فرقشون با بقیه فقط اینه که اونا اول زدن به دل کار و بعدش کم کم کارشون بهتر شده...
همون روزی که بقیه گفتن «ولش کن» اون گفته «بذار یه بار دیگه امتحان کنم».💪
بعضی اوقاتم وقتی خودشم داشته ناامید میشده که نمی تونه، یکی بهش گفته اشکال نداره فقط ادامه بده✌️
همین ادامه دادنه که معجزه میکنه ✨
حقیقتش رو بخواین، منم اوایل هیچ چی بلد نبودم.
ادیتای اولم انقد بد بود که اعصابم خورد شد و همه شون رو پاک کردم😭
ولی خب از همونا یاد گرفتم.
اگه قرار بود صبر کنم تا همهچی بینقص شه،
هیچوقت شروع نمیکردم.
به نظرم هممون باید یاد بگیریم که “خراب کردنم یه مرحله از یاد گرفتنه” 😉
سلاااااااام بعد از یه مدت شلوغ🫣
انقد شلوغ که نتونستم بیام و براتون پیام بزارم و از همین تریبون عذر خواهی منو بپذیرید دیگه 🥺
وقتی داشتیم صحبت میکردیم یه جاهایی میخواستم بشینم گریه کنم 😭و یه جاهایی هم میخواستم از ذوق بال دربیارم و برم پیششون و بغلشون کنم🥹🫂
گریه هام برا اونجاهایی بود که فهمیدم بوت کمپ مثل مافیا شده و تو هر مرحله یکی رو از دست دادیم😭🫨
و اونجاهایی که نشستم تقویم هاتون رو خوندم نمیدونستم چجوری باید هیجانم خالی کنم😩😍
و نقطه اوج ذوقم اونجا بود که فهمیدم یکیشون حتی رفته و انباری مدرسشون رو خالی کرده و کرده دفتر رسااااااانه چیییییی😎
آخ که من اینو باید ماچش کنم😘
خیالای گندهای تو سرمه
خیالایی که کنار بچههای بوت کمپ اول
بیشتر دارن واقعی میشن:))
و کیفِ واقعی شدن خیالا جزء برترین کیفهای جهانه💗