رِفام .
به کوهِ غم زِ تیشه ، نقشِ حسرت حک شد ؛ زِ بندِ آهِ من هر رگِ جان ، عرق شد . به سر سودایِ وصلِ تو ، چ
میدونی رفامم ؟
گاهی عاشق بودن ، جرمِ سنگینیه که مجازاتش فقط حبس شدن توی قفسِ تنهاییِ خودته .
من برایِ تو کوهی از حسرت تراشیدم ؛
نقشبهنقش ، لحظهبهلحظه .
هر بار که خواستم فریاد بزنم دوستت دارم ،
رگهای جونم از دردِ این عشق ، از شرمِ این سکوت ، عرق کرد .
فک میکردم اگه به تو برسم ، اگه این دیوونگی در آغوشِ تو آروم بگیره ، دنیا گلستون میشه ؛
اما چه ساده بودم !
ندیدم که در عمقِ نگاهت ، برایِ من چیزی جز تازیانهی هجران نچیده بودی .
میپرسم از خودم اگه عشق یعنی وصال ، پس این آتیشی که بیرحمانه تمامِ هستیِ منو خاکستر میکنه چیه ؟
اگه قرار به رسیدن نیست ، پس چرا اینقدر بیقرارم ؟
انگار در شناسنامهی سرنوشتِ من ، نامِ من با جوهرِ اشک نوشته شده .. :)
#ع_د
رِفام .
میدونی رفامم ؟ گاهی عاشق بودن ، جرمِ سنگینیه که مجازاتش فقط حبس شدن توی قفسِ تنهاییِ خودته . من برا
و رسیدن ؟
رسیدن واژهایه که حتی تلفظش هم در دهانِ من طعمِ خون میده .
میگن عشق یعنی یکی شدن ؛
اما من به این باور رسیدم که اگه خیالِ تو یک شب دیگه در سرم تکرار بشه ،
جونم از این حجمِ دلتنگی متلاشی میشه .
میدونی ؟
من این درد رو پرستش میکنم .
اجازه بده وصال ، آرزویِ دیگران باشه ؛
اجازه بده مرگِ عشق ، در رسیدن باشه .
من همین فاصله رو ، همین دوریِ زجرآور رو با چنگ و دندون نگه میدارم .
چون اگه دوری نباشه ، اگه تو نباشی که براش بسوزم ، من کی هستم ؟
من همینجا ، در همین برزخِ فاصله ، با همین زخمها زندم ..
همین که میدونم هستی و من نیستم ، برایِ تمامِ عمرِ بیسرانجامم کافیه . :)
#ع_د
هدایت شده از پلی رِفام .
حسین ستودهنماهنگ ازل ابد یکتا اسد 320.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
منم مال تو سر تا سر بفرما جان بفرما سر . :)
سنی همه عمر در این سعی و تلاش است ؛
ثابت بکند .. رهبر او تخم زنا نیست !
در فضل علی بسته بود این نکته که باید
ثابت بکند شیعه که این مرد
خدا نیست .. :)
#غدیر
برما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت ؛
مارا دلت نخوانست ندانم چرا نخواست .. :)
#حسندهلوی
خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد ؛
نخواست او به من خسته بی گمان برسد .
شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش چشم خودت ؛
کسی که سهم تو باشد ، به دیگران برسد . :)
#نجمهزارع