هدایت شده از کانال حمید کثیری
امروز از صبح شدیداً مشغول کار بودیم. کل تیم بعد از مدتها مجددا سرحال شده بود و با ظرفیت بیشتری کار میکردیم ...
حالمان از اوضاع سوریه گرفته بود، اما نگذاشتم روی کار اصلیمان تاثیر بگذارد. یکی مشغول اپیزود جدید پادکست بود، یکی درگیر کار فنی پلتفرمها، یکی درگیر محتوای ترم جدید مدرسه والدین، یکی درگیر کار رسانهای، یکی مشغول تولید یک میکروپادکست تصویری خاص، یکی پشتیبانی مخاطبین، یکی در تلاش برای سازماندهی جدید در کارهای دفتر، یکی درگیر روزِ کاریِ آزمایشی مدرسه مربی، یکی ...
اینقدر کار نکرده و عقبافتاده داریم که نگو. اینقدر باید کار کنیم تا شاید بتوانیم ما هم مختصری در مسیر تمدنسازی نقش ایفا کنیم و از غُر زدن قدری فاصله بگیریم.
از اوضاع جنگ هم هر چند همه ناراحتیم و این چند روز دل خوشی نداریم، اما بدانیم جنگ است و فراز و فرودش.
حتما باید اهلش تحلیل کنند که چرا اینطور شد، اما سنگر امثال ما فعلا جای دیگری است و وظیفه داریم در سنگر خودمان با تمام توان کار کنیم. شاید خیلی خیلی جدیتر و بیشتر از قبل ...
شاید دوباره باید روی سازماندهی شخصیمان بازاندیشی کنیم. شاید نباید بگذاریم بلای روزمرگی گریبانگیرمان شود. شاید باید قدری از گروهها و کانالها کم کنیم. شاید باید بیشتر از قبل کتاب بخوانیم. شاید باید بیشتر فکر کنیم. شاید باید ...
بس است، برویم سر کارمان ...
کارمان را پیدا کنیم ...
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
روزی که خبر سقوطِ سوریه اومد، اون روزم کلا حالِ هیچ کاری نبود...
اخبارو میخوندم، استوریا رو میدیدم و غمگین و غمگین تر میشدم...
نمیدونستم باید چیکار کنم، نمیدونستم چه کاری از دستم برمیاد.
اون روزم کلا به بی حوصلگی و روزمرگی گذشت و بارِ مثبتی برام نداشت. احساس کردم ناامیدی داره همه دنیارو دربر میگیره و دیگه واقعا حال هیچ کس خوب نیست. هر گروهی رو باز میکردم همه ناراحت بودن و ابراز میکردن
تا اینکه...
تا اینکه فرداش تو گروه بروبچ تکیه بحث شد. همه از ناراحتیا گفتیم و اینکه نمیدونیم باید چیکار کنیم. اما همین چندتا پیام باعث شد یه کم حالم سر جاش بیاد
اینکه اطرافیانت نگاه درستی به اتفاقات جهان داشته باشن خیلی مهمه.
اینکه بدونی کجای دنیا ایستادی خیلی مهمه
اینکه بدونی قراره چه قدمی برا ظهور برداری مهمه...
رفیق فاب :)
امروز از صبح شدیداً مشغول کار بودیم. کل تیم بعد از مدتها مجددا سرحال شده بود و با ظرفیت بیشتری کار
و بعدم این متنی که باعث شد به خودم بیام.
همه اینارو گفتم که بگم
من هنوزم ناراحتم؛ هنوزم دلم عمیق سوخته برای فلسطین و لبنان و حالا ام سوریه ای که معلوم نیست عاقبتش چی میشه
اما غصه خوردنِ من نباید باعث بشه درجا بزنم. نباید وایسم
بیشتر از هر وقت دیگه ای لازمه که واسه زندگی و آینده و نقش مون، برنامه داشته باشیم.
سرعت اتفاقای جهان رفته رو دورِ ۲x
ماهم باید خودمونو برسونیم
هرچقدر تا الان کم گذاشتیم
الان باید بدوییم
بدوییم که برسیم
بدوییم که مفید باشیم
بدوییم که ظهورو جلو بندازیم...(:
کربلایی حسین ستوده 4_5967422673389622362.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
مادر یعنی ام البنین :)
#شبِشهادتحضرتامالبنین
به همان برف که بر گنبدِ تو بوسه زده؛
بیقرار است دلم، صحن و سرا میخواهد...(:
[ آقای امام رضاع ]
@refighfaab
خداوند هیچ دری را بر روی مومن نمیبندد مگر اینکه بهتر از آن را به روی او باز کند
#امام_صادق(ع)
~ آدم دلش گرم میشه ها
@refighfaab
هدایت شده از تکیه همت
آن میوه ای که فاطمه(س) آن را طلب نمود
چون باب میل اوست،
شد آن میوه تاجدار :)
یلداتون فاطمی 🌱
@tekye_hemmat
یلداتون مبارککک رفقا :) 🍉
ما شب یلدامون رو دیروز که پنجشنبه بود، کنار بروبچ تکیه گرفتیم
البته جشن ولادت حضرت زهرا رو داشتیم و به این بهونه دورهم جمع شدیممم
و البتههه
به استقبال روز مادر رفتیم
و طی یک عملیات سرّی دخترونه، مامانا رو سوپرایز کردیم😎