هدایت شده از استنطاق
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت تجربه گر از "طواف عبادتگاه سایر ادیان به دور کعبه مسلمین" هماهنگ با نظریه وحدت متعالی دین است. مطابق این نظریه محور همه ادیان، اسلام و توحید است که با آن به وحدت میرسند.
نکته مهم در این تجربه این است که همه معابد ادیان دور کعبه میچرخند و خود کعبه هم ثابت نیست! کعبه چرا بیقرار است؟ تجربهگر مطمئن حرف نمیزند و میگوید شاید احساس من این بوده که کعبه میچرخد. اما شاید هم بتوان این احساس را تصدیق کرد و گفت همه در طواف کعبه هستند و کعبه خود در طواف حقیقت بالاتری است. چون آن هم ظاهر و باطنی دارد و حقیقت کعبه ولیّ خداست. طبق آیه قُلْ يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اَللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضاً أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اَللّٰهِ (آلعمران٦٤) کلمه مشترک ادیان توحید است و همه، از جمله مسلمانان، باید از این توحید تبعیت کنند. مسلمانی که به حقیقت اسلام تعالی پیدا نکند، در ظاهر کعبه مانده و آن را ثابت میپندارد.
#زندگی_پس_از_زندگی
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
@abbas_mowzoon
@estentagh
هدایت شده از اندیشه در کرمانشاه
سالهاست در مقابل نظریات توسعهگرای غربی، ضرورت الگوی اسلامی پیشرفت مطرح شده است. مخالفان این الگو نظریات متفاوتی دارند بعضی بر ضرورت آن انتقاد دارند و بعضی بر امکان آن. در مقابل، اشکال بعضی موافقان و مروجین الگوی پیشرفت این است که در چاه کلیگویی و ابهام گیر افتادهاند. در حالیکه وقتی با نظر به افق بلند تحول، مسائل کاربردی به بحث گذاشته میشود، این چاه را ترک کردهایم.
محلهمحوری نمونهای کاربردی است که ضرورت و امکان الگوی پیشرفت را نشان میدهد. این نظریه در مقابل تمرکزگرایی قرار دارد و شهر اسلامی را شهر محلهها معنا میکند. از آثار دیگر این نظریه احیای مشاغل خرد به جای ساخت مجتمع های تجاری بزرگ و مرکزی است. در شهر محلهها، شناخت و تعرّف و روابط انسانی تقویت میشود و نیز خانواده به عنوان یکی از پایههای زندگی ایمانی احیا میشود. با محلهمحوری فقط روابط انسانی ارتقا پیدا نمیکند بلکه هزینههای زندگی مانند هزینه حملونقل کاهش مییابد.
البته اساس نظريه بیشتر نیازمند عرضه بر قرآن است و در هرحال این گفتگوها نهایتاً در جهت تحقق هدف کلی الگوی پیشرفت است.
در شرایط فعلی عدهای از اهل فکر یا مدیران کشور بدون گفتگوی انتقادی در این مسائل، آن ها را دور میزنند و به جزئیات کماهمیت، اهمیت میدهند و یا در حد ظاهر مسئله بحث میکنند. با این حاشیهرویها و ظاهربینیها کشور ما اصلاح نمیشود. اکنون در جنگ تمدنی قرار داریم و گمکردن خط مقدم ما را به شکست نزدیک میکند.
یادداشت تفصیلی در فارس در آستانه نشست مدیریت شهری محلهمحور در کرمانشاه:
https://farsnews.ir/Veismoradi/1712160800821029249
هدایت شده از استنطاق
در دعای ابوحمزه صریحاً عبارت آخر سوره مدثر تفسیر میشود: لَسْتُ أَتَّكِلُ فِي النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِكَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنَا لِأَنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (مدثر۵۶).
عبارت أَهْلَ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ در انواع ادعیه در ماه رمضان و در نماز عید فطر و... آمده است. معنای اهل مغفرت بودن تا حدودی معلوم است
اما اهل تقوی بودن خداوند چه معنایی دارد؟
اهل تقوی بودن خداوند با اهل تقوی بودن بندگان تفاوت دارد:
خدا اهل تقوای بنده است
و بنده باید اهل تقوای خدا باشد.
بندگان باید خود را از گناه نگه دارند بلکه اهل تقوای خدا باشند یعنی خدا را (با پرهیز از گناه) برای خود نگه میدارند.
