هدایت شده از شلیک غم.
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید.
رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست.
مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عیناً همان تابلوست.
اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
هدایت شده از 𝖽𝗈𝗐𝗇 𝗍𝗈𝗐𝗇
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه..آری.. این منم اما چه سرد
«او» که در من بود،دیگر،نیست،نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
«او» که در من بود،آخر کیست،کیست؟
_فروغ فرخزاد
هدایت شده از گرافاتِیکگیلاسمقبول؛rest
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا