پلوتوییهایِبیخانمان؛
سلام این پنجاه صفحه داستان نوشته🤸♂ بهش افتخار کنین🤸♂ خدافس🦕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پلوتوییهایِبیخانمان؛
سلام این پنجاه صفحه داستان نوشته🤸♂ بهش افتخار کنین🤸♂ خدافس🦕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پلوتوییهایِبیخانمان؛
شرمنده نیمتونم فندوم اشتباهمن رو دوست داشته باشم
خیلی به اونش کاری نداشتم متنه بود🤣
هدایت شده از Vampire
میبینی ؟
مثل ستاره پخشمان کردهاند توی این صفحه سیاه که هر کداممان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم .
اما نمیدانیم در کدام منظومه میچرخیم ،
برای چی میچرخیم و چقدر میچرخیم .
عباس معروفی ؛
من یک وقتی خوشبخت بودم،هرچند فقط در رویا،اما خوشبخت بودم.
-ادگار آلن پو
آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی؛ گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است؛ آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم؛ زیر بوتهای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود.
_شمس لنگرودی
هدایت شده از دربینشیارهایِمغزم؛_rest_
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا