eitaa logo
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
31.2هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
3.1هزار ویدیو
376 فایل
راهِ شَهادَت بَسـته نیست، هَنـوز هَم می شود شهید شد اَمـّا هَنوز شَرطِ شَهیـد شُـدَن شَهـیدانه زیستن است تبادل و تبلیغات: @tablijhat13 عنایات و.: @emamrezaii_8 روضه نیابتی: @Mahdi1326 کانال فروشگاهمون: https://eitaa.com/joinchat/172425437Ca032079577
مشاهده در ایتا
دانلود
✍بعد از عملیات فتح المبین با او صحبت کردم، ابراهیم می‌گفت: رزمندگان ما، کوچک و بزرگ، با تقوا و ایمان مثال زدنی به جنگ دشمن رفتند، خداوند هم با امداد غیبی، به گونه‌ای ما را یاری کرد که در تمام مدت عملیات، شاهد بودیم که دشمن یا اسیر می شد یا کشته می‌شد و یا فرار می کرد، یکی از فرماندهان دشمن اسیر شد، می‌گفت: من وقتی به سمت ایرانی‌ها نگاه کردم، دیدم تمام صحرا پر از رزمنده است، وقتی همراه با نیروهایم اسیر شدیم، با تعجب دیدم که فقط چند رزمنده نوجوان ایرانی بالای سرما هستند. کتاب "خدای خوب ابراهیم"
34.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با ابراهیم که باشی شب عید هم برایت شب قدر میشود ♥️ از سوی یار به مناسبت شب قدر پس قدر بدانید تا یار شوید شما
‍ 🔸نعمتی که خدا به تو داده را به رخ دیگران نکش🔸 ▪️رفاقت ما با تمام بچه های آن دوران، سر و کله زدن و بازی و خنده بود، مثلا چند نفر دور هم جمع می‌شدند و کلاه یک کارگری که از آنجا رد می شد را بر می داشتند و برای هم پرت می‌کردند و مردم آزاری می‌کردند. اما رفاقت با ابراهیم، الگو گرفتن و یادگیری کارهای خوب بود. او غیرمستقیم به ما کارهای صحیح را آموزش می داد. حتی حرفایی می زد که سالها بعد به عمق کلامش رسیدیم. ▫️من موهای زیبایی داشتم. مرتب به آنها می‌رسیدم و مدل مو و... درست میکردم. خیلی ها حسرت موها و تیپ ظاهری من را داشتند. ابراهیم نیز خیلی زیبا بود اما... یکبار که پیش هم نشسته بودیم، دوباره حرف از مدل موهای من شد. برخی باحسرت به مدل جدید موهای من نگاه می‌کردند. ابراهیم جمله ای گفت که فراموش نمی‌کنم. گفت: «نعمتی که خدا به تو داده را به رخ دیگران نکش.» 📚 سلام بر ابراهیم۲ 《 کانال
❤️شهید ابراهیم هادی: 🌱تسبیحات حضرت زهرا(س) گره گشای بسیاری از مشکلات است. ☘امام باقر علیه السلام میفرمایند: 🌹خداوند متعال با هیچ ستایشی، بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا (س) عبادت نشده است، و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد. 《 کانال
🔻هروقت پیامی از امام راحل پخش می‌شد، با دقت گوش می‌کرد و میگفت: اگر دنیا و آخرت می‌خواهیم باید به حرفهای امام را عمل کنیم. 《 کانال
🔸️پارجه لباس پلنگی خریده بود، به یک خياطها داد و گفت: يک دست لباس كُردي برايم بدوز، روز بعد لباس را تحويل گرفت و پوشيد، بسيار زيبا شده بود، از مقر گروه خارج شد، ساعتي بعد با لباس سربازي برگشت! پرسيدم: لباست كو!؟ گفت: يكي از بچه هاي كُرد از لباس من خوشش اومد من هم هديه دادم به او! ساعتش رو هم به یک شخص ديگر داده بود، آن شخص ساعت را پرسيده بود و ابراهيم ساعت را به او بخشيده بود! 🔹️اين كارهاي ساده باعث شده بود بسياري از بچه ها مجذوب اخلاق ابراهيم شوند. 🌷شهید ابراهیم هادی🌷 📚 کتاب "سلام بر ابراهیم ۱" 《 کانال
دلم یک دنیـا میخـواهد شبیه دنیای تو❤️🍃 که همه چیـزش بـوی خـدا بدهد... 🍀
✴️ خواهر شهید می گفت: آخرین باری که ابراهیم به تهران آمده بود کمتر غذا میخورد. وقتی با اعتراض ما مواجه میشد میگفت: باید این بدن را آماده کنم. ⚛ در شب های سرد زمستان بدون بالش و پتو میخوابید و میگفت: این بدن باید عادت کند روزهای طولانی درخاک بماند. ✳️ میگفت: من از این دنیا هیچ نمیخواهم حتی یک وجب خاک. دوستدارم انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم. دوستدارم بدنم در راه خدا قطعه قطعه شود و روحم در جوار خانم حضرت زهرا (س) آرام گیرد.
7.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽اسطوری تو عاشق خدا شو خُــدا شَهیدَت می‌کند این وعده الهی است... مَن احَبّنی عَشَقَنی مَن عَشَقَنی‏ عَشَقتُهُ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُه تولدت مبارک در آسمان‌ها🤍 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفیـقِ شَهیــــدم🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ °•🌱|@refigh_shahidam
"🌹🤍" دراول اردیبهشت سال 36 در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمّدحسین به او علاقه خاصی داشت. او نیزمنزلت پدر خویش رابدرستی شناخته بود. پدری که باشغل بقالی توانسته بود فرزندانش را به بهترین نحو تربیت نماید. نوجوان بود که طعم تلخ یتیمی را چشید. از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد. یاد با ذکر نورانی °•🌱|@refigh_shahidam
✍بعد از عملیات فتح المبین با او صحبت کردم، ابراهیم می‌گفت: رزمندگان ما، کوچک و بزرگ، با تقوا و ایمان مثال زدنی به جنگ دشمن رفتند، خداوند هم با امداد غیبی، به گونه‌ای ما را یاری کرد که در تمام مدت عملیات، شاهد بودیم که دشمن یا اسیر می شد یا کشته می‌شد و یا فرار می کرد، یکی از فرماندهان دشمن اسیر شد، می‌گفت: من وقتی به سمت ایرانی‌ها نگاه کردم، دیدم تمام صحرا پر از رزمنده است، وقتی همراه با نیروهایم اسیر شدیم، با تعجب دیدم که فقط چند رزمنده نوجوان ایرانی بالای سرما هستند. کتاب "خدای خوب ابراهیم"
روز ها را با ابراهیم میگذرانی و لحظه لحظه ات را که سعی میکنی برای مردم دنیا ، ابراهیمی دیگر باشی ، یا با کمک ابراهیم، ابراهیم بودن را تمرین میکنی ، نمیدانم کجای راهی ...! ولی یادت باشد ؛ ابراهیم کنار خداست و کار هایش خدایی . گاهی اگر گره ای میخورد در کارت و یا اگر حالت ،حالی همیشگی نیست، گله نکن! ابراهیم، عزیز خداست... مبادا زبان به شکایت بگشایی؟! کمر همت ببند و بیشتر تلاش کن... 🌱