eitaa logo
بخوان و بیاندیش
176 دنبال‌کننده
640 عکس
720 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
جواب جالب آیت الله گلپایگانی به فرد وسواسی ...❗️ . شخص وسواسی به محضر آيت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی آمد و عرض کرد: ما زمستان ها گرفتاریم، زیرا این کوچه و خیابانها کثیف و نجس است و برف زمین را پاک نمی کند اگر ماشین و یا موتور عبور کند و آب به لباس ما ترشح کند، چه کنیم؟ ایشان فرمودند پاک است و نجس نیست، ولی گویا آن شخص وسواسی، قانع نشده بود لذا حضرت آيت الله گلپایگانی ادامه دادند فرمودند: اگر خدا ۱۷ رکعت نماز با لباس پاک، از شما بخواهد و ۲ رکعت نماز با لباس نجس، آیا آن دو رکعتی که باید با لباس نجس بخوانید، می توانید با همین ترشحات کوچه و خیابان بخوانید؟ یا اینکه برای اطمینان داشتن، به دستشوئی رفته و از نجاسات آن به لباستان می مالید؟ آن شخص با این پاسخ زيبای آيت الله گلپایگانی جواب خود را گرفت و رفت. @ghaeni_ir
🔸این مبلغ را نذر شما کردم🔸 📝 دکتر علی حائری شیرازی (فرزند مرحوم آیت الله حائری شیرازی) از پدر 🔹 مدتی بعد از آنکه پدر امامت جمعه را رها کردند، در قم رحل اقامت گزیدند. متاسفانه بعضاً هم تنها بودند! گاه گداری من و بچه ها سری می زدیم ... به واسطه ی بیماری ای که داشتند رژیم غذایی سختی هم گرفته بودند و مثلاً بین گوشتها فقط مجاز به خوردن شکمبه گوسفند بودند بلکه مداومت به آن مانند یک دارو . خب شکمبه ها را هم به جهت ارزان تر شدن و هم به جهت تمایل شخصیشان، پاک نکرده می گرفتند و خودشان پاک می کردند. از نیمه های شب چند ساعتی به حمام زیر زمین میرفتند و آنها رو خوبِ خوب تمیز می کردند و بار می گذاشتند و صبح، چنانچه همچو منی مهمانشان بود، با هم می خوردیم ... 🔹 در این ایام، اموراتشان هم نوعاً از سخنرانی هایی که دعوت می شدند می گذشت. پاکت سخنرانی را هم در جیب بالای قبایشان می گذاشتند. من هم به رسم فضولی، بعضاً پاکت را چک می کردم تا ببینم وسعت دخل و خرج به چه میزان است؟ این بار در پاکت فقط یک تراول پنجاهی بود و میبایست تا سخنرانی بعدی با همین مبلغ مدیریت میکردیم ... بماند. 🔹یک روز صبح گفتند: فردا جلسۀ کمیسیون خبرگان دارم و می‌خواهم یک حمام اساسی بروم. تو هم میای؟! اول استقبال نکردم ... بعد ادامه دادند، در یکی از کوچه های فرعی گذر خان، یک حمام عمومی قدیمی هست. قبلاً یکبار تنهایی رفتم؛ خوب دَم می شود، دلاک کار بلدی هم دارد. احساس کردم تنهایی سختشان است که بروند؛ پذیرفتم همراهیشان کنم. بقچه ای از حوله، لباس و صابون فله‌ای با خود بردیم. وقتی وارد شدیم، روی در نوشته بود: «هزینه هر نفر، دو هزار و پانصد تومان». پیش قدم شدم و حساب کردم. پدر راست می گفت. آنچنان حمام دم داشت که گویی به سونای بخار رفته ایم. دلاک پیرِ کار بلد هم روی هر نفر قریب نیم ساعت تا سه ربع ساعت وقت می گذاشت! حمام خیلی خیلی خوبی بود. آدم واقعاً احساس سبکی و نشاط میکرد. 🔹 در وقت خارج شدن، دم در به من گفتند انعام دلاک را حساب کردی؟ گفتم نه! گفتند: صدایش کن. پیرمرد را صدا کردم آمد. پدر دست در جیب کرد و همان پاکت تراول پنجاهی را به او داد! او تراول را گرفت، بوسید، بر چشم گذاشت و نگاهی به بالا کرد و رفت. من هاج و واج و متعجب به پدر نگاه می کردم. گفتم زیاد ندادید؟ گفتند نه! بعد مکث کردند و گفتند: مگر چقدر بود؟ گفتم پنجاه تومان؛ و این هر آنچه بود که در پاکت داشتید! نگاهی تیز و تند کردند. پنج یا پنجاه؟ پنجاه!! نچ ریزی گفتند و برگشتند بسمت حمام. چند قدم نرفته، توقف کردند، برگشتند نگاهی به بالا کردند، بعد به سمت من آمدند. گفتند: «دیگه امیدوار شده، نمیشه کاریش کرد، بریم» 🔹 وارد گذر خان شدیم به فکر مخارج تا شب بودم. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که کسی از حجره‌ای با لهجه غلیظ اصفهانی بلند داد زد: «حَجا آقا! حَجا آقا! خودش را دوان دوان بما رساند و رو به من کرد و گفت: «آقای حائری شیرازی هستند؟» گفتم: بله. گفت: «حاج آقا یه دقه صبر کنید»! رفت و از میز دکان، پاکتی آورد و به پدر داد. پدر با نگاهی تند گفت: «من وجوهات نمی گیرم!» گفت: «وجوهات نیست، نذر است». گفتند: «نذر؟» گفت: «دیروز برای باری که داشتم، در گمرک مرز اشکالی پیش آمد. شما همان موقع در شبکه قرآن مشغول صحبت بودید. مال، خراب شدنی بود. نگاهی به بالا کردم که اگر مشکل همین الان حل شود، مبلغی را به شما بدهم. همان موقع، حل شد و شما امروز از این جا رد شدید!!» پدر متبسم شد. رو به من کرد که پاکت را بگیر. گرفتم. خداحافظی کردیم و راه افتادیم. 🔹در حین حرکت، آرام در گوشم گفتند: «بشمارش!! » من هم شمردم. ده تا تراول پنجاه هزار تومانی بود. بعد بدون آنکه چیزی بگویم، درِ گوشم گفتند: «ده تا بود؟!» بعد این آیه را خواندند: «مَن جَاءَ بِالحَسنَةِ فَلَهُ عَشرُ أَمْثَالِهَا» ... نگاهی به بالا کردند و گفتند: «خدا بی‌حساب می‌دهد. به هرکه اهل حساب و کتاب باشد با نشانه می‌دهد که بفهمی مال اوست نه دیگری. آنرا در جیبت بگذار تا به اهلش بدهیم» منبع: (http://telegram.me/dralihaeri) @haerishirazi
بخوان و بیاندیش
🔸این مبلغ را نذر شما کردم🔸 📝#خاطرۀ_شیرین دکتر علی حائری شیرازی (فرزند مرحوم آیت الله حائری شیرازی)
ضمن تشکر از این خاطره‌ای که خوانده بودم قبلا اما تکرارش نیز بسیار نیکو بود خاطره‌ای از خودم: سال ۱۳۸۷ بود؛ سالی که پدر عزیزم مرحوم شد و من مستمری می‌گرفتم. در خوابگاه بودیم، دانشگاه بو علی سینای همدان. حدیثی به چشمم خورد به این مضمون: هر کس صدقه بده به فقیر فلان قدر برابرش برمی‌گرده به مسکین بهمان قدر به خویشاوند بیسار برابر برمی‌گردد به پدر مادر مثلا ۱۰۰ برابر و خلاصه همین‌طور نرخ سود بانک ربوی خدا بالا می‌رفت تا اینکه دیدم بالاترین نرخ سود ربوی خدا، کمک به کسی هست که داره در راه علم تلاش می‌کنه و در مضیقه هم هست. حالا ما در آن ایام جاهلیت مرکبمان هم نمی‌دانستیم که اینجا مقصود از این علم، علمی هست که علمیتش مورد تایید دین خداست نه چیزی که امروزه ما تحت عنوان علم در ذهن داریم! لذا با همان ذهنیت بسیط و ساده‌ی خودمان خواستیم حدیث شریف را تست کنیم! مطلب را با دوستی آگاه و مطلع و مرتبط با مسئولین دانشگاه در میان گذاشتم و تاکید کردم بین خودمان هم بماند پس از مدت کوتاهی گفت کسی را یافته‌ایم که بنده خدا کل ترم در خوابگاه می‌ماند، چون آن‌قدر در مضیقه‌ی مالی هست که اگر بره شهرشان دیگر پول نداره برگرده. دیدم گزینه‌ای مناسب است، پنجاه هزار تومان (سال ۱۳۸۷) دادم که بهش برساند. و منتظر نتیجه ماندم!! اندکی بعد در دانشکده‌ی مهندسی نزدیک سالن آمفی‌تئاتر بودم که موبایلم زنگ خورد؛ در همین حد بگم، من حیث لا یحتسب و از جایی که گمان نمی‌کردم کسی رفته بود خودش برایم بی‌اینکه من به او بگویم کاری کرده بود و بعد در طی تماس به من گفت یک شماره کارت بده تا ۱۲ میلیون تومان (سال ۱۳۸۷) برایت واریز کنم! (به مرحوم پدر بازگشت می‌کرد و پولی که نه می‌دانستم وجود دارد و نه می‌دانستم برای زنده کردنش باید چه کرد؛ همکار مرحوم پدرم فهمیده بود و تمام کارهای سخت اداری و غیر اداری‌اش را انجام داده بود و در نهایت گفته بود که شماره کارت بده!) حدیث تست شد! خدا از کَرَمِش علمی که برداشت من از مقصود حدیث بود را قبول کرد و از پُر رویی ما در نیت تست حدیث هم چشم‌پوش کرده بود. همانجا بی‌اختیار در کف دانشکده به سجده افتادم از شرمندگی و حس شکر (فارغ از اینکه دیگران درباره‌ام چه فکر می‌کنند) همان پول را سال بعد تبدیل به سکه کردم و همان سکه‌ها سال ۱۳۹۲ تبدیل شد به پول پیش خانه‌ی بختم و بعدها پایه‌ای که خانه‌ی نقلی‌مان را به لطف خدا خریدیم. به قول عزیزی خدا آقاست! و به قول عزیز دیگری: من نمی‌دانم در رفاقت با خدا چی نیست که با خدا رفاقت نمی‌کنیم!؟!؟ رفاقت نکرده‌اش این است... خدایا شرمنده‌ایم @readandthink
می‌فرمود: اولیای خدا یک‌سال زحمت می‌کشند، مراقبه و مجاهده می‌کنند که بتوانند شب قدر را درک کنند و مزد زحمات و تلاششان را بگیرند مردم اما می‌خواهند یک‌شب زحمتی بکشند و از قِبَلَش یک سال بخورند... البته همین هم خوب است منتها این کجا و آن کجا.‌.‌. @readandtink
هدایت شده از Ali Mesbahi
⚫ شیعیان بوی یتیمی می‌رسد... ❇ مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَ مَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل:89و90)‌ کسانى‌که کار نیکى انجام دهند، پاداشى بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز (روز قیامت) درامانند. و آن‌ها که کار بدى انجام دهند، به‌ صورت در آتش افکنده مى‌شوند؛ آیا جزایى جز آنچه عمل مى‌کردید خواهید داشت؟ ❇ ✳ این کدام سیئه و گناه است که صرف بودنش در نامه‌ی عمل انسان، فارغ از هر عمل دیگری که کرده باشد انسان را با صورت در آتش دوزخ می‌افکند؟! 💠 حضرت امام محمد باقر علیه السلام: ✅ دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْجَدَلِيُّ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَ لاَ أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ... ⬅ ابوعبدالله جَدلی بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارد گشت، امام علیه السلام خطاب به او فرمود: ای اباعبدالله! دوست داری درباره‌ی آیه: «مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَ مَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل:89و90)‌ کسانى‌که کار نیکى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز درامانند. آن‌ها که کار بدى انجام دهند، به‌ صورت در آتش افکنده مى‌شوند؛ آیا جزایى جز آنچه عمل مى‌کردید خواهید داشت؟!» تو را آگاه کنم؟ عرض کرد: «بلی! ای امیرالمؤمنین فدایت گردم. حضرت فرمود: مقصود از حسنه در آیات، معرفت ولایت و محبّت به ما اهل بیت است و مراد از سیِّئه در این آیات، انکار ولایت و کینه‌ورزیدن نسبت به ما اهل بیت است. 