ولی خداوند اهل تقوای سیئات بنده است بلکه اهل تقوای خود بنده است (در قرآن آمده که قِهِم؛ نه فقط تَقِ اَلسَّيِّئٰاتِ) یعنی بنده را از گناه نگه میدارد و ایننشانه رحمت اوست. همانطور که در دعای ابوحمزه این آیه نشانه فضل خدا بر بندگان است. ایننوع تقوا در آیه وَ قِهِمُ اَلسَّيِّئٰاتِ وَ مَنْ تَقِ اَلسَّيِّئٰاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِيمُ (غافر۹) آمده است.
اهلالتقوی شبیه اسم مؤمن در سوره حشر است که هر دو اسماء مشترک خدا و بندگان است. خدا به بندهاش ایمان دارد و او را تصدیق و تأیید و حمایت میکند.
بدون این فضل و رحمت الهی انسان موفق نیست و این رازی بزرگ است که توحید و هدف خلقت را توضیح میدهد.
@estentagh
نیاز جامعه به جامعیت در مسئله حجاب
در روزهای اخیر عزم دوباره برای مقابله با ناهنجاریهای جامعه دیده میشود ولی سخنانی که منشأ این عزم دوباره هستند را نباید فقط در سطح برخورد قهری پایین آورد.
رهبر انقلاب در خطبههای نماز عیدفطر ۲۰فروردین ۱۴۰۳فرمود:
"یقیناً نظام جمهوری اسلامی درصدد آن نیست که کسانی را بزور وادار به دینداری کند امّا در مقابل هنجارشکنی دینی هم وظیفه دارد".
این سخنان جمع بین دو نوع آیات است. جمله اول که فرمود یقینا... نتیجه آیات نفی اکراه در دین است و جمله دوم که فرمود اما... نتیجه آیاتی است که به مقابله با فتنه امر میکند.
همانطور که بهترین قلبها باظرفیتترین آنهاست، بهترین سخنان جامعترین آنهاست و هر چه بیشتر آیات ظاهرا متضاد با هم جمع شوند سخن بهتری گفته شده است. حاکمیت برای مدیریت جامعه به سخنان جامع نیاز دارد. اگر حاکمان و مردم برای مقابله با فتنهها به عدم اکراه توجه نکنند، دچار افراط شدهاند.
البته توجه به ابعاد مختلف موضوع بیش از اینها لازم است.
دغدغه جامعیت در دیدار با مسئولان نظام مورخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ هم دیده میشود. آنجا تحمیلی دانستن چالش حجاب و توجه به ابعاد فقهی، قانونی و ملاحظات جانبی نگاه ما را به جامعیت نزدیک میکند.
علاوه بر این، برخی پژوهشگران فقه و الگوی اسلامی پیشرفت بیش از این دقت کرده و به زیرساختها و مسائل غیربیانی حجاب مانند اصلاح الگوی تغذیه هم توجه نشان دادهاند.
یادداشت تفصیلی:
https://farsnews.ir/Parasto/1712922281696559803
@rezakarimi
نکتهای از محفل قرآنی ادبی بزرگداشت سعدی
نام این محفل را قرآنی ادبی اعلام کردیم چون معتقدیم بین ادبیات ما و قرآن پیوند جدی وجود دارد. البته پیوند قرآن با شعر فقط ظاهرگرایانه و با بیان مستقیم نیست به عنوان مثال بیت معروف
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شعری اثرگذار و با حلاوت است که ظاهری تناقضگونه دارد چون سوال ایجاد میکند که چطور وقتی هنوز نبودیم دل ما به کسی تعلق پیدا کرد؟ اهل تحقیق میدانند این بیت به آیه ۱۷۲ سوره اعراف اشاره غیرمستقیم دارد که عهد الست انسان و عالم ذر را توصیف کرده است.
@rezakarimi
ناگفته های ناگفته های صورتی
کتاب ناگفتههای صورتی بررسی ظلم تاریخی به زنان با استفاده از منابع معتبر و بینالمللی است و به طور ویژه به مقوله فمنیسم پرداخته شده است تا مشخص شود این مفاهیم تا چه اندازه واقعی هستند. البته شروع کتاب از مدتها پیش از غرب مدرن نشان می دهد چقدر این ظلم به زنان تاریخی است.
در غرب مهمترین مصادیق ظلم سوءاستفاده جنسی (تجاوز و کالا قراردادن تبلیغاتی زن) و کارکشیدن از آنان (نگاه سرمایه دارانه به زن به عنوان نیروی ارزان کار) است.
البته عبارت کلیدی ظلم تاریخی در همه جهان بررسی نمی شود و برای پاسخ به یک پرسش احتمالی که مگر در سرزمین اسلامی ظلم نبوده است؟ تدبیری نشده است. هرچند در گوشه ای از کتاب برخی پیشرفتهای انقلاب اسلامی در حوزه تحصیل زنان بیان شده است ولی بازهم پرسش مذکور پاسخ داده نشده است.
جمله شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام که گفت: "در گذشته انسان بودن زن فراموش شده بود و امروزه زن بودن زن"، میتوانست سرمشق و طرح کلی گزارش تاریخی درباره زن باشد ولی این طرح ناقص بیان شده و حق عنوان دوم کتاب یعنی عبارت «روایت ظلم تاریخی به زنان» ادا نشده است.
اسلام زنان را از خشونت جاهلیت نجات داد و برای حمایت از آنان مهریه و حقوق دیگری قرار داد. امیرالمؤمنین زن را ریحانه نامید و بر این اساس توصیه هایی برای حفظ او بیان کرد بگذریم از اینکه بزرگترین ظلم بر بزرگترین زن تاریخ یعنی همسر او تحمیل شد! باید بدانیم بسیاری از رفتارهای مسلمانان با زنان ریشه قرآنی حدیثی ندارد و حتی زن می تواند بابت کار در خانه از همسرش اجرت بگیرد.
گزارش تاریخ این مسائل میتوانست تحلیل نویسنده کتاب، سید محمد حسین راجی، در مورد ظلم به زنان را تکمیل کند.
@rezakarimi
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
مستندی افشاگرانه درباره خط قرمز بزرگ غرب
🔹️مستند اخراجشده اثری افشاگرانه درباره یکی از بزرگترین خط قرمزهای علمی غرب مدرن است. تماشای این مستند برای علاقمندان به داستان خلقت، پژوهشگران تاريخ علم و نیز غربشناسان و آمریکاشناسان جذاب است.
🔹️مستند اخراج شده (Expelled) که در سال ۸۸ در بخش مستند جشنواره فیلم فجر شرکت کرد، این هفته از شبکه افق با دوبله فارسی پخش شد. اهمیت این اثر بسیار زیاد است و عجیب بود که در این سالها از تلویزیون هنوز پخش نشده بود.
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1715371289330033219
@KermanshahFarsnews
در فیلم آپاراتچی چند موضوع محوری وجود دارد: عشق به سینما، سینمای مردمی، توجه به ارزشها و بدبینی بخشی از نسل قدیم مذهبی با سینما.
این فیلم تلاش برای حرکت میانه سینمای روشنفکری امثال پاراجانف و تارکوفسکی با سینمای فیلمفارسی است.
برخلاف دهه شصت، آمارها نشان میدهد پرفروشترین فیلمها هنوز هم صدای همه مردم نیست و اکثریت مردم سینما نمیروند پس روش اکرانهای محلی جشنواره عمار جبران اکثریت باقیمانده و توجه به عموم مردم است که آپاراتچیها در اوائل انقلاب انجام میدادند. این فیلم به صورت تمامقد ترویج سینمای مردمی است اما مردمیبودن به معنای سینمای غیرحرفهای نیست. یک اثر هنری میتواند هم فاخر باشد و هم محبوب پس بهتر بود طوری قصه تعریف میشد که این تصور القا نشود که مردمی بودن به معنی پیشپاافتادگی است.
فیلم با کتاب تطابق زیادی دارد ولی تفاوتهایی جدی هم به چشم میخورد؛ از همه مهمتر، مخالفت پدر با سینما در کتاب آپاراتچی نیست و ابتکار فیلمنامهنویس است؛ این سوژه فیلمنامه گرچه جذاب و خندهدار است اما نویسنده چالشهای پشتصحنه سینما را ساده گرفته است مثلاً زیادهروی بازیگر فیلم "نوری در تاریکی" میتوانست بدبینی پدر به سینما را تقویت کرده و پیچیدگی های اخلاقی سینما را بیشتر نشان بدهد ولی صرفا به سکانسی خندهدار اکتفا شد.
تیم سازنده حرفهای هستند، نویسنده خوب نوشته و آهنگساز با تم انیو موریکونه موزیک توامان طنز و جدی مناسبی ساخته است. طنز فیلم فرم هماهنگ با تلاشهای یک فیلمساز آماتور است.
