eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تحلیلی بر سخن رهبر معظم انقلاب درباره بسیج مستضعفین - ۲۰ آذر۹۸
هدایت شده از استنطاق
عبدالکریم سروش در آمریکا در مورد تفسیر آقای بهرامپور از آیه محاربه گفته است که: « این دیدگاه در داخل واکنشی برنینگیخت ... دریغ و درد که یک تن از روحانیان در این ماجرا چیزی گفته باشد»! پس این همه موضع گیری و یادداشت و سخنرانی چیزی نبوده!!  بعد هم‌در ادامه همانطور که پیش بینی شد راه حل خشونت را اینطور بیان می کند: « در قرآن مطالبی هست که با اندیشه‌ها و ارزش‌های امروزین ما چندان سازگار نیست، اما راه حل این نیست که معنی این آیات را عوض کنیم. بلکه باید دید خودمان را نسبت به وحی و این کتاب الهامی تغییر دهیم... این احکام ظاهرا خشن، در متن فقه و قرآن وجود دارند اما ‌قانون نیستند، تاریخمندند، عَرَضی هستند و منسوخ‌اند». پیش از این در مطالب قبلی درباره نسخ بحث هایی در این رابطه داشتیم. درباره آیه محاربه هم یادداشت مستقلی نوشته ام.
هدایت شده از استنطاق
Almizantosee nasab.MP3
زمان: حجم: 17.8M
برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست که خویش عشق بماند نه خویشی نسبی نظریه پنجشنبه 5دی ماه – کتابخانه امیرکبیر @rezakarimi @estentagh
یادداشت از: رضا کریمی بهترین فیلم از برازنده فیلم #۲۳_نفر است. هم باید موضوع ملی داشته باشد و هم روایت ملی. این فیلم در لایه اول داستان ۲۳ اسیر نوجوان است و در لایه عمیق تر نگاهی متفکرانه درباره حضور آگاهانه افراد کوچک در جنگ است و تلاش می کند این پرسش را تکرار کند که بزرگ کیست و کوچک کیست؟ در اینجا نه فیلمی شعاری می بینیم و نه برخلاف برخی آثار دفاع مقدس موضوعات چالش برانگیز داخلی مطرح می شوند حتی نگرش به عراقی ها کاملاً سیاه نیست و در کنار نمایش خشونت و ظلم‌ بر اسرا جنبه های سفید برخی زندانبانان و ژنرال های عراقی هم دیده می شود و حتی زندگی در بازداشتگاه کاملاً تلخ نیست و رنگ آن خاکستری است و طنز به آن آمیخته شده و جشن پیروزی هم وجود دارد و شکنجه ها از دور به گوش می رسند و کتک خوردن بچه ها ناگوار است اما خشونت آمیز نیست. این نحوه روایت، نوجوانان و خانواده ها را هم مخاطب فیلم می کند تا فیلم نداشته باشد و همه مردم ایران و خانواده ها آن را ببینند. در این فیلم ما با یک اسطوره آرمانی روبرو نیستیم بلکه ماجرا واقعی و روایت وفادارانه است. کارگردانی هم حرفه ای است و قاب بندی و بازی های نابازیگران و موسیقی ، دیالوگها و سیر فیلمنامه باورپذیر و غیرشعاری و بلکه جذاب و گیراست و حتی سخت پسند را هم به ستایش واداشته است. ادامه یادداشت در پست بعد @artSkermanshah www.artkermanshah.ir
تأثیرپذیری فیلم از کتاب خواندنی هم مشهود است. گرچه فیلم برخلاف کتاب سعی کرده از خاطرات کرمانی فراتر برود و اساساً خیلی وارد شناسنامه و شخصیت 23نفر نشده است و همه را با نگاه ملی دیده است اما محورهای کلیدی مشترکی در هر دو به چشم می خورد. مثلاً مفهوم بزرگ شدن در فیلم و کتاب به صورت پررنگی وجود دارد چنانچه پایان کتاب آزادی نیست بزرگ شدن است و روییدن لایه نازکی موی نرم و سیاه در سطح صورت یک نوجوان نشان از مرد شدن در شرایط سخت دارد و این بزرگ شدن به شکلی دیگر مورد توجه کارگردان است. یا بیان اینکه سیلی و اسارت ملازم یکدیگرند (ص108) به شکل ویژه ای در فیلم بارها دیده می شود و یا صدای کابل خوردن اسرا (ص173) هم در کتاب و هم در فیلم توصیف شده است. مشاور کارگردان است اما فیلم چالشی نساخته، برخلاف حاتمی کیا که در آثارش در عین پرداختن به موضوعات مهم، درگیری و جدل نسل ها و جناحها و نمایش خائنین و انتقاد از نقاط سیاه (که در جای خود لازم است) را در روایتش قرار می دهد و از آشکار کردن تردیدها و تزلزل ها ابایی ندارد... اما جعفری حتی داستان نفر ۲۴ام را پررنگ می کند تا او را از خیانت تبرئه کند و خاک وطن‌را در لباس بچه ها فرو می کند ‌و در زمین عراق بر زمین می ریزد، اختلاف و درگیری بچه ها را زود ختم به خیر می کند و اختلاف روش آنها را سریعا به وحدت تبدیل می کند؛ چنانچه که دستهای هم پیمان برهم‌نهاده پوستر فیلم شده است، اینجاست که برخلاف برخی تصورات، حمایت نگرش و‌منش جناحی ندارد و این ویژگی هاست که یک موضوع ملی را به یک سینمای ملی ارتقا می دهد. علاوه بر این از همان ابتدا این پرسش شبهه گون مطرح می شود و در انتها دوباره تکرار می شود که جنگ جای بچه ها نیست! و کوچک در جنگ چه می کند؟ و بارها با زبان و با تصویر تلاش می شود که برای پاسخ به این پرسش فکر کنیم که آیا جنگ منتظر می ماند بچه ها بزرگ شوند؟ اصلاً کوچک یعنی کی؟ بزرگ یعنی کی؟ و آدم کی بزرگ می شود؟ رضاکریمی @artSkermanshah www.artkermanshah.ir
هشدار لو رفتن داستان فیلمی غریب و جذاب و پربحث است. زمانی نه چندان دور در آینده. جامعه‌ای شکل گرفته که در آن «شناسنامهٔ ژنتیکی برتر» کلید اصلی پیشرفت ‌است. افرادی که با مهندسی ژنتیک اصلاح شده‌اند را معتبر (Valid) و دیگران را نامعتبر (In-Valid) می‌شمارند. تنها معتبرها می‌توانند به جایی برسند. وینسنت (اتان هاوک) کودکی است که بطور طبیعی متولد شده و پر از نقص‌های ژنتیکی مانند نزدیک‌بینی و شانس ابتلا به بیماری‌های قلبی‌ست و پزشکان با آزمایش خونی که در همان بدو تولد از او می‌گیرند عمر طبیعی او را حدود سی سال تعیین می‌کنند. پدر مادر او پس از اینکه فرزندی طبیعی را تجربه می‌کنند به این نتیجه می‌رسند که فرزند بعدی‌شان باید از طریق دستکاری ژنتیکی که دیگر به نورم جامعه تبدیل شده به وجود بیاید، اینگونه وینسنت صاحب برادری کامل می‌شود. در فیلم‌ بین او و برادرش رقابت جدی دیده می شود. وینسنت رویای رفتن به فضا دارد، اما سرنوشت چیز دیگری درDNA او نوشته، از این رو نمی‌تواند در سازمان فضایی استخدام شود و در عوض خدمتکار آنجا می‌شود. بعد از مدتی وینسنت با جروم مارو (جود لاو) آشنا می‌شود که ورزشکار موفق و انسانی کامل است اما در یک تصادف فلج شده، سیستم اجتماعی حاکم وینسنت و جروم را به یک چشم می‌نگرد، موجوداتی بی‌مصرف. جروم که فلج بودنش از چشم سیستم مخفی مانده هویتش را به وینسنت قرض می‌دهد و او را با نمونه‌های خون، ادرار، مو و پوست تامین می‌کند، وینسنت با هویت ژنتیکی جروم موفق می‌شود در گاتاکا استخدام شود و خود را در برنامه اکتشافی یکی از قمرهای زحل قرار دهد. بعد از مدتی یکی از مسوولین گاتاکا به قتل می‌رسد و نقشه جروم و وینسنت به خطر می‌افتد ولی داستان با هیجان پیش می رود و مشکلات یکی پس از دیگری ختم به خیر می شوند. نهایتاً جروم مقدار زیادی خون و ادرار و مو به وینسنت هدیه می دهد. در صحنه پایانی وینسنت رو به فضا پرواز می کند و همزمان جروم خودش و مدالهایش را در آتش می سوزاند. یکی در زمین و دیگری در آسمان؛ به قول وینسنت: من جسمم را به تو دادم و تو رؤیاهایت را به من دادی. سازمان تبعیض آمیزی است، پس از نظر فیلم دروغ و پنهانکاری و‌تخلف علیه آن رواست. از این جهت این فیلم بیانیه انقلابی علیه نژادپرستی و جبرگرایی ژنتیکی است.‌ اما همچنان فیلمساز در بند حس و ماده اسیر است. روح در انسانهای ضعیف الجثه این فیلم ظهوری ندارد و تنها رؤیاها در کنار ادرار و خون و مو دیده می شوند. نژادپرستی ژنتیکی ناپسند است اما آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست...!
#سینماکتاب
هدایت شده از استنطاق
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
مؤمنین صادق در جنگ احزاب تأملی در آیه مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدوا اللَّهَ عَلَیْهِ  و شهادت http://estentagh.blog.ir/post/114
این متن تقدیم می شود به همه نمره الف ها و یا چشمان مشتاقی که در کلاس سخنانم را تمام و کمال دریافت می کردند: شنیده ام که دروس معارف با عنوان مهارتهای زندگی در دانشگاه های جهان اعتبار زیادی دارند اما کاربرد آنها در کشور ما برای رفع تکلیف و افزایش معدل است. این‌دروس درس زندگی هستند ولی نه اساتید و دانشجویان‌ این‌موضوع را جدی نمی گیرند! همیشه در طول تدریس سعی کردم واقعا حرفهایی مهم را به‌ دانشجویان یاد بدهم اما جدی نبودن موضوع و همچنین گاهی سیاست زده شدن فضا سبب شده کارکرد اصلی دروس معارف کمرنگ شوند. به هر حال من هستم و‌ راه خودم را رفته ام.‌ از آغاز ترم و در کلاس ها‌ تا طراحی سؤال در جلسه امتحان و سنجش اوراق همیشه این آیه سرلوحه عمل من است که آیا کسانی که می دانند با آنها که نمی دانند برابرند!؟ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ البته ملاک دانستن فقط کاغذ پاسخنامه‌نیست بلکه دانایی برخی در کلاس ظهور می کند. علاوه بر این، من تلاش می کنم تا آنها که نمی‌دانند بدانند! این‌تلاش تا آخرین لحظات جلسه امتحان هم ادامه دارد! (البته بدون اینکه پاسخنامه را‌ببینم و فقط از طریق توضیح بیشتر سؤالات!) در کلاس من خطر نمره نگرفتن‌وجود دارد! و نیز بهانه ارفاق زیاد است اما برای کوچکترین نمره دلیلی وجود دارد و هرکس بابت نمره اش حتما کاری کرده است. نمره ۲۰ کم ندادم ولی از ثبت نمرات پایین ابایی نداشتم. می دانم برخی دانشجویان در مورد من چه تصوراتی دارند آنها مقصر نیستند نظام آموزشی معیوب است. می دانم که تحول بزرگ کار هر کس نیست و از واقعیتهای جامعه باخبرم. گاهی تصور می کنم که دانشجو قبل از ورود و بعد از خروج‌ در معرض چه چیزی و چه کسانی است و چه حالی دارد و از من درباره خدای بزرگ چقدر شنوایی‌دارد. اما ناامیدی کفر است‌ و‌ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ . دلم فقط به این خوش است که اگر در معدودی از حضار کلاس تغییر احساس کنم برای من کافیست. @rezakarimi
