خانم موحدیان فردا در حال تبدیل شدن به جنگجوی اژدها با دیدن برگه من«به سفیدی قلبم»
هدایت شده از اِتـــحــــاٰدیه اَبــــلَــهان ¹³
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در پناه شب
از انتهای هرچه نسیم است، میوزم
من در پناه شب
دیوانهوار فرو میریزم
با گیسوان سنگینم در دستهای تو.
با من بیا
با من به آن ستاره بیا
به آن ستاره كه هزاران هزار سال
از انجماد خاک و مقیاسهای پوچ زمین دور است
و هیچكس در آنجا
از روشنی نمیترسد.
من در جزیرههای شناور به روی آب نفس میكشم
من
در جستوجوی قطعهای
از آسمان پهناور هستم
كه از تراكم اندیشههای پست، تهی باشد.
_فروغ فرخزاد.
هدایت شده از 𝖠︎𝗎𝗋𝖺༢
بیاید بگید من
اگر شهر بودم؟
اگر فصل بودم؟
اگر رنگ بودم؟
اگر زبان بودم؟
اگه کشور بودم؟
و اگر ژانر بودم چی میشدم؟
پلوتوییهایِبیخانمان؛
بیاید بگید من اگر شهر بودم؟ اگر فصل بودم؟ اگر رنگ بودم؟ اگر زبان بودم؟ اگه کشور بودم؟ و اگر ژانر بود
اصفهان_یا شیراز
زمستون
قهوه ای
اسپانیا یا فرانسه ای
فرانسه
جنایی فانتزی
پلوتوییهایِبیخانمان؛
بیاید بگید من اگر شهر بودم؟ اگر فصل بودم؟ اگر رنگ بودم؟ اگر زبان بودم؟ اگه کشور بودم؟ و اگر ژانر بود
یه شهر تاریخی مثل کرمانشاه اصفهان و حالا شهر های خارجی که نمی دونم
زمستون
طیف رنگ های گرم
انگلیسی
ایران
تخیلی غمگین
پلوتوییهایِبیخانمان؛
بیاید بگید من اگر شهر بودم؟ اگر فصل بودم؟ اگر رنگ بودم؟ اگر زبان بودم؟ اگه کشور بودم؟ و اگر ژانر بود
شیراز
پاییز
قهوهای و زرشکی و سبز و شکلاتی
فارسی
ببخشید جز ایران چیزی به ذهنم نمیاد ولی فرانسههم میشه
جنایی عاشقانه توی برف_