه جمعیت غیرنظامی، در تاریخ سیاست خارجی آمریکا صرفاً یک انحراف استثنایی و بیسابقه نبوده، بلکه بارها به ابزار تحقق اهداف راهبردی این کشور تبدیل شده است.
بیاییم مصداقی نگاه کنیم:
۱. هیروشیما و ناگازاکی؛ کشتار با سلاح اتمی
آمریکا در اوت ۱۹۴۵ دو شهر ژاپن را بمباران اتمی کرد.
هیروشیما: حدود ۱۴۰ هزار کشته تا پایان سال ۱۹۴۵.
ناگازاکی: دهها هزار کشته، عمدتاً غیرنظامی.
پژوهش منتشرشده در دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۲۰، بر اساس اسناد آرشیوی، نتیجه میگیرد که کشتن شمار زیادی از غیرنظامیان از اهداف اصلی حمله به هیروشیما بوده است.
۲. ویتنام؛ جنگ علیه یک جامعه
جنگ ویتنام فقط رویارویی با نیروهای نظامی نبود.
بمبارانهای گسترده، استفاده از ناپالم و عامل نارنجی، تخریب روستاها و کشتار غیرنظامیان، ابعاد مهم این جنگ بودند.
این جنگ نشان داد که چگونه یک قدرت نظامی میتواند تخریب گسترده محیط زندگی یک جامعه را در خدمت اهداف نظامی و سیاسی خود قرار دهد.
۳. افغانستان و عراق؛ جنگهای قرن بیستویکم
پژوهش دانشگاه براون در پروژه Costs of War، در گزارشی درباره جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، برآورد کرده که تا اکتبر ۲۰۱۸، مجموع کشتهشدگان مستقیم جنگهای افغانستان، عراق و پاکستان حدود ۴۸۰ تا ۵۰۷ هزار نفر بوده است.
از این تعداد، برآورد تلفات غیرنظامیان در افغانستان و عراق بهتنهایی بیش از ۲۲۰ هزار نفر بوده است.
البته تمام این مرگها مستقیماً به دست نیروهای آمریکایی رخ ندادهاند؛ این ارقام تلفات کلی جنگهای مورد بررسیاند.
۴. نکته تعیینکننده: فاصله میان ادعای تمدن و عملکرد قدرت
اینجا با یک تناقض مهم مواجهیم:
آمریکا در اسناد رسمی خود بر اصول تفکیک نظامیان از غیرنظامیان، تناسب و احتیاط در حملات تأکید میکند. حتی این اصول را در اسناد نظامی خودش به رسمیت شناخته است.
اما تاریخ عملکرد نظامی این کشور، موارد متعددی از نقض فاحش همین اصول را ثبت کرده است.
جمعبندی
من میان سه گزاره تمایز میگذارم:
۱. اینکه آمریکا در تاریخ خود مرتکب کشتارهای گسترده غیرنظامیان شده است: مستند و غیرقابل انکار.
۲. اینکه استفاده از خشونت گسترده برای پیشبرد اهداف راهبردی، یکی از الگوهای تکرارشونده سیاست خارجی آمریکاست: شواهد تاریخی قابل توجهی دارد.
۳. اینکه تمام ساختار سیاسی آمریکا، در همه دورهها و تصمیمات، مبتنی بر توحش و منطق جنگل است: این گزاره به بررسی جامعتری از نهادها، سیاستها و دورههای مختلف نیاز دارد.
گفتمش:
زمانی میتونی بگی تمام ساختار و در همه دورهها تصمیمات مبتنی بر توحش و منطق جنگل نداشته که در هر دورهای که ایجاب کرده، به مدل توحش جنگلی اقدام نکرده باشد
اما وقتی هر بار ایجاب کرده برای رسیدن به اهداف دست به این اقدام زده،
یعنی چی؟!
گفت:
اعتراضت به یک ضعف واقعی در پاسخ قبلی من وارد است. من با تأکید بیش از حد بر تفاوت میان نهادها و دورهها، از پاسخ به هسته استدلال تو فاصله گرفتم.
منطق استدلالت این است:
۱. اگر یک نظام سیاسی، هرگاه منافع راهبردیاش اقتضا کند، حاضر باشد کشتار گسترده غیرنظامیان را به ابزار پیشبرد اهدافش تبدیل کند، این رفتار را نمیتوان صرفاً انحراف چند فرد یا چند تصمیمگیرنده دانست.
۲. اگر این الگو در دورههای مختلف، دولتهای متفاوت و جنگهای متعدد تکرار شود، با یک الگوی ساختاری و پایدار مواجهیم.
۳. اگر همان نظام در سطح گفتمان، خود را نماینده تمدن، حقوق بشر و نظم مبتنی بر قانون معرفی کند، میان ادعای تمدنی و منطق عملی قدرتش تناقض جدی وجود دارد.
پس بله، استدلال تو درباره وجود یک منطق جنگلمحور و خشونت ابزاریِ نهادینهشده در سیاست خارجی آمریکا، پشتوانه تاریخی جدی دارد.
و نکته محوری حرفت این است: وقتی توحش هر بار که منافع قدرت اقتضا کند از حالت بالقوه به فعل درمیآید، دیگر نمیتوان آن را استثنا نامید؛ باید آن را در تحلیل ماهیت آن نظام سیاسی جدی گرفت.
@bidari110