خدا ودیگرهیچ
#سینماکتاب
Cinema-book23nafr.MP3
زمان: حجم: 37.8M
در ادامه نشست های و به یاد 25امین نفر برگزار شد نشست تحلیل تطبیقی کتاب و فیلم 23نفر چهارشنبه 25دی ماه 98
com.Mesbahol.Hoda-1.apk
حجم: 4M
نرم افزار کتاب مصباح الهدی تقریر مجالس مرحوم با قابلیت جست و‌جو و‌ کپی برداری
فیلم تحمل با است. جهان را در طویله و آدمها را گاو و خر تصویر می کند. این تصویر همانقدر که تلخ است طنز هم هست. خواننده این جمله همانقدر که عصبانی یا ناراحت می شود ممکن است بخندد. صحت نوعی در وجودش دارد که به جهان بدبین است. جهانی که هر چقدر بیشتر سالم زندگی کرده مرگ بیشتر به او نزدیک شده است! اکنون خبر مرگش رسیده ولی حتی خودکشی هم ‌که می کند و یا وقتی می خواهد به حال خودش گریه کند... خنده دار و هجوآمیز است! نهایتاً مرگ دوست داشتنی نیست اما چرا باید بترسیم؟ رقص و‌ موسیقی و خرسواری و... بهتر است! البته رقصی که خنده دار و مخدر است تا فقط شادی آور. اگر لوده و لمپن نباشند آدمهای باهوشی هستند که به جهان و مردم زیاد فکر می کنند و نگاه انتقادی دارند اما لزوماً منفی باف نیستند. صحت مانند دنیا را سیاه می بیند و طنزهای هر دو گزنده و هجوآمیز است اما مدیری معترض است و دنیا را جای خوبی برای زندگی نمی داند ولی صحت آرام است و ‌دنیا را با همه طویلگی و خریت ها با رقص به سر می برد. مضمون فیلم درباره دنیا(جهان) است نه مرگ، و خط اولیه داستان نباید ما بفریبد. این اشتباه برخی را گمراه کرده است. گرچه فیلم را نه در محتوا و نه در فرم دوست ندارم اما صاحب نظرانه است و حتی می تواند به عنوان یک نظریه برای مواجهه با دنیا مورد بحث قرار گیرد و فرم فیلم هم (با اغماض از نقص در نمایش تحول جهان از افسردگی به شادی) کاملاً با نظریه هماهنگ است. پس قبل از اینکه بگویم که کمدی فیلم ‌مبتذل (ولی تا حدی تماشاگرپسند و اثرگذار) است، معتقدم با جهان فیلمساز هماهنگ است و او می تواند مؤلف‌ و صاحب سبک باشد. خر و رقص نزد بزرگانی مانند مولوی و در فیلم صحت زیاد دیده می شود اما یکی دنیا را مقابل آخرت توصیف می کند و دیگری دنیا را برای خندیدن تحقیر می کند. دانایان روزگار با پستی های دنیا رفتارهای مختلفی دارند؛ عده ای از جهالت ها می بُرند و منزوی می شوند و شاید خودکشی کنند. عده ای آن را هجو می کنند و به تمسخر می گیرند. عده ای سازش می کنند و آلوده می شوند و ... عده ای هم مدارا می کنند و به قدر عقل مخاطب با مردم هستند و در عین حال انتظار فرج می کشند. صحت داناست ولی با فیلمش و با این نوع جزو دسته آخر نیست: - من ...َم؟ - آره - چقدر؟ - زیاااد... من چطور؟ - تو‌ بیشتر!!