پلوتوییهایِبیخانمان؛
لیلی و مجنون پر از غم که حالا «مجنون» ازش شده جدا ((:
اون مرهم "گذاشته"بود روی قلب کسی.
پلوتوییهایِبیخانمان؛
اون مرهم "گذاشته"بود روی قلب کسی.
اثری گذاشته روی زندگی
ادمای رنگارنگ دوران خودش
«قهرمان» شد واسه مردمشون
وسط زندگیِ بی رنگ و روح (((:
پلوتوییهایِبیخانمان؛
اثری گذاشته روی زندگی ادمای رنگارنگ دوران خودش «قهرمان» شد واسه مردمشون وسط زندگیِ بی رنگ و روح (((
حالا توی شهر غصه ها،مجنون کجاست؟
پلوتوییهایِبیخانمان؛
حالا توی شهر غصه ها،مجنون کجاست؟
مجنون پیش عشاق خداست.
پلوتوییهایِبیخانمان؛
حالا توی شهر غصه ها،مجنون کجاست؟
پیدا کرده قصه ای دلخواه و پر از ... ((:
اگر زنده ماندیم در این سال ها و اندی و من و تویمان هنوز ما بود، روزی می آید که در کنجی می نشینیم، من،تو و دو فنجان چای و برایت خواهم گفت که چه گذشت.