eitaa logo
رسانه چی
290 دنبال‌کننده
183 عکس
58 ویدیو
9 فایل
اینجا قلم از جنس نوره تاریخ رو با روشنایی مینویسیم✨ . . نمیشه وجود نداره فقط هنوز خلقش نکردیم! . . من اینجام که بشنومت:) @ravina88
مشاهده در ایتا
دانلود
قصه ی رسانه چی رو که می دونین؟ از همون روزای اولی که ایده اش تو سرم جرقه زد تقریباً میدونستم و معلوم بود که تنهایی نمیشه یا دست کم خیلی سخته بخاطر همینم شد که رفقامو جمع کردم و نتیجه اش شد تیم رسانه چی 😌
اما ماجرا به همین راحتی بود؟! تا با بچه ها تیم بشیم و همدیگه رو پیدا کنیم و تقسیم کار کنیم و هر کسی یه گوشه ی کار رو بگیره و باهم کنار بیاییم و... کلی چالش داشتیم🥴
و شاید بگین که خب با این همه چالش تنهایی انجام دادن بهتر نیست؟ باید بگم شاید یه جاهایی با تیم کارکردن خیلی چالش داشته باشه و شایدم حتی گاهی کار یکم کند پیش بره ولی یه جاهای خیلی بیشتری تیم بودن خیلی بهتر از تکی کار کردنه😁
گفتم تهدیگ هوس تهدیگ سیب زمینی ماکارونی های مامانمو کردم 😁 راستی بقیه ی خوبیای تیم داشتن رو شما بگین ! @ravina88
حالا که میخواین بیایین بقیه خوبی های تیم داشتن رو بگید بی زحمت اسم و فامیل و شمارتون و چالش ها و مارموریت ها و تمرین هایی که تا الان انجام دادین رو اگه قبلا فرستادین که ریپلای بزنید و اگه نفرستادین حتما تا فردا برام بفرستین که جایزه بارون داریم و قرار نتایج لیگ بازار مشخص بشهههههههه😍🥳😀
فک میکنم امروز از اون روزا بود که همه ی دنیا با من لج کرده بودن و انگار هیچی سرجاش نبود😭 اول صبح که فهمیدم امروز قراره تا آخر شب تنهام و خانواده نیستن و بعدم که رفتم مدرسه یه لحظه نشد نفس بکشم حتی😵‍💫
یعنی از لحظه‌ای که پامو گذاشتم مدرسه، انگار یکی گفته بود: «بچه‌هااااا امروز روز اذیت‌کردن راویناست، همه آماده باشید 🙂🔥» کلاس‌ها که یه طرف… کارای رسانه‌چی یه طرف… معلم‌مونم که انگار با من مشکل خانوادگی داشت 😐 کلاً امروز به حد مرگ دویدم 💔
جالبیش اینجا بود که ساعتم با من لج کرده بود و با سرعت ۰.۳x حرکت میکردددددددددد🫠 و اون لحظه ای زنگ خونه خورد فقط میخواستم بیام خونه و بخوابم 😴 ولی تو راه وقتی به ناهاری که نداشتم و کارایی که قرار بود انجام بدم و امتحان فردا فک میکردم دوست داشتم فرار کنم و برم یه جایی که هیچکس نباشه🥶
ولی بالاخررره با جنگی که تهش اون منی پیروز شد که میگفت باید بری و برا هدفات تلاش کنی✌️ رسیدم خونه 🏠 و اون لحظه ای که وارد آشپزخونه شدم و دیدم قابلمه غذا رو گاز و یادداشتی که رو در یخچال داشت چشمک میزد 🥹 اونجا انگار دنیا رو بهم دادن😍
انگار بعضی وقتا یه سری چیزا و یه سری آدما انقدر برامون معمولی شدن که وجودشون رو حس نمی‌کنیم و وقتی تو یه لحظه توجهمون بهش جلب میشه میبینیم بودنشون چقدر خوبه نظر شما چیه ؟ اون یه سری چیزا و یه سری افراد زندگی شما کیان؟ @ravina88
خیلی وقتا به این فکر میکنم که دنیا بدون مامانا چه شکلی بود؟ چه رنگی بود؟؟؟ اصلا رنگ داشت؟ روح داشت؟ اصلا دنیا بدون مامانا بود یا نه؟؟🧐
«روز مادر مبارک به همه اونایی که یه جوری یه گوشه‌ای از زندگی‌مون رو جمع کردن، بدون اینکه حتی بفهمیم چقدر هوامونو داشتن 😭💛 به مامانای خودمون، و مامانای این دنیا که شاید ما هیچ‌وقت ندیدیمشون ولی ردِ مهربونی‌شون رو همه جا می‌بینیم.»