الان سعی میکنم سخت نگیرم چون این روزا هم میگذره و فقط خاطراتش میمونه:))
ولی بازم اونطوری که باید از مدرسه راضی نیستم
(لطفا مسئولان پیگیری کنند😎)
به هرحال هرکسی یه #مدرسهی_ایدهآل توی سرش داره دیگه! منم همینطورررر🌱
رسانه چی
یا این یکی رفیقم که از معلما و مشاوراشون گفت.. سر این قضیه خودم کلیی به معلم شدن یا حتی مشاور بودن
این روزا زیاد به این فکر میکنم که معلم ها چقدر نقش ویژه ای توی درس خوندن بچه ها دارن👩🏻🏫
مثلا خود من، کلیی معلم خوب داشتم که به بهترین شکل درس میدادن ولی رفتارشون با بچه ها یه جوری بود که فقط انرژی اونا رو ازشون میگرفت:))
معلم تاریخ پارسال منم از این آدم بزرگا بود💓
(البته که اون موقع تاریخ هنوز جزو مطالعات اجتماعی بود😅)
از این آدمایی که میگن اشکالی نداره اگه زمین خوردی. دستت رو بده به من! حتی اگه خودم بخورم زمین کمک میکنم تو از جات بلند شی چون دنیا به تو و قدم هایی که برمیداری نیاز داره🫂:)
راستش من قبلنا، اصلا از تاریخ خوشم نمیومد..
میگفتم خب این تاریخ دقیقا چه بدرد من میخوره؟
خوندن هیچییی چرا باید ریز به ریز حفظ کنم؟😭
خلاصه که نمیتونستم بهش علاقه ی خاصی داشته باشم
(اصلا علاقه ای نبود که بخواد خاص باشه👀)
اما معجزه ای رخ داد و من به جایی رسیدم که حتی دلم نمیومد زیر جمله ها خط بکشم چون نمیخواستم کتابم خراب بشه🤓📚
تا قبل این صحبتا همیشه دنبال یه راهی بودم که بچه ها رو با مدرسه رفیق تر کنم ولی بعدش یه چیز دیگه درگیرم کرد :
تاریخِ مدرسه!
یعنی ما دانش آموزا واقعا میتونیم تاریخ مدرسه رو جایی ثبتش کنیم؟ میتونیم بسازیمش؟🧱
و بعد از نوشتن ها و نوشتن ها و فکر کردن ها و فکر کردن، یه لامپ توی مغزم روشن شد( عین این انیمیشنا😁) و تصمیم گرفتم رسانه چی شم و هم تاریخ مدرسه مون رو بسازم و هم بچه ها رو از همین راه با مدرسه رفیق تر کنم🌱
رسانه چی
با بچه ها نشستیم فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که چرا یه دورهمی نداشته باشیمم؟🌻 پس اگه دوست داشتین
شنیدم تو دورهمی پشت سرم حرف زدین🤪
و البتههه شنیدم که حسابی بهتون خوش گذشته🥹
برندههای دورهمی یادتون نره برام چیزایی که دوستام گفتن رو بفرستین😁❤️
فردا میخوام جایزۀ برنده ها رو بدم💗