📚 #معرفی_کتاب_شهدایی
کتاب : #شیخ_شریف
موضوع :
این کتاب مروری است بر زندگی پر فراز و نشیب حجت الاسلام و المسلمین شریف قنوتی معروف به شیخ شریف؛ عالم مبارزی که در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در خطه خوزستان گامهای بلندی در جهت آگاهی مردم آن سامان برداشته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به هنگام تجاوز ارتش بعثی عراق به ایران در مقابل متجاوزین که قصد اشغال خوزستان را داشتند ایستاد. او در روزهای نخست جنگ که صف دفاعی منظمی در برابر مهاجمان بعثی وجود نداشت با سازماندهی، برای مدتی دشمن را به خود مشغول کرده و سقوط خرمشهر را به تأخیر انداخت.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
📚 #معرفی_کتاب_شهدایی
کتاب : #شیخ_شریف
موضوع :
این کتاب مروری است بر زندگی پر فراز و نشیب حجت الاسلام و المسلمین شریف قنوتی معروف به شیخ شریف؛ عالم مبارزی که در سالهای پیش از پیروزی انقلاب در خطه خوزستان گامهای بلندی در جهت آگاهی مردم آن سامان برداشته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به هنگام تجاوز ارتش بعثی عراق به ایران در مقابل متجاوزین که قصد اشغال خوزستان را داشتند ایستاد. او در روزهای نخست جنگ که صف دفاعی منظمی در برابر مهاجمان بعثی وجود نداشت با سازماندهی، برای مدتی دشمن را به خود مشغول کرده و سقوط خرمشهر را به تأخیر انداخت.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
برشی از کتاب #شیخ_شریف
خاطره ای از شهید شریف قنوتی، راوی محمد سعید حق پرست :
شیخ شریف با اندیشه ساختن مهدیه مقدمات اولیه کار را انجام داد. قطعه زمینی را روبه روی مسجد جامع در نظر گرفت و با مراجعه به صاحب آن، فرج الله خان کلانتر سابق اردکان، موافقت وی را برای واگذاری آن زمین جهت ساختن مهدیه گرفت و به دنبال آن ساخت بنای مهدیه را آغاز کرد. طبق معمول بسیاری از مسئولیت ها به عهده خود شیخ شریف بود. از نقشه کشی ساختمان گرفته تا کارگری. او به همت برخی از اهالی محل به ساخت مهدیه همت گماشت. مدت زیادی او و عده ای از اهالی به کوه های اطراف می رفتند و پس از استخراج سنگ ها و تراش دادن آنها، آنها را برای ساخت مهدیه به اردکان می آوردن.شیخ شریف در معماری و نقشه کشی ساختمان مهارت عجیبی داشت ساختمان قدیمی را تخریب کرد و خودش نقشه جدیدی طراحی کرد نام ساختمان را به نام حضرت مهدی (عج) نامگذاری کرد. یک قسمت بنا برای حوزه علمیه و قسمت دیگر به عنوان حسینیه در نظر گرفته شده و طراحی گردید. محمدسعید حق پرست می گوید: «روزی شیخ رمضان روحانی پیش من آمد و برای من چنین نقل کرد که ماه رمضان بود و من برای تبلیغ آمده بودم. آقای قنوتی مرا به روستای کمهر فرستاد. در آن روستا روی خوشی به من نشان ندادند. من با ناراحتی آمدم که از آقای قنوتی گلایه کنم که این چه جایی بود که مرا فرستاده ای. داخل مهدیه شدم همین که آقای قنوتی را دیدم یادم رفت که برای چه آمده ام. دیدم که محمد جعفر ترابی - که بعدها شهید شد . بنایی می کند و آقای قنوتی کارگر اوست. خیلی ناراحت شدم که این دو نفر با زبان روزه کار می کردند. پس از احوالپرسی چند دقیقه به جای آقای قنوتی کار کرده آقا عبایش را روی زمین پهن کرد و سرش را روی آجری گذاشت و پنج دقیقه استراحت کرد، سپس بلند شد و مجددا مشغول کار گردید.
کار ساخت بنای مهدیه با وجود همه مشکلات به پایان رسید و ساختمان مزبور توسط شیخ شريف قنوتی افتتاح شد و مرکز ثقل فعالیت های فرهنگی گردید.
کتاب شیخ شریف ، صفحه 51.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani