eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
153 دنبال‌کننده
166 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب عهد الست به گفته نویسنده اش، نصر الله پورجوادی، سرگذشت یک آیه از قرآن مجید است که بنابر آن همه افراد انسان در ازل در عالم ذر با خدا عهد بسته اند که تا فقط بنده او باشند. عنوان این کتاب هم وام دار همین آیه قران است: أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلىَ . این کتاب به اذعان نویسنده در واقع تفسیر قرآن است اما نه تفسیر سنتی و قدیمی بلکه تفسیری به روش جدید که در آن تاریخ اندیشه بررسی می شود. بررسی برخی روایات اهل سنت و شیعه در تفسیر عالم ذر و عهد الهی، دیدگاه صوفیان و عارفان مانند پیروان ابن عربی و شبستری و غزالی و... و شاعران اهل عرفان همچون مولوی و حافظ و عطار و دیگران بررسی شده است. در این تفسیر از دیدگاه مهم مفسرانی مانند علامه طباطبایی خبری نیست در حالی که از تفسیر سورآبادی و تفاسیر روایی بحث به میان می آید. سبک مدرن نویسنده در بررسی تاریخ اندیشه هم ناقص است و هم سبب شده است تا از ورود به جزئیات و اصل کلمات و جمله بندی آیه الست خودداری کند و طبعا از نتیجه گیری پرهیز داشته است هر چند در برخی موارد قضاوت خود را دخالت می دهد مثلا آنجا که مولوی هست شدن را با بلی گفتن معادل می گیرد (هر دمی از وی همی آید الست/ جوهر و اعراض می گردند هست) برداشتی که از وجود بخشی عهد الست دارد را غیرمعقول می داند که از تفسیر عقل گرایانه اشخاصی ماند ابوحامد غزالی از عهد الست پدید آمده است (ص252) و آن را عرفان بافی (ص253) می نامد. در کل، پژوهش مهم دکتر پورجوادی سبب شده تا به نتایج مهمی در تاریخ اندیشه برسد. از جمله اینکه مسئله عهد الست در هیچ یک از منابع یهودی و مسیحی نیامده است و کاملا یک مسئله اسلامی است (عهد الست ، ص16) و یا اینکه مسئله عهدالست در منابع پارسی از منابع ادبی عربی غنی تر است (عهد الست ، ص22). http://r1001.blog.ir/1397/03/05-1
با مرگ امثال ناصر ملک مطیعی چه باید کرد؟ وقتی تبلیغ نوستالژی شدت می گیرد فقط دهه شصت عزیز نمی شود دهه چهل و پنجاه هم عزیز می شود. اکنون تنها پاسخ جریان انقلاب در فضای تبلیغاتی سنگین برای بازیگران قبل از انقلاب این است که بگوید جریان افراطی و معترض به انقلاب مانند مخملباف و میرحسین موسوی هنرمندان قبل از انقلاب را خانه نشین کرد نه ما! پس ادامه این خانه نشینی هم را کجا باید دید؟! این پاسخها از سر ناتوانی است. اصل موضوع این است که این بازیگران نباید اینقدر محبوب باشند. اینها افراد کم اعتقادی هستند که وقتی فرصت برایشان فراهم بود از ابتذال فرار نکردند و اکنون البته باید توبه آنها را پذیرفت و مانند گذشته با آنها رفتار نکرد و شایسته بود مانند بسیاری دیگر که اجازه فعالیت پیدا کردند به سینما راه پیدا می کردند و با محدود شدن به محبوبیت آنها اضافه نمی شد. اما نباید آنها را قهرمان و اسطوره و نماد مردانگی! نامید. مردانگی ارزش بالاتری است که باید الگوهای مناسب خود را بیابد. در حالی که نسل امروز شیفته قهرمان های پوشالی است. اکنون برای اقامه حد وسط مسیر دشوار شده است. چه باید کرد که شخصیتهای سیاه و سفید ما رنگی نشوند و در حد خود باقی بمانند؟ قهرمان های واقعی کجا هستند؟
جنایت تهران سوغات غرب جهان است. اگر بخواهیم این حادثه را ریشه یابی کنیم در درجه اول گسترش فرهنگ غربی همراه با آزادی و فرهنگ رسانه ای است که متهم است و بعد از آن باید پرچم دو مسئله دیگر یعنی ضعف آگاهی و آموزش (که با تیتر مشهور شده) و ضعف در پرونده های مشابه قبلی را بلند کنیم. اگر بخواهیم دنبال مقصر در فضای فرهنگی کشور باشیم باید مدیران فرهنگی که تسلیم فرهنگ آزاد مدرنیته هستند را متهم کنیم. شاید تصادفی نباشد که خبر این جنایت روزی پخش شد که کارشناس بیماری های جنسی که در غرب زندگی کرده در برنامه گفت: از هر دو آمریکایی یک نفر به بیماری (ویروس تماس های جنسی) مبتلاست. ما هم در حال ابتلا به این ویروس هستیم چون فرهنگ ما هم در حال ابتلاست.
خلاصه مبحث اسماء الله در قرآن و حدیث (با نگاهی به تفسیر المیزان و تسنیم) http://estentagh.blog.ir/post/80
در شعر می گوید: گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود/ گاهي نميشود که نميشود که نميشود». او به یک حقیقت مهم در عالم اشاره می کند و آن اینکه شدن یا نشدن خواسته ها به دست ما نیست. در چنین حالت تسلیم و ناچاری چه باید کرد؟ پاسخ قیصر در پایان این است که «بي عشق سر مکن که دلت پير ميشود». اما این عشق باید بیشتر توضیح داده شود. پاسخ این است که در کف شیر نر خونخواره ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره ای پاسخ این است که رضا به داده بده وز جبین گره بگشای/ که بر من و تو در اختیار نگشادست پاسخ ع این است که «عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم »: خداوند را به وسیله فسخ شدن تصمیمها گشوده شدن گره ها و نقض اراده ها شناختم (حکمت247 نهج البلاغه). می بینیم که چاره جویی در وضعیت ناچاری دو گونه است و قرآن هم دو پاسخ دارد یک پاسخ برای افراد عصبانی و دیگر پاسخ برای طالبان هدایت. قرآن به افراد عصبانی در این شرایط می گوید: مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ (حج/15): کسی که همواره گمان می کند که خدا هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد داد باید طنابی از سقف بیاویزد، سپس خود را حلق آویز کند، پس ببیند آیا چاره جویی اش آنچه را سبب خشم او شده است از بین می برد؟! پاسخ قرآن به انسان طالب هدایت این است که فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ (انعام/125). هرکس را خدا بخواهد هدایت کند سینه اش را برای تسلیم شدن گشاده می کند. وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا (آل عمران83) آنچه که در آسمان و زمین است تسلیم اوست؛ با رغبت یا با اکراه! عالم همه تسلیم خداست. تو باید انتخاب کنی: عاشقانه تسلیم می شوی یا به زور تسلیمت کنند؟!
آن کس که قصه هزارویک شب می گفت، از آن یک شب چه می دانست؟ چه کسی گفت یک شب هزار شب نمی شود؟ چه کسی گفت یک شبه ره صدساله نمیشود رفت؟ چه کسی گفت همه حرفها را نمیشود یکجا گفت؟ چه کسی گفت همه چیز را همگان دانند؟ او که اینها را گفت فرق کشش و کوشش را نمیدانست *** لیله‌القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکه و‌الروح فیها باذن ربهم من کل امر
هدایت شده از Karimi
زمان: حجم: 1.9M
درباره سوره قدر http://estentagh.blog.ir/post/81
در حاشیه ماه عسل امروز: حکما گفته اند وقتی فضیلت از اعتدال خارج می شود به رذیلت تبدیل می شود. مصادیق دیگری برای افراط در شجاعت قابل شناسایی است: گستاخی، اوباش گری، لاتی و... در برخورد با این صفات بهترین راه حل بازگرداندن آنها به اصل خویش یعنی شجاعت است. به نظرم تحول و توبه این افرادی از همین طریق رخ داده است. کاری که با کرد. کاری که دفاع مقدس با کرد. پ ن: در برنامه امروز یکی از موتوریها گفت واقعی ساخته ولی ما در اتوبوس از اخراجیها بدتر بودیم! یک تفاوت دیگر دو روایت، نقش امثال شهید چمران است که جای کار در فیلم ده نمکی داشت.
مگر نه اینکه در تقدیر یک سال رقم می خورد؟ پس سال جدید تکویناْ اکنون شروع شده است:
مستند درباره استفاده سیاست از روانشناسی است. این اثر تحلیلی و قابل تأملی است که به سفارش بی بی سی توسط ساخته شده است. در قسمت اول و دوم با محوریت روانشناسی از  تأثیر روانشناسی پیروان و دشمنان فرویدی ها در قرن بیستم می گوید. در ابتدا می بینیم که خواهرزاده فروید چگونه با اعتقاد به من ناخودآگاه و تأثیرات غیرعقلانی وجود انسان، به کنترل ناخودگاه مردم دست زد و موجب شکستن سد مقاومت مردم و گسترش مصرف گرایی و توسعه اهداف دولت آمریکا شد. به طور مثال می بینیم که با چه ترفندهایی قبح سیگارکشیدن زنان شکسته می شود. روانکاوی در سیاست تا جایی پیش رفت که برنیز به عنوان همراه رییس جمهور آمریکا در انظار ظاهر شد. این ها را هم ادامه داد. ولی در ادامه عدم موفقیت روانکاوی فرویدی در حل مشکلات روانی انسانها منجربه تقویت مخالفان شد که در قسمت سوم می بینیم آزادسازی نیروهای جنسی و تمایلات درونی به جای کنترل ناخودآگاه در جامعه آمریکایی به صورت جنبش رواج پیدا می کند. در قسمت چهارم سیاستمداران محافظه کاری مانند تاچر و ریگان و در ادامه کلینتون و بلر تلاش می کنند حتی به قیمت نفی برخی ارزشهای حزبی فردگرایی را رواج داده و با روان درمانی طبق احساسات و ارضاءشخصی و فردی مردم و فارغ از گرایشات طبقاتی و ایدئولوژیک تبلیغات و ‌تجارت کنند. اما گویا مشکل سیاستهای مصرف گرایانه کوتاه و‌ شناور بودن است... این مستند با نمایش سنگ یادبود فروید به پایان می رسد.
دعای وداع با ماه رمضان سلام های سوزناکی دارد. اما برای کسی که در طلب معرفت در است باید ربط بین اول و آخر را کشف کند. این دعا با خداشناسی مهمی شروع می شود و به چند آیه مهم می رسد و بعد از آن است که سخن از ماه رمضان است. آیا توصیفات قبل از وداع فقط کلمات مقدماتی برای آماده کردن دلهاست یا اینکه معنای خداحافظی را بیشتر توضیح می دهد؟ خلاصه بخشهای دعا این است که بنیان افعال الهی بر تفضل است و دعا و توبه و حمد راه های ارتباط با چنین خدایی است و ماه رمضان بهترین زمان برای تجربه کردن چنین رابطه پرسودی است. این زمان گران خداحافظی تلخی دارد؛ چه برای کسانی که فیض بردند و دیگر نمی برند و چه برای کسانی که فیض و بهره نبردند.
در ماه رمضان خیلی به چشم می آید. چون روزه عملی است که ماهیتی سلبی دارد نه ایجابی. از این جهت حسن این ویژگی روزه این است که ریا در آن نیست و از شدت اخلاص آن خداوند گفته «روزه مال من است و خودم جزای آن هستم». ولی  روزه داران هرچقدر زیاد باشند با کمترین روزه خواری فراموش می شوند و به عبارتی آنها در این جنگ رسانه ای به شدت مظلوم هستند! شاید اینجاست که غیرت الهی به کمک مؤمن می آید و روزه خوار را به شدت تعزیر می کند. تنها جایی که پرده کنار می رود و می فهمیم روزه داران چقدر بودند(به جز دل تاریکی های لیله القدر) در روشنای است. آنجا که نه در چارچوبها و زیر سقف، که زیر آسمان و در مقابل چشمان، آشکارا می گوییم: هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً وَشَرَفا وَ کرامة وَمَزِیْداً در فاصله طلوع آفتاب تا اذان ظهر کمتر نمازی توصیه شده است. اما نماز عید باید در آشکارترین و پررفت و آمدترین زمان اقامه شود. این نمایش رسانه ای با ظهور امام مسلمین واجب می شود. آن وقت مؤمنین کاملا از مظلومیت خارج می شوند.