The Weeknd the_weeknd_after_hours.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
Oh baby, where are you now when I need you most?
هدایت شده از {کشتارگاهخانومدلقک}
آکورد به دیورا نگاه میکرد دخترک در باد میچرخید شمشیر فولادین را بر تک تک قسمت های قصر فرود میآورد بال های سفیدش لکه ی خون گرفته بودند و موهای قرمزش در باد پیچ میخورد آکورد محو زیبایی او شده بود؛دیورا دختری که قدرتش به قدرت خدای باستانی زئوس متصل بود همه انها از دربار پادشاهی بر این باور بودند:دیورا اگر بخواهد سلاح نابودی تمام آفرینش زئوس است!.
اما دیورا هیچ گاه از این آگاه نبود همیشه خود را دختری ساده از تبار دلرموند میدید که بی آلایش و ساده دل بود اما میدانست؟!اگر عصبانی شود چه میشود؟!...
نور به چشمان زردش زد و دیورا سرش را چرخاند"لعنتی!" موهایش در باد تکان خورد و کبری های سرخ از داخل مجعدش در امده اما دیورا به سرعت خشمش را خاموش کرد و دستانش را دور شمشیر محکم گرفت به زمین فرود امد..آکورد رفت به دنبالش"هی بانوی من" دیورا طبق معمول هیچ جوابی نداد و سرش را پایین انداخت جلبک ها دور دسته ی شمشیر حلقه زده و دست دیورا را با شمشیر یکی ساختند او به روی اسبش نشست و موهای اسب را گرفت وبا قدرتی کشید اسب با حرکت باد به آنسوی جنگل رفت آکورد چشمانش گشاد شد باور نمیکرد عقب عقب رفت شمشیر خودش را انداخت و به داخل قصر دوید بدون مقدمه در اتاق شاه را باز کرد؛مشاورش در کنارش چنبره زده بود آکورد عصبانی رفت سمت میز "بانو دیورا دلرموند رو برای جنگ فرستادید؟!" شاه با عصبانیت بلند شد"من برای کارهای خودم باید از پسرم اجازه بگیرم؟!" آکورد غرید"حق نداشتی اونو بفرستی حق نداری همین الان بفرستش اون میمیره اون بیماره کاش نفم نباشی خواهش میکنم پدر التماس میکنم میدونم اون قوی ترین بانوی درباره ولی سرطان داره نمیتونه زیاد بدوعه هرکاری بگی میکنم تا زنده بمونه" شاه که همیشه خواستار مرگ پسرش را داشت روی زانو خم شد آکورد چشماش درخشید پادشاه لب باز کرد"پس قسم پروانه بخور،قسم بخور که زبان گوش چشم دهان دست و پای خودت رو اهدا میکنی و به پروانه تبدیل میشی در این صورت زئوس هم مطمئن میشه که دیورا سالم برگرده" آکورد عقب عقب رفت پدرش داشت حکممرگ اورا امضا میکرد اشک تز چشمانش جاری شد اما حرفی نزد بیرون رفت و به داخل انباری قدم برداشت درست روبه روی قبر زئوس زانو زد "ای خدای بزرگ خواستار مرگ خودم و دختر تو هستم من به پروانه ای تبدیل خواهد شد و تا ابد بال هایم را به خون دخترت گره خواهم زد" همه جا سکوت بر قرار شد دردی در قلب و تن آکورد پیچبد و کم کم در زمین فرو رفت و پروانه ای سیاه اما بسیار زیبا جای اورا گرفت،آکورد لبخند زد البته که معلوم نمیشد اما این کار را کرد پر زد و به روبه روی دروازه رفت تا اگر دیورا برگشت اورا ببیند...پنج ساعت تمام بال زد سرانجام دیورا با چهره ای پر از خنده وارد شد سرش به هوا بود آکورد با دیدن او بال زدن را یادش رفت موهای قرمزش در هوا میپیچید و چشمانش برقی بی نظیر داشت آکورد روی زمین افتاد سم اسب روی بالهایش رفتند و درد تمام وجود آکورد را گرفت خون زیر پروانه جمع شد و درحالی که برق چشمان دخترک لبخندی روی لبش اورده بود جان داد.
#KATRINE
https://eitaa.com/joinchat/2322925208C2c182945e1
هدایت شده از شهرساختگی
درود و نور از شهرساختگی. شهر کوچیک ما دوباره قراره به شما تقدیمی بده
شما این پیامو فور بزنید و تگتون رو برای بنده داخل اینجا بزارید .
و من یک سلبریتی خارجی رو به شما تشبیه میکنم و یک آهنگ و پیک هم وایبتون تقدیمتون میکنم 🕯
یادتون نره که حتما توی چنل جوین باشید
Limit شهرساختگی تگ