من برای آیندم کلی برنامه دارم، فقط خوشم نمیاد کسی بدونه چیه برنامههام، حتی خودم.🌹🍓
کار کردن خیلی مزخرفه، کار نکردن ازونم مزخرفتره. زندگیِ بزرگسالی اصلاً مورد پسندم نیست🦁✨
سلام
همونجور که میدونید امروز شهادت امام جواده «ع»🍂🌷
و امروز فعالیت طنز نداریم
#نطنز
«حتما میدونید منظورم اینه که مثل همیشه قراره یه داستان کمتر شنیده شده از ایشون براتون بگم😡✨»
مردی که پوستش سبزه بود، داد زد:
اونها دزدن، اون سه نفر رو میگم😧👈🏿
.
سروصدای مرد ها و زن ها بلند شده بود. مرد ها دور اون سه مرد بیچاره حلقه زده بودن و با مشت و لگد عقده هاشون رو خالی میکردن👺🔥
سر تا سر کوچه شلوغ بود. هوا گرم بود و آفتاب از وسط آسمون تکون نمیخورد. 🌤🎆
.
یکی از مرد ها که ریش کم پشتی داشت وسط جمعیت داد زد:
بهتره اونها رو تحویل مأمور های دارالاماره بدیم. 👨🏾🦳📩
دوباره سر و صدا شد.
بعضی ها میگفتند خوبه، بعضی ها گفتن نه.
دزد های بیچاره مینالیدند. از دماغ یکیشون خون میومد و یکی چشمش کبود شده بود. 💀🦧
هر سه با بدبختی به مردم عصبانی نگاه میکردند.
.
- دوستان نظرتون چیه بریم خونه جوادبنعلی؟💡🏡
همه گفتن آره بنازم جوادبنعلی بهترین حکم رو میده و اینا.✅
تازه صاحب مال هم خدمتکار امام بود و بیشتر این مرد ها و زن ها از قبیله ی خدمتکار امام بودند. 🧍🏼♂💯
.
خدمتکار که مردم رو دید، سریع رفت تو خونه و با امام اومد دم در. 🧘♂✨
امام از دیدن مردم حیرت کرد.
به مرد های بیچاره نگاه کرد. اونها به ااتماس افتادند. مرد ها زن ها دوباره داد و بیداد کردند.😭😡💘
.
چین های پیشونی امام پررنگ شد
یکی اومد جلو گفت
ای پسر رسول خدا، این مردا دزدند. اینها گوسفند خدمتکارتونو دزدیدند.
.
امام بیشتر ناراحت شد و گفت
اینها رو ولشون کنید، بزارید برن، اینها دزدی نکردند🐑❌
مردم جا خوردند و سروصدا خوابید. 💤
کولرگازی؛🇮🇷
به مرد های بیچاره نگاه کرد. اونها به ااتماس افتادند. مرد ها زن ها دوباره داد و بیداد کردند.😭😡💘 . چین
امام جواد به یه خونه اشاره کرد و گفت گوسفند اونجاست، اونور برید...
_ادامه داره🎀