مقاومتی که مدنظر خدای متعال هست و مابهازاش نصرت رو عطا میکنه اینه
وقتی دشمن به سرزمین تحت تصرفات طمع میکنه چنان بر او بتازی که اون سرزمین در تصرف خودش رو هم پس بده!
جنس مجاهدت یمنی ها در ایمان به آیات قرآن این هست
در مقابل مسولین ما که به «خود» بیش از «خدا» ایمان دارند
نه تنها برای انتقام امام شهید جنگیدند که محصول مجاهدت پاسداران رو هم با تفاهمی سست به باد دادند
این جنگ به هر شکلی که تمام بشه
تمام کسانی که در اخذ انتقام خون مظلوم قرن کوتاهی کردند
تاوان سختی خواهند داد
خدای متعال دیگرگیره اما سختگیره!
@red_code_ir
تصاویر منتشر شده از حضور رزمندگان یمنی در ساحل غربی پس از فرار مزدوران سعودی
@red_code_ir
دو منبع نظامی در مزدوران سعودی در یمن به خبرگزاری رویترز گفتند که حوثیها (انصارالله یمن) به جزایر حنیش در دریای سرخ رسیدهاند و خبرگزاری AFP گزارش داد که آنها جزیره زُقَر را به تصرف خود درآوردهاند. همچنین منابع محلی به شبکه قطری «العربی» تأیید کردند که حوثیها (انصارالله یمن) جزیره راهبردی میون در تنگه بابالمندب را به تصرف خود درآوردهاند.
@red_code_ir
عربستان از روسیه ، پاکستان و چین خواسته است
تا ایران را وادار به فشار به حوثی ها کنند تا حوثی ها حملات خود را متوقف کنند
-----
آخرش آویزان ایران شدی که گلم!
پیمان سه جانبه چی شد؟
قرار بود پاکستان به یمن حمله کنه که 😁
@red_code_ir
آنچه دیشب و امروز مجاهدات انصارالله انجام دادند کمنظیر بود.
دست جبهه مقاومت را پر کردند و انشاءالله بدون مشورت گرفتن از دولت و سرداران سیاستزده
بتوانند آنچه به دست آوردهاند را تثبیت کنند 🤲
@red_code_ir
تمام مناطقی که بدست انصارلله افتاده
سالها امارات و عربستان در این مناطق برای ساخت زیرساخت های ضد موشک سرمایه گذاری های زیادی کردند ، تا نیروهاشون توسط موشک های انصارلله کشته نشوند
حالا انصارلله با همون امکانات باب المندب رو میبنده با امریکا میجنگه
@red_code_ir
albumaty.comاخ من هل عالم البائس - albumaty.com.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
شعر بسیار زیبایی از شبلی از شعرای عارف قدیمی
به مناسبت پیروزی عزیزان یمنی
خدا لعنت کند روزگاری را....
که در آن، انسان شریف را نادان میشمارند!
و دروغگویی در آن زرنگی است...
و راستگویی ننگ!
ای فرزند آدم...
وجدانت را به چه قیمتی فروختی؟
و به چه قیمتی چهرهای خریدی...
که چهرهٔ خودت نبود؟
نفرین بر روزگاری...
که فرومایه را بالا میبرد،
و ارزشمند را میشکند!
وجدانت را میخرد...
و فقیر را میفروشد!
ای فرزند آدم...
وجدانت چند میارزد؟
به قیمت سکوتت...
به قیمت ترست!
گفتند: «فردا گشایشی خواهد آمد!»
اما فردا آنقدر طولانی شد...
که گشایش مُرد!
ای فرزند آدم!
چه کسی چه کسی را فروخت؟
تو قلبت را فروختی...
یا این روزگار، تو را؟!
این جهان خسته به کجا میرود؟
وقتی دروغ زیاد شود،
راستگویی تبدیل به بیپروایی میشود،
و وقتی سکوت زیاد شود،
حرف زدن... جرم میشود.
فقیری در خانهاش گرسنگی را بزرگ میکند،
و آخر شب،
به فرزندانش لبخند میزند
تا چهرهٔ رنج را نبینند.
و مادری اشکش را در سینهاش پنهان میکند
و میگوید: «فردا گشایش خواهد آمد»،
در حالی که خودش میداند
فردا شبیه دیروز اوست.
از رؤیا، شام کودکانش را میپزد،
و امید را در بشقاب میگذارد،
سپس میگوید: «بخورید.»
آنها خیال را میخورند،
و با عشق سیر میشوند.
و جوانی، زیباترین سالهای زندگیاش را
میان درهای بسته هدر میدهد؛
در یک دست، رؤیاهایش را دارد
و در دست دیگر، ناکامیهایش را.
و مردی تمام عمرش را برای عزت و کرامت زندگی کرد،
اما چیزی جز خستگی نصیبش نشد،
در حالی که دیگری وجدانش را فروخت
و درها به رویش گشوده شد.
منتظر...
کدِ قرمز
شعر بسیار زیبایی از شبلی از شعرای عارف قدیمی به مناسبت پیروزی عزیزان یمنی خدا لعنت کند روزگاری
گشایش میشویم... اما دیر میرسد.
منتظر عدالت میشویم... اما میلنگد.
منتظر حق میشویم... اما سکوت میکند.
فردا... فردا... فردا...
چه بسیار که این «فردا» ما را خسته کرده است!
