وقتی میخوایم روایت کنیم اولین کارمون اینه که یه شخصیت انتخاب کنیم البته بعد از اینکه سوژه مون رو پیدا کردیم😉😅
1️⃣مثلا شخصیت روایت میتونه خودم باشه 😃
میتونه مدادم باشه ✏️یا حتی درختی🌳 که تو اون صحنه وجود داشته.
2️⃣دومین قدم اینه که برای شخصیتمون یه هدف مشخص کنیم و براش نقشه راه بکشیم🗺
یعنی چی؟ 🧐
یعنی اینکه بدونیم آخر روایت و قصه مون شخصیت قرار چیکار کنه؟ یا چی بگه؟ یا چه اتفاقی براش می افته؟
البته اگه شما دوست دارین روایتتون مثل فیلم های آقای فرهادی پایان باز باشه میتونین به این بخش فکر نکنین😂
3️⃣و تو این راه باید حواسمون باشه یه شخصیت زمانی که جذابه که واقعی باشه 🤔
و چجوری میتونیم شخصیتمون رو واقعی کنیم؟
شخصیتی واقعی و جذابه که در کنار خوبی هایی که داره یه سری عیب و نقص هم داشته باشه👣
مثلا خودم همیشه تو فیلما طرفدار شخصیت بد داستانم 👀😎
#راویچی
°♡° @resanechi °♡°
خلاصه که خواستم بگم نبودنم به این خاطر بوده و کلی از صحبت کردن باهاتون ذوق کردم 😍
از دیدن روایت های قشنگتون🥹
ماموریت شماره 7⃣
روایت دخترونه اختصاصی خودت رو بساز💞📝
تو این ماموریت روایت میکنیم 📖
تفنگ سه رنگ 🗡️🇮🇷 :
سلام به مردم غیور ایران 🤝
داستان من از یه کارگاه کوچیک میون یه شهر کوچیک شروع شد . راستش تقریبا چندین هفته پیش من فقط یه تیکه پارچه سبز بودم میون یه عالمه پارچه ، بعد دست های مهربون و ظریف یه خانوم رو حس کردم . من رو برداشت و گذاشت زیر چرخ . چیزی که همیشه ازش میترسیدم 😱
+ سلام سبز ، حالت خوبه ؟
- سلام شما ؟
+ من یه تیکه پارچه سفیدم و اینا هم دوستام قرمز ، لاله و اون چوب قهوه ای ان .
حالا چشماتو ببند ، میخوایم دوخته شیم و بشیم پرچم ایران 🤩
بعد هم من آروم چشم هام رو بستم و خوابیدم .
+ پاشو سبز پاشو
- چیه ؟
+ داریم حرکت میکنیم
- الان کجاییم ؟
+ سبز ، ما الان شدیم یه پرچم و داخل یه کامیونیم . دور و بر تو ببین .
اون موقع بود که پرچم های دیگه رو دیدم . کلی پرچم مثل خودم . 🇮🇷
بعد یهو جا به جا شدم . در کارتونی که من و دوست هام توش بودیم باز شد و رفتیم داخل یه مغازه ، نزدیک های غروب بود و یهو یه دختر من رو برداشت و با خودش برد . 👧🏻 یهو میون یه جمعیت حاضر شدم . همه شعار میدادن : « مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر آمریکا . » 😡 از حرف های مردم فهمیدم که جنگ شده و مردم هر شب میان پای کار ایران . 🫠 اون موقع بود که دختر من رو بالا برد و با شجاعت من رو تکون داد . چه صحنه ی زیبایی ! مردم غیور ، پرچم های زیبا و ایرانی نورانی 💫. از اون شب به بعد شدم دوست دختر . هرشب میایم و برای ایران میجنگیم ⚔. نه با تفنگ یا موشک بلکه با قدم ها و شعار هامون 🗣. حالا با این وجود من تفنگ شدم . یه تفنگ سه رنگ ⚔🇮🇷 .
#ماموریت_هفتم
رسانه چی
ماموریت شماره 7⃣ روایت دخترونه اختصاصی خودت رو بساز💞📝 تو این ماموریت روایت میکنیم 📖 تفنگ سه رنگ 🗡️
مثلا اینجا یه گوشه ایستادم به حرف هاس پرچم زهرا و بقیه دوستاش گوش دادم✨
امروزم قراره با شما رفیقای قشنگم ❤️
بریم کافه دریایی رو به راه و کلی باهم گپ بزنیم😍