خبر کامل:
https://farsnews.ir/Veismoradi/1715869308005477155
هدایت شده از استنطاق
رابطه شهدا با زمینیان در آیه فَرِحِينَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ (آلعمران١٧٠) بيان شده است. شهدا با ساکنان زمين ارتباط میگیرند و به آنها بشارت میدهند که نه خوفی بر آنهاست و نه محزون میشوند. با قلبمان باور کنیم که شهدا بخیل نیستند و فضل خدا بر خودشان را کتمان نمیکنند و برادران دینی خود را به یاد دارند. با این بشارت است که شهدا مرده پنداشته نمیشوند: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آلعمران١٦٩). کسانی که این پیام را درک کنند اثر میپذیرند و شاید به دلیل همین تماس روحی است که یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. اگر شهادت را فقط از جنبه فقدان آن ببینیم شهید را مرده پنداشتیم و از مزیت رابطه با او محروم شدهایم. اشک بر شهید را باید دلتنگی و احساس فاصله با او بدانیم نه احساس خسارت و شکست. اگر این آیات را خوب بفهمیم، همنوا با آوینی خواهیم گفت که شهدا از دست نمیروند به دست میآیند؛ بر همین اساس است که شهید سلیمانی برای دشمن از سردار سلیمانی خطرناکتر است.
اکنون بازهم هوا دگرگون شده و مردم ایرانزمین مانند روزهای شهادت حاجقاسم باز هم پیامی را که سیدابراهیم و یارانش مخابره کردند در جان خود دریافت میکنند. با عزت تکرار خواهیم کرد که شهیدجمهور از رئیسجمهور قویتر است.
@rezakarimi
@estentagh
نامه امام خمینی به گورباچف یکی از قابل تاملترین حوادث علمی و عملی دوران حیات ایشان است. این نامه شامل دعوت، برهان و پیشبینی است و توجه به شرح نامه توسط آیتالله جوادی آملی (که در کتاب بنیان مرصوص یا آوای توحید منتشر شده) و آگاهی از نکات مهم سفر هیئت اعزامی به شوروی ما را با عمق متن بیشتر آشنا میکند. این نامه سه استدلال فلسفی از سه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه را برای اثبات عالم غیرمادی مطرح میکند و دو استدلال عمومی دارد. امام از فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا نام میبرد و در انتها دعوت میکند خبرگان تیزهوش شوروی را برای شناخت ابنعربی به قم بفرستید. اما اثر این نامه چندلایه چه بود؟
آقای جوادی آملی مینویسد: در گفتگوها دريافتيم كه مسائل فلسفي در آن حد را درك نمي كنند، لذا از آن راههايي كه ائمّه معصومين(عليهمالسلام) در روايات استفاده مي كردند، يعني از راه فطرت و اضطرار شروع كرديم. ایشان مینویسد که در بعضي موارد، مترجم مي گفت كه تكرار كنيم تا خود بفهمد و تكرار كند. این تکرار ظاهرا به خاطر جدید بودن برخی اصطلاحات نامه بود و نشان میداد برخی از بندهای نامه احتیاج به تامل بیشتر دارد. هر چند یادمان باشد که در عین اشارات فلسفی، جنبه عمومی و غیرتخصصی در نامه با استدلالهای عامیانه هم رعایت شده بود.
یک پرسش مهم این است که چرا به شوروی نامه نوشته شد؟ امام زمینههای اولیه ایمان را فراهم میبیند که نامهنگاری میکند. همچنین پیشبینی ایشان از سرنوشت کمونیسم و مارکسیسم نشان بصیرت است.
در مورد نحوه حضور خانم دباغ و مصافحه با گورباچف هم آیتالله جوادی آملی روایت متفاوتی از روایت وی نقل میکند ولی آنچه که مشترک است حضور اجتماعی زن مسلمان ایرانی و ابراز شگفتی گورباچف از دیدار با او بوده است.
آیتالله جوادی آملی این نامه را مانند دعوت فرعون توسط حضرت موسی میداند که پایان آن با آیه والسلام علي من اتبع الهدي است نه با والسلام علیکم و رحمهالله. البته گورباچف مانند فرعون متکبر و بیادب نیست ولی غافل است و نامه را جدی نمیگیرد و به قول آیتالله جوادی نامه را گفتگوی سیاسی میداند نه دعوت به اسلام. واکنش گورباچف نشان غفلت از اهمیت نامه بوده است آنجا که آیتالله جوادی مینویسد: «گورباچف گفت معلوم مي شود حضرت امام از ايدئولوژي ما خوشش نمي آيد، آيا مي شود ما نيز ايشان را به مكتب خود دعوت كنيم و فوراً گفتند كه اين فقط شوخي بود. راستی، تفاوت ره از كجاست تا به كجا! يكي «دعوت به اسلام» مي كند و ديگري مي گويد كه من «شوخي» كردم.
با همین نوع واکنش است که دو ماه بعد پاسخ نامه با محتوای سیاسی و دیپلماتیک ارسال میشود؛ پاسخی که امام نمیگذارد شوارنادزه، وزیر خارجه شوروی، تا پایان آن را قرائت کند.
مانند بسیاری از نامههای بزرگ تاریخ، نامه امام را نه اولین دریافتکنندگان آن بلکه مخاطبان اصلی آن خواهند خواند.
@rezakarimi
جمله رهبر انقلاب که هیچ چيز جای کتاب را نمیگیرد در کتاب «کمعمقها؛ اینترنت با مغز ما چه می کند؟» اثبات شده است.
در گذشته محدودیت دسترسی به اطلاعات عامل نادانی بود ولی امروزه فشار بار اطلاعات عامل نادانی یا حداقل سطحینگری است؛ نیکلاس کار در کتابش میگوید اینترنت فهم عمیق و تمرکز را از مطالعه میگیرد و تلاش برای تبدیل کتاب به صفحه اینترنتی هم عمق و تمرکز را از بین میبرد و تغییر شیوه خواندن از مطالعه کتاب کاغذی به صفحه نمایش بر عمقی که در آن غرق میشویم نیز تاثیر میگذارد. اکنون صدای غالب در کتابخانه مدرن تقتق صفحه کلید است نه ورقخوردن صفحات! تعاملپذیری، هایپرلینکدهی، جستوجوگیری و چندرسانهای بودن در کنار حجم بیسابقه اطلاعات عامل اصلی گرایش بیش از حد ما به اینترنتند. اینترنت فقط بدین منظور توجه ما را جلب میکند که بتواند بعدا حواسمان را پرت کند؛ حواسپرتی از حواسپرتی با حواسپرتی! خوانندگان نمیتوانند به یاد بیاورند چه چیزی را خوانده اند. افزایش ضریب هوش ناشی از تقویت بخشی از مغز ما در مورد اشکال هندسی، تشخیص مشابهت اشیاء و چینش اشکال با توالی منطقی است اما حافظه، واژگان، دانش عمومی و حتی علم حساب ابتدایی پیشرفتی اندک بوده است پس ما با هوشتر از گذشتگان نیستیم بلکه به شیوه متفاوتی از آنها با هوشیم! در کتابخوانی بخشهایی که با زبان، حافظه و پردازش تصویری سروکار دارند فعال هستند اما در کاربران حرفهای رایانه بخشهای تصمیمگیری و حل مسئله درگیرند.
بر این اثر ملاحظاتی انتقادی هم وارد است ولی در هر حال ارزشهای این کتاب مهم به قوت خود باقی است.
یادداشت تفصیلی
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
فهم سطحی از عهدنامه مالک اشتر، زمینهساز تفسیر به رأی و عوامفریبی است
🔹️توجه به عهدنامه مالک اشتر در اداره کشور شرایطی دارد. کلی گویی و اکتفاء به بیان مسائل اخلاقی، برخورد سطحی با حکمرانی در کلام امام است و زمینه تفسیر به رأی و عوامفریبی سیاسیون را فراهم میکند.
🔹️قبل از بحث باید پرسید که چرا مدعیان حکمرانی کمتر به عهدنامه مراجعه میکنند؟ یک علت، ترس از مؤاخذه شدن به علت تطبیق نداشتن با اوامر و عهد ایشان است. ممکن است علت دیگر، تصور تفاوت حکومتداری جدید و قدیم باشد یعنی مسائل جدید را نمیتوان از سخن امام استخراج کرد. این تصور را شاید تصور دیگری تقویت کند و آن اینکه مضامين عهدنامه توصیههایی اخلاقی معنوی است که نیاز به دانستن ندارد، نیاز به عمل دارد! اما همه این توجیهات ناشی از عدم شناخت جزئیات عهدنامه است.
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1718877038746167091
@KermanshahFarsnews