پلوتوییهایِبیخانمان؛
...
آنچه که من و تو در ظاهر این داستان می بینیم؛ احتمالا موفقیت است،برتری است و ماندگاری اما این کلمات،اغلب برای تبلیغ یک شویندا استفاده می شود.
شاید خوار ترین چیزی که بتوانم برایش بگویم همین است:«فرای توانستن در زمانه ما می توانیم و شما نمی توانید ها،ساختن در عصر ساخته ها و تغییر،در یک خط صاف رو به افول.»
زادروزت مبارک باد،بزرگ زن ایران زمین؛
شاید هم واقعا در واژه همیشگی،منظور انسان بود اما نه انسان کامل،تکه هایی از یک انسان.
در آخر جسم ما چه برای یک جهان دیگر،یک دنیای دیگر یا یک انسان دیگر ترک خواهد کرد اما ما،آن لرزش و ریز فکرهای درونمان،تا ابد با یکدیگر میمانند.
تو می روی و سعی می کنی که در رفتنت،باقی بمانی.
آیا ما واقعا همیشه یکدیگر را کاملا تنها گذاشتیم؟اصلا شدنی است؟
اگر مرگ یعنی جسم خاموش،شاید ابد زندگی تنها در بی جسم بودن باشد.
درود ایزد توانا بر شما.
این پیام، حامل یک تقدیمیست.
پایگاه °پلوتوییهایبیخانمان° و مرکز °اذهانهادس°
به پاس نزدیکی پایان اردیبهشت ماه، تصمیم گرفتند که، چشمان شما را به این تقدیمی مزین کنند.
و شمایی که نظارگر این تقدیمی هستید،
این پیام را به خانه های کوچکتان، منتقل کنید و
°یک کرکتر یا شخصیت رو به میل خودتون انتخاب کنید؛
°یک ژانر رو بر طبق سلیقه ی خودتون انتخاب کنید؛
°و از بین داستایوفسکی یا اوسامو دازای یکی رو انتخاب کنید؛
تا آبان فرزندِ هادس و ایدن پلوتویی،
یک نقاشی از شخص انتخاب شده، تکه ای از کتاب، یک متن کوتاه، کمی شگفتانه، و چند راز نهفته به دیدگان شما تقدیم کنند،
جت ارسال تگ | (کافیه)
در پناه آفریننده ی خورشید.
732.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خرچنگی هستم همتای یک قورباغه؛