رؤیا را در خاک سالها میکاریم،
در دستان منتظران جوانه میزند،
سپس پژمرده میشود...
پیش از آنکه بتوانیم آن را بچینیم.
و در سوی دیگر،
آدمهایی هستند که منتظر نمیمانند؛
زمان را میخرند
و وعده را میفروشند.
وعده را در سخنرانیها میپیچند،
و دروغ را در عبارتهای زیبا بستهبندی میکنند.
به ما آموختند که راستگویی نجات است،
اما دیدیم که دروغگو زودتر به مقصد میرسد.
به ما آموختند که دانش نور است،
اما دیدیم که نادان صدایش بلندتر است.
به ما آموختند که وفاداری گنج است،
اما دیدیم که منفعتطلبی از قلبها قدرتمندتر است.
چه بسیار فقیری که با کرامتش ثروتمند است،
و چه بسیار ثروتمندی که با وجدانش فقیر است.
امروز پول، ارزش انسان را خلاصه میکند،
تصویر از حقیقت جلو میزند،
هیاهو بر حکمت غلبه میکند،
و ظاهر، حقِ باطن و حقیقت را میدزدد.
دیگر نمیدانم...
آیا این ما هستیم که تغییر کردهایم؟
یا این روزگار دیگر
شبیه انسانها نیست؟
@red_code_ir
albumaty.comاخ من هل عالم البائس - albumaty.com.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
شعر بسیار زیبایی از شبلی از شعرای عارف قدیمی
به مناسبت پیروزی عزیزان یمنی
خدا لعنت کند روزگاری را....
که در آن، انسان شریف را نادان میشمارند!
و دروغگویی در آن زرنگی است...
و راستگویی ننگ!
ای فرزند آدم...
وجدانت را به چه قیمتی فروختی؟
و به چه قیمتی چهرهای خریدی...
که چهرهٔ خودت نبود؟
نفرین بر روزگاری...
که فرومایه را بالا میبرد،
و ارزشمند را میشکند!
وجدانت را میخرد...
و فقیر را میفروشد!
ای فرزند آدم...
وجدانت چند میارزد؟
به قیمت سکوتت...
به قیمت ترست!
گفتند: «فردا گشایشی خواهد آمد!»
اما فردا آنقدر طولانی شد...
که گشایش مُرد!
ای فرزند آدم!
چه کسی چه کسی را فروخت؟
تو قلبت را فروختی...
یا این روزگار، تو را؟!
این جهان خسته به کجا میرود؟
وقتی دروغ زیاد شود،
راستگویی تبدیل به بیپروایی میشود،
و وقتی سکوت زیاد شود،
حرف زدن... جرم میشود.
فقیری در خانهاش گرسنگی را بزرگ میکند،
و آخر شب،
به فرزندانش لبخند میزند
تا چهرهٔ رنج را نبینند.
و مادری اشکش را در سینهاش پنهان میکند
و میگوید: «فردا گشایش خواهد آمد»،
در حالی که خودش میداند
فردا شبیه دیروز اوست.
از رؤیا، شام کودکانش را میپزد،
و امید را در بشقاب میگذارد،
سپس میگوید: «بخورید.»
آنها خیال را میخورند،
و با عشق سیر میشوند.
و جوانی، زیباترین سالهای زندگیاش را
میان درهای بسته هدر میدهد؛
در یک دست، رؤیاهایش را دارد
و در دست دیگر، ناکامیهایش را.
و مردی تمام عمرش را برای عزت و کرامت زندگی کرد،
اما چیزی جز خستگی نصیبش نشد،
در حالی که دیگری وجدانش را فروخت
و درها به رویش گشوده شد.
منتظر...
کدِ قرمز
شعر بسیار زیبایی از شبلی از شعرای عارف قدیمی به مناسبت پیروزی عزیزان یمنی خدا لعنت کند روزگاری
گشایش میشویم... اما دیر میرسد.
منتظر عدالت میشویم... اما میلنگد.
منتظر حق میشویم... اما سکوت میکند.
فردا... فردا... فردا...
چه بسیار که این «فردا» ما را خسته کرده است!
رؤیا را در خاک سالها میکاریم،
در دستان منتظران جوانه میزند،
سپس پژمرده میشود...
پیش از آنکه بتوانیم آن را بچینیم.
و در سوی دیگر،
آدمهایی هستند که منتظر نمیمانند؛
زمان را میخرند
و وعده را میفروشند.
وعده را در سخنرانیها میپیچند،
و دروغ را در عبارتهای زیبا بستهبندی میکنند.
به ما آموختند که راستگویی نجات است،
اما دیدیم که دروغگو زودتر به مقصد میرسد.
به ما آموختند که دانش نور است،
اما دیدیم که نادان صدایش بلندتر است.
به ما آموختند که وفاداری گنج است،
اما دیدیم که منفعتطلبی از قلبها قدرتمندتر است.
چه بسیار فقیری که با کرامتش ثروتمند است،
و چه بسیار ثروتمندی که با وجدانش فقیر است.
امروز پول، ارزش انسان را خلاصه میکند،
تصویر از حقیقت جلو میزند،
هیاهو بر حکمت غلبه میکند،
و ظاهر، حقِ باطن و حقیقت را میدزدد.
دیگر نمیدانم...
آیا این ما هستیم که تغییر کردهایم؟
یا این روزگار دیگر
شبیه انسانها نیست؟
@red_code_ir