📚 الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۱، ص۱۸۵ 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى اَلسَّابَاطِيِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): إِنَّ أَبَا أُمَيَّةَ يُوسُفَ بْنَ ثَابِتٍ حَدَّثَ عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ: لاَ يَضُرُّ مَعَ اَلْإِيمَانِ عَمَلٌ، وَ لاَ يَنْفَعُ مَعَ اَلْكُفْرِ عَمَلٌ... ⬅ عمّار ساباطی گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: «ابوامیّه یوسف‌بن‌ثابت برایم نقل کرد که شما فرموده‌اید: «با داشتن ایمان، عمل زیان نمی‌رساند و با کفر نیز عمل سودی ندارد». امام علیه‌السلام فرمود: ابوامیّه نپرسید که منظورم از این حرف چیست، مقصود من از این سخن این بود که: هر کس به مقام امام زمانش از آل محمّد (علیهم السلام) معرفت و اقرار داشته باشد و او را دوست بدارد، سپس هرچه مایل است برای خود از اعمال خیر انجام دهد از او پذیرفته می‌شود و چندین برابر به او پاداش خواهند داد و با معرفتش نسبت به امام بر حق برگزیده از سوی خدا، از کار خوبش بهره‌مند می‌شود، همچنان که خداوند، اعمال مردم را درصورتی‌که دوستدار و تحت ولایت امام ستمگری که از جانب خدا تعیین نشده باشند، نخواهد پذیرفت. عبداللَّه‌بن‌ابی‌یعفور گفت: مگر خداوند در این آیه نمی‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (نمل:89) کسانى‌که کار نیکى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز درامانند» پس چگونه کسی با دوست‌داشتن امامان جور، از عمل صالحی که انجام می‌دهد، سود نخواهد برد؟ امام علیه‌السلام فرمود: می‌دانی منظور از حسنه‌ای که در این آیه است، چیست؟ مقصود از حسنه در این آیه،‌ معرفت امام و اطاعت از اوست. خداوند در این آیه نیز فرموده است: «و آن‌ها که اعمال بدی انجام دهند، به صورت در آتش افکنده می‌شوند آیا جزایی جز آنچه عمل می‌کردید خواهید داشت؟!. (نمل:۹۰)» در این آیه هم مقصود از سیّئه، انکار امامی است که از جانب خدا تعیین شده. هرکس روز قیامت با ولایتِ امام ستمگر وارد محشر شود رابطه‌ای با خدا ندارد و منکر حق و ولایت ما خاندان است، خداوند چنین کسی را در با صورت در آتش جهنّم می‌افکند. 📚 امالی (شیخ طوسی): ج۱، ص۴۱۷ 💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ فِي قَوْلِهِ: «مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا» قَالَ هِيَ لِلْمُسْلِمِينَ عَامَّةً وَ اَلْحَسَنَةُ اَلْوَلاَيَةُ... ⬅ امام علیه السلام در خصوص آیه‌ی: «مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (انعام:160) هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد» فرمود: این آیه مربوط به عموم مسلمین است و مقصود از «حَسَنَةِ» در این آیه ولایت است؛ هر کس (با داشتن ولایت ما اهل بیت) کار نیکی انجام دهد، برای او ده برابر (پاداش)‌ نوشته می‌شود، اما اگر ولایت (ما اهل بیت را) نداشته باشد، پاداش (ده برابریِ) او را در مقابل عمل نیکش، در همین دنیا میدهند «و در آخرت او را بهره‌ای نیست (بقره:200)». 📚 تفسير قمی: ج۲، ص۱۳۱ ⚫ یا مظلوم یا امیرالمؤمنین... آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک امیرالمؤمنین علیه السلام... @justhadis110
