پلوتوییهایِبیخانمان؛
یاس وای براش رو زانوهامم واقعا وایب خوبی بهم میده اصلا میمیرم براش خیلی فلسفی عه میدونید چیمیگ نامجو
خدایمن من الان چی بگم یا حضرت عباس الهی بمیرم😭
هدایت شده از زیرشیروانی ذهن من.³ᝰ
نجات دهندهی واقعی آبدوغخیاره وگرنه بقیش کشکه
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
این زمستانی که گذشت آنقدرها سرد نبود، اما از آن زمستانهای خونین سوزناک بود که در داستانها میخوانی، از آنها که در تاریخ امیدها درَش میمردند. یک زمستان طولانی کُشنده که تا بهار هم کِش آمد. میگویند سرما، سرمای شدید، سرمایی که در مغز استخوانت خانه میکند، از گرما هم بیشتر میسوزاند. ما در این زمستانی که گذشت، بسیار سوختیم؛ حتی با اینکه آنقدرها سرد نبود.
اما زمان نداشتیم که به راحتی بسوزیم، زمان نداشتیم که بترسیم یا که دردمان را درمان کنیم، ما باید آن را با محصولات سرمازدهمان دور میریختیم گویی تا به حال وجود نداشتهاند و این تا بهار کِش آمد.
ما در هر صورت زنده ماندیم و آن زمستان طولانی تمام شد. گرمای سوزان سر از آسمان درآورد و حالا وقت آن بود که ما ذره ذره آب شویم، وقت آن بود که دردهایمان با رطوبت هوا تبخیر شوند، وقت آن بود که زیر خور، عرق بریزیم و گریه کنیم، وقت آن بود که با سوگ زمستانیمان وداع کنیم تا تابستان را راحتتر بگذارنیم، وقت آن بود که مزهی رنج و اندوه تابستان را بکشیم. اما هنوز غمها در گلویمان مانده و آن زمستان تمام نشده، آن زمستان هیچگاه تمام نخواهد شد، حتی در این تابستان سوزان، حتی زیر تیغ برّان آسمان که روی گلوهایمان نشسته.
#خزعبلات
هدایت شده از ·ࡇ· Opus IX; rest?
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسد زمان خداحافظی پایان هر قصه ای،
نمیدانم چرا ما به ماندگاریات دل بسته بودیم.
هدایت شده از حرص بخوریم.
با اینکه تهرانی نیستم ولی جمله ی
رهبر شهید انقلاب برای همیشه از تهران رفت منو خیلی سوزوند
هدایت شده از بادماراخواهدبرد
هرچیزی رو رها میکنید، لطفا هنر رو رها نکنید.
من دیوونهوار عاشق اینم که آدم ها برای چیزی با دقت و تمرکز وقت بذارن، آروم و با حوصله مداد رو روی کاغذ بغلتونن و روی چیزی کار کنن، چیزی که نه وظیفهای ضروریه و نه از سر اجبار، با عشق و حوصله کاری رو انجام دادنه.
عاشق تماشا کردن آدمها موقع آرایش کردن و نقاشی کشیدن و نوشتن و ساز زدن و کارهای هنری ام انگار چیزی تو اون لحظه و اون ثانیه درون آدمها به وجود میاد که نمیدونم اسمش رو چی بذارم.
حتی اگه نتیجه اونقدرهاهم ایدهآل نباشه اما برای من خیلی خیلی با ارزشه و خیلی خیلی قابل ستایش.
چیزهایی تو زندگی هستن که مربوط به کار و درس نیست، چیزهایی که اگر نباشن من هم زیر بار این همه غصهای که دارم له میشم، مثل چای ریختن و کتاب خوندن، مثل پادکست گوش دادن و مرتب کردن اتاقم، مثل آهنگ گوش دادن و نقاشی کشیدن، مثل رقصیدن جلوی آینه و آرایش کردن، مثل ساز زدن مثل خوندن مثل نوشتن، چیزهایی رو تو زندگی پیدا کن که حتی اگر طناب زندگی به مو رسید، اونها مانع پاره شدنش بشن.
پلوتوییهایِبیخانمان؛
کابین دهم،فرزندان آفرودیت الهه عشق و زیبایی؛
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کابین یازدهم،فرزندان هرمس(🎀)
خدای راهزنی،جاده ها و سفر؛