هدایت شده از بادماراخواهدبرد
گاهی احساس میکنم در جهان جایی برای من نیست. همان طور که در جمع دیده نمیشوم و همان طور که در کوچه و خیابان نامرئی هستم و آدم ها به من تنه میزنند، احساس میکنم نیستم یا شاید هم نباید میبودم.
ای کاش واقعا نامرئی بودم. ای کاش گل قالی بودم، ای کاش نقشی بر دیوار بودم، ای کاش اشک چشم هایی بودم، ای کاش کلمه ای بر کاغذ بودم.
هدایت شده از شاپـرك ِغمگین .
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
والا ، همیشه یا اعصاب ندارم یا کلافه ام .
آدما با من از مدرسه حرف میزنن
بیخیال،من امسالم از قطار سریع السیر هاگوارتز جا موندم.
بهم کارد بزنی خونم در نمیاد
هدایت شده از انباری
حقيقتا من واقعا بغل رو دوست دارم
بغل کوتاه، بغل طولانی، بغل از پشت، بغل از جلو، تو بغل نشستن، خوابیده بغل کردن، خوابیده بغل شدن، كلا ماهیت بغل رو تا ابد دوست دارم.
پلوتوییهایِبیخانمان؛
حقيقتا من واقعا بغل رو دوست دارم بغل کوتاه، بغل طولانی، بغل از پشت، بغل از جلو، تو بغل نشستن، خوابید
من از امنیت خوشم میاد.
از همینطور لمس شدن بیزارم،با بغلای خودسر معذب میشم.
اما دوست دارم سری که به شونه هام تکیه کنه رو،دوست دارم آغوشی که موقع اشک به روم باز می شه رو.
از تکیه کردن و تکیه گاه بودن خوشم میاد.