هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🚨 ماجرای جالب اطلاع رهبر انقلاب از شهادت #حاج_قاسم
چند دقیقه بعد از شهادت حاج قاسم، قضیه به یکی از فرزندان #رهبر_انقلاب اطلاع داده میشود. ایشان به منزل رهبر انقلاب میرود و مشاهده میکند رهبر انقلاب مشغول نماز شب هستند، ناچار، خبر شهادت حاج قاسم را بر روی #کاغذ نوشته و در کنار سجادهی رهبر انقلاب میگذارند. رهبر انقلاب پس از پایان نماز ....
🔻ادامه در اینجا #سنجاق شده👇
http://eitaa.com/joinchat/3870687243Cb7696c0270
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🌀💝قبل از از اینکه از فروشگاه های
#گرون_فروش خرید کنید😔😱
حتما یه سر به این کانالِ
🔴 #لباس_بچه بزنید👇👇👇👇
💥 #جنس_جدید
💥 #تحویل_دربمنزل
💥 #شروعقیمت از ۲۰تومن به بالا
http://eitaa.com/joinchat/398131203C13bdbfadc7
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
🛑 فوری
کسب درآمد بالا در منزل فقط با گوشی موبایل👌
✅ ویژه طلاب و مذهبی ها
کنار درس و کار، درآمد بالا و حلال کسب کنید.
بیش از ۳۵ هزار نفر در این کانال عضو هستند.
👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1843724308C6a5db0c50a
هدایت شده از 🗞️
✨🌼✨
تویی بهانهی خورشیــد برای تابیدن
تویی بهانهی بــاران برای باریدن...
بیا که عدالت مطلق مسیر میخواهد
سپاه منتظرانت امیــر میخواهد...
به سرم رحمت بی واسعه یعنی مهدی
بهترین حادثه و واقعه یعنی مهدی
اخم چشمش علی و خنده زهرا به لبش
جمع این جاذبه و دافعه یعنی مهدی
【 #الّلهُــمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَــــ_الْفَــرَج 】
اقای من ❤️ادرکنی🌷🤲
هدایت شده از گسترده پُربازده اُفق
✨#جاریم اومده بود خونمون تا #چادر هامو دید #چشماش داشت از #حدقه در میومد☺️😍
✨انقدر از #چادر های رنگی #خوشش اومده بود که خدا میدونه😍✅
🎁ازم پرسید با این که #گرونه تو رو خدا بگو از کجا خریدی💸🛍
✨منم گفتم همه رو از اینجا زیر قیمت بازار خریدم😍👇
https://eitaa.com/joinchat/2691760149C505dd3e785
انقدر #خوشحال بود که کلی ازم #تشکر کرد و3تا#چادررنگی سفارش داد🎁✅
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
✨✨جشنـواره فروش ویــژه✨✨
باڪیفیتترین و ارزانترین چادرهای
مجلسی روی طرحزیر کلیک کن😍👇
🌺🌸🌺
🌸🌺🌸🌺🌸
🌺
🌸
🌺 🌼
🌸 🌸
🌸 🌺🌸🌺🌸🌺 🌸
🌺 🌸 🌺
🌸 🌺 🌸
🌺 🌸 🌺
تخفیفات ویژه چادر و روسری😘☝️
🔴موقع صدقه دادن زرنگ باشید!
✅آیت الله مجتبی تهرانی:
❄️اگر میخواهی صدقه بدهی،
همین طوری صدقه نده؛
زرنگ باش، حواست جمع باشد.
صدقه را از طـرف امـام رضـــا
بــرای سـلامتی امام زمـان بـده!
این جوری
🌹برای دو معصوم است؛
دو معصومی که خدا آنها را دوست دارد،
ممکن نیست خداوند این صدقه تو را رد کند
توهم اینجا حق واسطهگریات را میگیری.
🙏تو واسطهای و همین حق واسطهگری است که اجازه میدهد تو به مراحل خاص برسی.
🌸🌸
❤️امام صادق (علیه السلام) :
✳️صدقه دادن در شب جمعه و روز آن و نيز صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) در شب جمعه و روز آن، برابر هزار حسنه است و هزار بدي به وسيلة آن نابود مي شود و هزار درجه بر مقام آدمي افزوده مي شود .
📗وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 413
هدایت شده از تبلیغات داستان&ترفند
بزرگترین تولیدی ایرانی لباس بانوان 😍☝️☝️
تماممدلهامونتکیبهنرخعمده #۳۰_تا_۶۰ت_فروش
#مانتو
#شومیز_شلوار
#مجلسی
ادرس تولیدی👇👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/160628757C9c3e83db74
❤️تولیدی mk رو به دوستان و آشنایان معرفی کنین🥰👇
دارای سایت و نماد الکترونیکی✅
http://Tolidi-mk.com
رمانهای عاشقانه مذهبی💍❤️
بزرگترین تولیدی ایرانی لباس بانوان 😍☝️☝️ تماممدلهامونتکیبهنرخعمده #۳۰_تا_۶۰ت_فروش #مانتو #شوم
🔴کانال تولیدی 🏃♀🏃♀🏃♀🏃♀🏃♀
🔴کانال سایز بزرگ
🔴کانال پانچ و تونیک
اینجا_مرکز_پخش_تمام____تولیدی_هاست
تمام مدل های بقیه ی کانال ها را زیر 100 تومان از ما خریداری کنید 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/160628757C9c3e83db74
#ارسال رایگان💃💃
#امکان تعویض
#ضرب_المثل
رازمثلها🤔
بچه خمیره خدا کریمه
هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف کنند،این مثل را می آورند.
تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.» دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»
مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد.
تاجر که شب به خانه آمد، عیالش با شرم و حیا و با حالتی ترسان گفت:« تاجر باشی سلامت باشد، من بچه دارم.» تاجر از این خبر خیلی شاد شد. مادر دختر هم در هر پانزده روز مقداری به خمیر اضافه می کرد و روی آن را با پوست دایره می پوشاند. به این ترتیب نه ماه و نه روز تمام شد و وقت فارغ شدن دختر رسید. مادر آمد پیش دخترش ماند و به تاجر گفت:« در خانواده ما رسم است بچه را خودمان می گیریم و ماما نمی آوریم تا حمام ده روز بچه را به پدرش نشان نمی دهیم.» تاجر قبول کرد. مادر دختر را خواباند وخمیر را از شکم اوباز کرد و به شکل بچه درست کرد و پهلوی دخترخواباند. دختر مرتب گریه می کرد و می گفت: بعد از تمام شدن این ده روز به تاجر چه خواهیم گفت؟»
مادرش او را دلداری می داد و می گفت:
« غصه نخور، بچه خمیره، خدا کریمه.» تا ده روز تمام شد. مادر دخترش را با بچه برداشت برد حمام. جلوی در حمام سگی آمد خمیر را در دهان گرفت و فرار کرد. در همان لحظه مادر هم سر رسید. دید که بچه خمیر را سگ می برد. داد و فریاد راه انداخت و از مردم استمداد طلبید و گفت:« نگذارید سگ بچه دخترم را ببرد.» مردم ریختند دیدند سگ بچه ای گریان را می برد.
سگ را گیر آوردند و بچه را از سگ گرفتند و به مادرش دادند. و دختر هم دید پستانهایش شیر آمده. مادر دختر گفت: « دخترم ،هی به تو می گفتم غصه نخور بچه خمیره، خدا کریمه و تو باور نمی کردی.» مادر دختر بچه را در حمام شستشو دادند و به خانه تاجر که انتظار آمدن آنها را می کشید، بردند. تا رسیدند بچه را بغلش دادند و تاجر هم خیلی شاد و مسرور شد.
#بچه_خمیره_خداکریمه👶
🌸🍃🌸🍃
#حکایت
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟
گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.
مگوی انده خویش با دشمنان
که لا حول گویند شادی کنان
گلستان,باب چهار,فواید خاموشی
#سعدی
✨﷽✨
⚜ حکایتهای پندآموز⚜
🔹ابلیس و نوحنبی🔹
✍وقتی که نوح نبی علیه السلام قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست و طوفان همه را در هم کوبید، ابلیس نزد او آمد و گفت: تو حقی برگردن من داری که من می خواهم آن را تلافی کنم!!!
حضرت نوح در تعجب کرد و گفت:
بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم ، چه حقی؟ ابلیس ملعون گفت همان نفرینی که درباره قومت کردی و آنها را غرق نمودی و احدی باقی نماند که من او را گمراه سازم ، من تا مدتی راحتم ، تا زمانی که نسلی دیگر بپاخیزند و من به گمراه ساختن آنها مشغول شوم
حضرت نوح نبی علیه السلام با این که حداکثر کوشش را برای هدایت قومش کرده بود، با این حال ناراحت شد و به ابلیس فرمود: حالا چگونه می خواهی این حق را جبران کنی؟ابلیس گفت: در سه موقع به یاد من باش! که من نزدیکترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:
1⃣هنگامی که خشم تو را فرا می گیرد به یاد من باش!
2⃣هنگامی که میان دو نفر قضاوت می کنی به یاد من باش!
3⃣ و هنگامی که با زن بیگانه تنها هستی و هیچکس در آنجا نیست باز به یاد من باش!
📚بحارالانوار، ج11، صفحات 288 و293
↶【به ما بپیوندید 】↷
_______________________
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•