همون شب تو ایتا مشغول چک کردن کانالهام بودم کههه
تصادفی به کانال "قصه زی" برخوردم - رفیق بیشتر دخترای نوجوون که چندوقتی نتونسته بودم باهاش حرف بزنم🥲🫀
@roberah_ir
داستان رو براش تعریف کردم و گفتم دلم میخواد استعدادهای های بچه ها دیده بشه و با مدرسه رفیق تر بشن..✨
بعد از یه گفتوگوی طولانییی
تصمیم گرفتم یه کانال اختصاصی برای همین کار درست کنم و با پشتیبانیِ قصه زی شروع کردم 🎬
خلاصه که کم کم کانال رسانه ایمون تو مدرسه جون گرفت🌻 بچهها استعدادهاشون رو نشون دادن،جو مدرسه کلیی تغییر کرد و اشتیاق همه مون واسه درس و کار بیشتر شد:))
ولی یکم بعددد
دغدغهی من دیگه در حد یه مدرسه نبود و با کمک قصه زی رسانه چی رو توی چندتا مدرسه گسترش دادیمم🌱
و اکنون که در آستانهی کلاس دهمم،
نسخهی اصلی کانال "رسانه چی" متولد شدد💗
راستشش داشتم دنبال یه حرکت خفن میگشتم که با بچه های تیم توی مدرسه مون بزنیم و ناگهااان متوجه شدم که بلهه!
مثل همیشه قصه زی دست به کار شده✊🏻
شما هم باهامون همراه باشین:))
✨ https://eitaa.com/roberah_ir/7680
راستش من امروز توی مدرسه واقعااا منتظر بودم واسمون جشن بگیرررن (کودک درون حساب نیست مگه😒)
یادمه بچه که بودم از همون خیلی بچگیی
دوست داشتم کتابای درسی داشته باشم و مجموعه های حل کردنیِ گنده میخریدم و باهاش فاز انیشتین میگرفتم🤓
ولی بعد که رفتم مدرسه، با اینکه نسبت به بچه های دیگه بهتر با مدرسه ارتباط برقرار میگردم ولی بازم همیشه غر میزدم که:
-پس کی تموم میشهه؟
-اصلا چرا همهی تعطیلی ها باید قاطی تابستون باشهه😬