هدایت شده از جهانشاه حبیبی
💠 عالم ربانی حضرت آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی(ره) 🔻 شب نوزدهم ماه مبارك رمضان ) شب نزول ملائكه است. در كربلا كه بودم می‌دیدم كه ملائكه بعد از غروب نازل می‌شوند و حال و هوا عوض می‌شود. ملائكه در شب نوزدهم نازل می‌شوند و تا طلوع فجر روز بیست و سوم روی زمین هستند. پس انسان باید حیا كند و در این چند شب تا می‌تواند اعمال و كارهایی انجام بدهد؛ زیرا در شب بیست و سوم امورات حتمی ‌می‌شود و هر چه كه نوشته شده به امضای امام علیه السلام می‌رسد. 💠 @sadeghin_ir
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
✳️ چه پدر شفیق و دلسوزیست ابوتراب‌... و خوش به سعادت آنان‌که تراب و شیعه‌ی ابوترابند و در روز قیامت با حسرت نمی‌گویند: یا لیتنی کنت ترابا (نبأ:۴۰) یعنی ای کاش خاک بودم که طبق روایات یعنی ای کاش تراب و شیعه بودم تا پدرم ابوتراب می‌شد و اینچنین مورد لطف خدا واقع می‌شدم. (علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۱۵۶) ✳️ در روایات نقل شده که بهشت مشتاق‌تر است به سلمان تا سلمان به بهشت! (روضة الواعظین (فتال نیشابوری): ج۲، ص۲۸۲) وقتی سلمان که شیعه‌ی امیرالمؤمنین علیه السلام است چنین وضعی دارد، خوب، به طریق اولی، حال قلبی خود حضرت امیر صلوات الله علیه نسبت بهشت مشخص است. مولایی که در سخنی فرمودند: دوست نداشتم كه در كودكى مى‌مردم و به بهشت مى‌رفتم و بزرگ نمى‌شدم تا پروردگارم، عز و جل، را بشناسم. (کنز العمّال (متقی هندی): ج۱۵، ص۶۷۲) مولایی که عبادت به طمع و شوق بهشت را عبادت تجار نامیدند. (نهج البلاغة (سید رضی): حکمت۲۳۷، ص۵۱۰) حال با این مقدمه‌ی کوتاه، برویم سراغ حدیث شریفی که تا حدی تجلّی‌گر شدّت شفقت و دلسوزی پدرانه امیرالمؤمنین علیه السلام، نسبت به ما شیعیان اسمی و إن‌شاء‌الله محبانشان است. 🔹 شب نخستِ پس از ضربت خوردن مولی علی، اصبغ بن نباته تنها صحابی دلسوخته‌ای بود که توفیق یافت به منزل حضرت امیر صلوات الله علیه راه یابد. نقل می‌کند سم چنان در بدن مبارک امیرالمؤمنین نفوذ کرده بود که رنگ پوست حضرت از شدّت زردی، به رنگ دستمال بسته شده بر پیشانی مبارکشان شده بود. در همان حال بسیار سخت،‌ حضرت از سر شفقت، خطاب به اصبغ می‌فرمایند: دوست داری برایت حدیثی نقل کنم؟، چرا که گمانم این است که این، آخرین احادیثی باشد که برایت بیان می‌دارم. اصبغ نیز با اشتیاق و با چشمانی اشک‌بار اعلام آمادگی کرد. 💠 حضرت فرمودند: ⬅️ در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در کوچه‌های مدینه، روزی بسیار غمگین بودم به شکلی که آثار غم در چهره‌ام معلوم بود [به جهت شدّت طعنه‌ها و تخریب‌های منافقین و اثر این تبلیغات سوء بر نگاه مردم نسبت به امیرالمؤمنین که باعث محرومیت مردم از فیض وجود ایشان و هدایت و رستگاری‌شان می‌شد] رسول خدا فرمودند: علی جان چرا تو را غمگین می‌بینم؟ آیا دوست داری برایت حدیثی نقل کنم که غم را از تو بزداید؟ پس گفتم: بلی یا رسول الله. رسول خدا فرمود: روز قیامت منبری بسیار عظیم و مرتفع قرار می‌دهند و من در بالاترین پله قرار می‌گیرم، سپس به تو امر می‌شود که تو هم از منبر بالا بیایی و یک پله پایین‌تر از من بیاستی. سپس دو فرشته رضوان و مالک که کلید‌داران بهشت و جهنم هستند می‌‌آیند و در یک پله پایین‌تر از تو قرار می‌گیرند. در این هنگام رضوان در عرصه محشر ندا در می‌دهد:‌ من رضوان کلید‌دار بهشت هستم،‌ به من امر شده که کلید بهشت را در اختیار رسول خدا قرار دهم و ایشان نیز به من امر کردند که کلید بهشت را به علی بن ابی‌طالب علیهما‌السلام بدهم؛ شاهد باشید من کلید بهشت را به علی بن ابی‌طالب تقدیم کردم. سپس مالک، کلیددار دوزخ ندا در می‌دهد، ای مردم، من مالک کلید‌دار دوزخ هستم، به من امر شده که کلید جهنم را در اختیار رسول خدا قرار دهم و ایشان نیز به من امر کردند که کلید دوزخ را به علی بن ابی‌طالب علیهما‌السلام بدهم؛ شاهد باشید که من کلید دوزخ را به علی بن ابی‌طالب تقدیم کردم. [اینجا یکی از تجلّی‌های حقیقتِ حدیث مورد اتفاق شیعه و سنی، مبنی بر قسیم الجنّة و النّار بودن حضرت امیر صلوات الله علیه است.] سپس رسول خدا فرمودند: ✅ يَا عَلِيُّ، فَتَأْخُذُ بِحُجْزَتِي، وَ أَهْلُ بَيْتِكَ يَأْخُذُونَ بِحُجْزَتِكَ وَ شِيعَتُكَ يَأْخُذُونَ بِحُجْزَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ. قَالَ: وَ صَفَقْتُ بِكِلْتَا يَدَيَّ، وَ قُلْتُ: إِلَى اَلْجَنَّةِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ؟ قَالَ: إِي وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ. ⬅️ یا علی، در این وقت من دست به دامان خداوند می‌شوم و تو دست به دامن من می‌شوی و امامان از فرزندان و نسل تو، دست به دامان تو می‌شوند و شیعیان دست به دامان امامان از فرزندان و نسل تو می‌شوند من در این هنگام از شوق دستانم را بر هم زدم و پرسیدم: به بهشت می‌رویم یا رسول الله؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز در پاسخ فرمودند: بله علی جان،‌ به خدای کعبه به بهشت می‌رویم... 📚 الروضة في فضائل أمير المؤمنين علیه السلام (شاذان بن جبرئیل): ج۱، ص۱۳۲ پ.ن: در مقدمه‌ی حدیث شریف ذکر شد که خود مولی رغبت و میل و شوقشان برای چیزی بسیار فراتر از بهشت است، بهشتی که به سلمان که شیعه حضرت امیر است مشتاق‌تر است تا سلمان به بهشت! پس سرّ این شوق زاید الوصفِ حضرت امیر صلوات‌ الله علیه چیست که آن‌قدر ظهور دارد که مولی از خوشحالی دستان مبارکشان را بر هم می‌زنند؟ بله شدّت لطف و دلسوزی و شفقت پدرانه‌ی ایشان است نسبت به ما شیعیان و محبان با این کثرت قصوری که داریم... ⚫️ شیعیان یتیم شدیم... @justhadis110
هدایت شده از علی اجاقی
35.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر بسیار زیبای سید حمیدرضا برقعی برای امیر المومنین(ع) به نام "خانه پدری"
هدایت شده از خبرهای داغ سیاسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 چه کنیم امام زمان عج در شب های قدر برای ما دعا کنند!! ـــــــــــــــــــــــ ♨️دریافت داغ‌ترین کلیپ‌های سیاسی در کانال👇 @khabarsyasi
7.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😭آخرین لحظات علی...😭 لحظه ای روضه (با حال مناسب گوش کنید) با نشر این کلیپ در نشر فضایل امیرالمومنین شریک باشید. ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ❌ برای‌دوستان‌بفرست👇 https://eitaa.com/joinchat/593494260Cf75cecfca7