eitaa logo
رسانه چی
287 دنبال‌کننده
193 عکس
58 ویدیو
10 فایل
اینجا قلم از جنس نوره تاریخ رو با روشنایی مینویسیم✨ . . نمیشه وجود نداره فقط هنوز خلقش نکردیم! . . من اینجام که بشنومت:) @ravina88
مشاهده در ایتا
دانلود
حتما از رفیقم زیتون و خبرگزاری دخترونه سفیران امید خبر دارین دیگه؟🧐 نگین ندارین که ناراحت میشم😁
زيتون چندشب پیش یه خبری رو گذاشت که فکر کنم مخصوصا ما رسانه چی آماده شده بود که راوی امیدیم✨🌱
هدایت شده از  سفیرانِ امید
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دفعه اومده با یه اتفاق خیلی خاص🕊💫 تا به حال به این فکر کردی که تو هم میتونی خبرنگارِ 💓 باشی؟! فقط کافیه گوشیتو دستت بگیری و با زاویه ی دخترونه ی عکس📷 یا فیلم🎥 گزارشت برامون بفرستی🫂 راستی برای این کار فقط تا ۷۲ ساعت دیگه وقت داری✊🏻 و اینم بگم قشنگ ترین اخبار از قاب 🌎 روز دختر اعلام میشن❤️ منتظرتم🕊 @safiire_omid🌱
این بار قرارِ باهم دوباره دست به اسلحه بشیم و از زاویه ی دید خودمون روایت کنیم 🎥 و برای این کار فقط تا امشب وقت داریم👀
رسانه چی
این بار قرارِ باهم دوباره دست به اسلحه بشیم و از زاویه ی دید خودمون روایت کنیم 🎥 و برای این کار فقط
پس بدویین برین اسلحه هاتون رو بردارین که حسابی منتظر قاب های قشنگتون تو ساعت صفر فرداشب هستم😍✨
دخترای مبارز و راویان حقیقی این میدون ✊🏻 روز دختر💅🏻 ، روز ستاره های زمینی 💫 مبارکمون باشهههه🥹 کاش پیشتون بودم و تک تکتون رو بغل میکردم🫂
از اونجایی که دخترای تیم راه دلشون برای دخترا می تپه❤️ به مناسب روز دختر کافه رو به راهو بالا آوردن✊🏻 اونم با ۸ تا ماموریت خاص که برای رو به راه شدن هر دختر نوجوونی لازمه🌱 با کلیییییی جایزه های خفن و دخترونه🫶 در گوشی بگم که من منتظر اسم های ارتش رسانه چی ها تو اسامی برنده ها هستم🥳
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزِ دخترانی که ظلمتِ شبِ تاریکِ تاریخ را با نور روشن قلبشان منور کرده اند و با شب بیداری هایشان خواب را بر چشم بدخواهان وطن حرام کردند مبارك 🦋✨️ ‌ پ.ن: روزتون مبارک دخترای مبارز🥹❤️ ‌ 🖋 🌱 •☆• @resanechi •☆•
امروز تصمیم گرفتم یکم بیشتر به خودم اهمیت بدم و به قول قصه زی گیاه درونمُ یه ذره نوازشش کنم ، پس بلند شدم و زدم به دل مبارزه ✨ مبارزه ای که نتیجه اش شد حال خوب خودم و پر کردن باتریم 🔋 تا حالا حالا شارژش تموم نشه و کم نیاره😌
تو اولین قدم 🚶‍♀️ ماموریت اول قصه زی رو انتخاب کردم ولی تو اولین قدرت انتخاب رو از دست دادم و نمیدونستم باید از بین ماسک هایی که قصه زی گذاشته تو کوله پشتی نمیدونستم باید کدومو انتخاب کنم🤨 پس دوتا ماسک رو انتخاب کردم و وسایلش رو آماده کردم و وارد فاز جراحی شدم😆 البته که خنگ بازی هم درآوردم و به جای ماسک ماست و سدر خوندم ماست و زردچوبه و خلاصه یه ماسک من درآوردی جدید درست کردم و با یه صورت پر از زردی وارد قدم بعدی شدم🤣 البته زردی صورتم بعد زدن دومین ماسک که نشاسته و گلاب بود خیلی قابل تحمل تر شد خدارووووووشکر🤲🏻 ‌ راستی در گوشی بگم که از اونجایی که هیچ وقت نتونستم یه چیزی رو به میزان کم درست کنم ، خانواده رو هم وارد این ضیافت کردم ولی بزار از بعدش نگم...👀 😂
اما قدم دوم 🌱 زنگ زدم به چند تا از دوستام و قرار پیاده روی رو گذاشتم و قرار شد بریم یکم از هوای بهاری _ ابری لذت ببریم😍 و اینجا کجاست؟ یه گوشه از زمین خدا که نشونه های بهاری داره و منم منتظر بقیه...😵‍💫