رِفام .
رِفامم .. چقدر واژهی غریبی شدهای در دهانم ؛ همانقدر شیرین که جانم را میبرد ، همانقدر تلخ که نفس
حالا فقط خاطراتت مانده ، چون خاری در چشم ، و لبخندی که دیگر نیست ، مثل نوری که خاموش شده .
هر شب ، تا انتهایِ بغضِ نبودنت گریه میکنم ،
و صبحها ، با زخمی تازه از خواب بیدار میشوم .
اما باورش سخت است ، رِفامم ..
حتی در این غبارِ دلتنگی ، حتی با این قفسهی شکسته ، نوری کوچک هنوز چشمک میزند .
نورِ امیدی که شاید روزی ، همان مسیرِ رفته را بازگردی .
شاید روزی ، دستانت دوباره در دستانم گره بخورند و زخمِ این جدایی ، مرهمی جز حضورت پیدا نکند .
من هنوز منتظرم رِفامم . :)
نه به انتظارِ یک معجزه ، که به انتظارِ خودت .
تا شاید ، فهمیدی رفتن ، مگر با بازگشت ، معنیِ واقعیاش را پیدا میکند .
و تا آن روز با همین استخوانهای خردشده ، با همین قفسهی شکستهی سینه ، هر روز برای آمدنت نفس میکشم .. :)
#ع_د
هدایت شده از گسترده ریما🌷
- پاتوق ِبچههای ِمذهبی ِایتا 🌝🌿
حس و حال ُ هوای ِحرم رو بهت انتقال میده ؛
منبع ِپستهای ِمذهبی ِخاص💕
_ عاشق ِحس ِویدیوهاش میشی ✨
[ - @mahdi_fatemeh12 . ؍ ]
تراپی ؟
نه ممنون اینجا رو دارم❤ :)
هدایت شده از گسترده ریما🌷